ابراهيم اصلاح عربانى
370
كتاب گيلان ( فارسى )
زراعت به پيشرفتهاى بيشترى نائل شدهاند . تخريب جنگل به اشكال مختلف و به وسيلهء عوامل گوناگون با پيشرفتهاى علمى و صنعتى سرعت بيشترى يافت ، زيرا با افزايش جمعيت و تنوع صنايع وابسته به چوب و فرآوردههاى جنگلى ، شتاب تخريب جنگل نيز افزوده گرديد . بعد از جنگهاى اول و دوم جهانى همزمان با بازسازى مناطق ، بازسازى جنگلها و بهرهبردارى علمى از جنگلها مورد توجه قرار گرفت ، تا جايىكه امروز در كشورهاى پيشرفته منابع جنگلى به عنوان سرمايهء ارزنده محيط زيست و پرارزشترين منبع محصولات چوبى و غيره ، بشدت حفاظت و حمايت مىگردد ، ولى روند تخريبى متأسفانه در كشورهاى جهان سوم از جمله ايران همچنان ادامه دارد و با افزايش جمعيت ، تخريب نيز گسترش يافته است . رابطهء ايرانيان با منابع جنگلى نيز از مسير عمومى ارتباطى انسان با مواهب طبيعى عبور كرده است و در گيلان كه داراى بهترين نوع از جنگلهاى ايران است ، انسان و جمعيت جنگلنشين و يا ساكنان حاشيهء جنگل بيشترين عامل تخريب آن براى دستيابى به زمينهاى زراعتى و احداث باغها و خانهها و چراگاهها بوده است . جنگلهاى گيلان كه بخش مهمى از جنگلهاى شمال كشور است ، جولانگاه اغنام و احشام و دامداران و جنگلنشينان متعدد و پراكنده در جنگل و يا حاشيهء جنگل بوده كه به شيوهء بسيار ساده و سنتى زندگى و دامدارى مىكنند در حالى كه اينگونه جنگلنشينى و دامدارى سنتى به كلى در كشورهاى پيشرفته جهان منسوخ شده است . در اين كشورها نهتنها از سكونت در جنگلهاى صنعتى و توليدى و استفاده از آنها براى دامدارى و كشاورزى ممنوع است ، بلكه وجود حيات وحش را نيز در يك مجموعهء اكوسيستم جنگلى تحت مديريت در آوردهاند تا در اين راستا صدمات و لطمات وارده به منابع جنگلى به حداقل كاهش يابد . گرچه تاكنون اطلاعات مدون و تاريخ دقيقى از آغاز زندگى جنگلنشينى و دامدارى در جنگلهاى استان به دست نيامده ، ولى چنين استنباط مىشود كه جنگلنشينى در گيلان يكى از آثار مخرب افزايش جمعيت در منطقه است ، زيرا شواهد و اطلاعات حاكى از آنست در گذشتهء نهچندان دور كه راههاى روستايى و جنگلى در جنگلها وجود نداشت و نيز تورم و افزايش جمعيت به وجود نيامده بود ، اكثر روستائيان يا در اراضى زراعى و حاشيهء جنگلهاى جلگهء نزديك دريا ساكن بودند و يا در روستاهاى حاشيهء جنگل در ارتفاعات و در قسمتهاى جنوبى نوار جنگلى گيلان زندگى مىكردند . مهمترين روستاهاى مزبور عبارت بودند از : رك - ارده و روشنده در منطقهء تالش - ماسوله - امامزاده ابراهيم در حوزهء فومنات و روستاهاى ديگر در منطقهء عمارلو رودبار - ديلمان لاهيجان و اشكورات رودسر و رحيمآباد . قبل از دهههاى اخير جمعيت محدود روستائى در قسمتهاى شمالى و جنوبى نوار جنگلى گيلان به دليل نبودن راههاى ارتباطى و نيز كافى بودن سطح مراتع و اراضى مزروعى كمتر براى زندگى به جنگل روى مىآوردند و از محدود راههاى ارتباطى موجود مالرو و صعب العبور نيز براى دادوستد اجناس و كالاهاى مصرفى و نيز تأمين نيازهاى زندگى بين شمال و جنوب اين نوار جنگلى رفتوآمد مىكردند . با افزايش جمعيت در مناطق يادشده به خصوص در مناطق جلگهاى كرانهء درياى خزر از يك سو و پيشرفتهاى صنعتى و كشاورزى از سوى ديگر ، روز بهروز از سطح جنگلهاى جلگهاى كاسته شد و اراضى زراعى و باغ و خانه و محوطه و مراكز صنعتى افزايش يافت . با افزايش جمعيت و خانوارها و گسترش نيازهاى غذائى ، جنگلنشينى همراه با تخريب مراتع و جنگلها و تبديل آنها به اراضى زراعى در قسمتهاى جنوبى گيلان و ارتفاعات نيز آغاز شد كه در حال حاضر هم در دو ناحيهء شمالى و جنوبى استان گيلان ادامه دارد . به طور كلى افزايش جمعيت و مشكلات ناشى از آن عرصه را بر دامداران و عدهاى از كشاورزان گيلان كه چندان مكنت مالى نداشتند تنگ كرد ، لذا به مرور زمان گروهى راه مهاجرت به شهرها و استانهاى ديگر را در پيش گرفتند و گروه ديگر به مناطق جنگلى روى آوردند و با استفاده از چوب جنگل و ديگر امكانات براى خود و دامهايشان سرپناهى درست كردند به طورىكه جمعيت جنگلنشين به تدريج افزايش يافت و امروز به جائى رسيد كه بيشتر نقاط جنگلى غير از مناطقى كه فاقد راههاى ارتباطى بوده و يا به دليل موقعيت جغرافيائى و شيب زياد و يا شرايط سخت آبوهوائى قابل سكونت نيستند مورد دستاندازى براى سكونت و دامدارى و غيره واقع شد . پراكنش جنگلنشينان چون در زمينهء بيولوژيكى و وضعيت طبيعى جنگلهاى گيلان يا جنگلهاى شمال ايران قبلا بحث شده است در اين قسمت بيشتر به مختصات ساكنين اين جنگلها و چگونگى سكونت و پراكنش آنان در مناطق جنگلى مىپردازيم . اگر منابع طبيعى و سازمان جنگلها و مراتع كشور هماكنون با پديدهء دامدارى و جنگلنشينى در جنگلهاى گيلان يا كل جامعهء ايران مواجه نمىبود ، ادارهء امور جنگلها با يك سازمان ادارى معمولى ( و حتى نه با تخصص بالا ) ، بلكه با سرمايهگذارى مناسب و بهرهورى از امكانات موجود امكانپذير مىنمود . اما مسئله مشكل در اين راه وجود و سكونت حدود يك ميليون نفر در جنگلهاى شمال با تعداد حدود 6 ميليون واحد دامى است ( هر واحد دامى - 1 گوسفند ) . براساس مطالعات و بررسيهاى انجامشدهء كارشناسان دفتر فنى جنگلدارى سازمان جنگلها و مراتع كشور در كل مناطق جنگلى گيلان از رود آستاراچاى در مرز ايران و جمهورى آذربايجان تا رود چابكسر در شرق گيلان تعداد 2041 آبادى وجود دارد كه محل سكونت دائم يا موقت 110 ، 61 خانوار و جمعيتى معادل 120 ، 368 نفر است . جنگلهاى گيلان كه هماكنون به صورت نوار باريكى مناطق كوهستانى دامنههاى شمالى البرز را پوشانده است داراى سطحى معادل 000 ، 550 هكتار برآورد شده كه با توجه به تعداد جمعيت ساكن در اين سطح ، تراكم جمعيت معادل 7 / 0 نفر در هكتار است . ( يا در هر 3 هكتار به طور متوسط 2 نفر ) اما آنچه در پراكنش و تعداد جمعيت ساكن در مناطق مختلف جنگلى مؤثر است ، عوامل متعددى است كه ذيلا به مهمترين آنها اشاره مىشود : 1 - شيوهء سنتى دامدارى و افزايش سريع جمعيت در ميان دامداران بومى ، زيرا استفاده از عرصههاى جنگلى همگام با شيوهء معيشت جنگلنشينان گونهء خاصى از پراكنش و ساختار جمعيت را به وجود آورده است . مثلا از 1554