ابراهيم اصلاح عربانى
335
كتاب گيلان ( فارسى )
مرغوب ساختمانهاى شهرى متفاوت است . به طور كلى سفالها با بهرهگيرى از قالبهاى چوبى تهيه مىشوند بدينترتيب كه مادهء اوليه را در قالب مىريزند و پس از خشك كردن آن را در كورههاى مخصوص قرار مىدهند . در لبهء سفالها شيارهائى تعبيه شده است كه اتصال آنها را به يكديگر ممكن مىسازد . همچنين بر روى سطح محدّب آنها دگمهاى از جنس سفال قرار گرفته كه براى اتصال سفال به توفالهاى بام مورد استفاده واقع مىشود و استاد سفالكار را از هرگونه ملاطى بىنياز مىنمايد . برخى از محققان معتقدند كه استفاده از سفال براى پوشش بامها در اواخر قرن نوزدهم ميلادى از روسيه اقتباس شده است ولى در صحت اين نظريه بايد ترديد داشت زيرا دلايل و شواهد زيادى بهرهگيرى از سفال را در قرنها قبل از آن مدلل مىسازند . 4 - بناهائى با بامهاى حلبى يا شيروانى كه طى چند دههء اخير به تبعيت از بناهاى شهرى معمول شده است . شيروانى گرچه در معمارى روستائى و بومى گيلان تسهيلاتى فراهم ساخته و برخى مشكلات را از ميان برداشته است اما خود موجب بروز مشكلاتى شده كه بدانها اشاره خواهيم كرد . در بحث از معمارى روستائى و بومى گيلان لازم مىداند به چپر و پرچين نيز اشارهاى داشته باشد ، زيرا گرچه چپر و پرچين در اساس ساختمان و بنا نقشى ندارد ولى جزئى از مجموعهء عوامل مؤثر در معمارى بومى و روستائى محسوب مىشود . استفاده از چپر و پرچين به جاى ديوار براى جداسازى محوطهها از ويژگيهاى معمارى شمال ايران است . در اغلب نقاط ايران محوطهء خانهها توسط ديوارهائى از خشت ، آجر يا سنگ از خانههاى ديگر يا معابر جدا مىشود حال آنكه در روستاهاى گيلان چپر و پرچين مرز خانهها را مشخص مىسازد و از سوى ديگر محوطهء خانه و باغ را از تجاوز چارپايان و گرازهاى وحشى محفوظ نگاه مىدارد . اين نوع حفاظ ، كه در اصطلاح محلى پرده و رمش نيز خوانده مىشود ، گاه از نيهائى ساخته شده كه با تركههاى نازك به هم بافته مىشوند و گاه از شاخههائى تركيب يافته كه در اطراف پايهها يا قطعهچوبهاى افقى پيچانده مىشوند . امتياز مهم چپر و پرچين يا پرده و رمش آن است كه فضاى خانه را هراندازه كوچك باشد تنگ و دلگير نمىسازد . ساكنان يك خانه محقر روستائى با محوطهاى بسيار كوچك همانقدر از زيبائيهاى طبيعت و مناظر باشكوه و تماشائى آن لذت مىبرند كه ساكنين خانههاى بزرگ . شك نيست كه روستائيان گيلان اين امتياز جالب را مرهون چپر و پرچين هستند . معمارى بومى و روستائى گيلان طى چند دههء اخير دچار تغييرات و تحولات فراوان شده است . بلوكهاى سيمانى جاى بسيارى از مصالح ساختمانى محلى را گرفته و استفاده از حلب براى پوشش بام گسترش قابل توجهى يافته است . كريستيان برومبرژه كه معمارى بومى و روستائى گيلان را از نزديك مورد بررسى و مطالعه قرار داده دربارهء اين تغييرات مىنويسد : « معمارى محلى گيلان در طى 30 سال گذشته تغييرات فراوان كرده است . جريان اين تغييرات در 10 سال گذشته شتابى بيشتر به خود گرفته است . . . در سال 1982 طىّ آخرين اقامتم در گيلان بار ديگر همان ساختمانهائى را ديدم كه در اوايل سالهاى 1970 ديده بودم . اين ساختمانها به كلى مسخ شده بودند : خانههاى سنتى به انبارى مبدل شده بودند و خانوادهها به مسكنهاى تازهاى نقل مكان كرده بودند كه جلوى محوطه ساخته شده بود تا بهتر بتوانند بازماندههاى گذشته را از انظار پنهان كنند . . . از اينپس زيربناى خانه را ستونهاى آجرى و به خصوص سيمانى تشكيل مىدهد . اين بلوكها را در محوطهء كار بنائى با ماسه و سيمانى درست مىكنند كه از ايران مركزى به منطقه وارد مىكنند . ديوارها را هم غالبا با همين بلوكها مىسازند . . . كاربرد حلب براى پوشش بام عموميت يافته و در نتيجه شكل بامها تغيير كرده است ، در حالىكه پوشش با نى و پوشال به چوببستهائى نياز دارد كه شيب آنها تند باشد ؛ قطعات حلبى را مىتوان روى بامهائى با شيب ملايم نصب كرد . ( در ضمن هزينه ساختن اين بامها كمتر است . ) از اينپس خانه فقط يك طبقهء مسكونى دارد و اطاقهاى آن به يكديگر راه دارند و هريك كاربرد خاصى دارد ( آشپزخانه ، اطاق خواب ، اطاق پذيرائى و . . . ) پنجرههاى جديدترين خانههاى مسكونى جاى خاصى ندارند و ممكن است در هرنقطهاى در پيرامون ساختمان تعبيه شوند . تحولاتى را كه خواهناخواه چنين تغييراتى در پى دارد به سادگى مىتوان حدس زد : از اينپس همهء مصالح ساختمانى را خريدارى مىكنند و از محيط پيرامون به دست نمىآورند . روند ساختمانسازى از دست استادكاران و متخصصان سنتى خارج است . بنّائى كه بلوكهاى سيمانى را قالبريزى مىكند جايگزين سازندهء چوببست و نجار شده است . حلبساز جاى گالىساز را گرفته است . طرح صعودى خانه ، كه بر سازماندهى صورى و ذهنى نقشه خانه حاكم بوده اكنون تغيير جهت داده است : از اينپس غالبا همهء فضاى مفيد خانه را در يك طبقه مىسازند . اكنون در اطاقها رو به جهتهاى مختلف بازمىشود ، حال آنكه در نظام سنتى معمولا همهء درها فقط روبه نماى بيرونى خانه بازمىشد . جابهجائيهاى فصلى ، كه سابقا رسم بود ، اكنون ابعاد محدودترى به خود گرفته است و تغيير مكان از اطاقهائى كه هريك كاربرد خاصى دارد به ايوان تقليل يافته است . » « 10 » تغييرات و تحولات معمارى بومى و روستائى گيلان گرچه تسهيلاتى را براى ساكنان خانهها فراهم ساخته ولى در عين حال مشكلات فراوانى نيز براى آنان به وجود آورده است . تغييرات جديد ، عايقبندى خانهها را بهبود بخشيده و شيروانى خطر آتشسوزى را كاهش داده است . بلوكهاى سيمانى از مشكلات كار ساختمانى كاسته است اما به طور كلى اين تغييرات بر طبق الگوهاى شهرى با عادتهاى زندگى روستائى و شرايط اقليمى مغايرت پيدا مىكند . شيروانى با بارانهاى مداوم گيلان تناسب و هماهنگى ندارد زيرا صداى برخورد قطرات باران به شيروانى خواب راحت را از چشم روستائى خسته مىربايد و سكوت و آرامش روستا را درهم مىريزد . از سوى ديگر گرماى تابستان و سرماى زمستان را به داخل بنا رسوخ مىدهد . معمارى شهرى گيلان چگونگى معمارى شهرى گيلان در گذشتههاى دور براى ما روشن نيست ، زيرا بارانهاى مداوم و رطوبت فراوان ، بناها و آثار گذشته يعنى شواهد عينى را ويران كرده و از ميان برداشته است و در اين زمينه اسناد و مدارك و شواهد كتبى
--> ( 10 ) . مسكن و معمارى در جامعهء روستائى گيلان ، كريستيان برومبرژه ، صفحهء 158 ، 161 و 162 .