ابراهيم اصلاح عربانى
300
كتاب گيلان ( فارسى )
از ارقام مربوط به جمعيت شهرى آن است ( 0 / 56 درصد در نقاط روستائى و 2 / 59 درصد در نقاط شهرى ) و اين وضع به صورت مشابهى در مورد هريك از دو جنس نيز پيش آمده است . شايد اعطاى تسهيلات خاصى چون واگذارى زمين ، مسكن و ساير تسهيلات زندگى به افراد متأهل و تقويت رفتارهاى اسلامى در مورد كراهت زندگى به حالت تجرد را بتوان از عوامل مؤثر در اين امر دانست . در تغييرات مربوط به عموميت ازدواج ، علاوهبر مبانى عقيدتى ، اثر دو عامل سواد و اشتغال مهم و قابل بررسى است چه معمولا بىسوادان زودتر از باسوادان ازدواج مىكنند و در صورتىكه تفاوتى بين سطح سواد افراد در دو جامعه مختلف وجود داشته باشد تفاوتى در عموميت ازدواج افراد آن دو جامعه نيز پيش مىآيد ارقام جدول شمارهء 17 نسبت افراد داراى همسر در سال 1365 را در بين زيرمجموعههايى از جمعيت 10 ساله به بالاى استان گيلان برحسب سواد در مقايسه با كل كشور نشان مىدهد . جدول شمارهء 17 - مقايسهء جمعيت 10 ساله به بالاى استان گيلان و كشور در سال 1365 . اين ارقام اهميت زيادى در برآورد سطح بارورى و تعيين ميزان رشد جمعيت دارند . مطالعهاى كه اخيرا وسيلهء سازمان ثبت احوال كشور در مورد بارورى انجام گرفته اثر سواد در كاهش محسوس سطح بارورى را مجددا مورد تأييد قرار داده است . در شرايط مشابهى از طول مدت ازدواج ، تعداد فرزندان زنانى كه سطح سوادى بيش از دورهء راهنمايى تحصيلى دارند تقريبا نصف تعداد فرزندان زنان بىسواد است و اين وضع در استان گيلان به رغم پائين بودن سطح بارورى زنان تفاوت چندانى با استانهاى ديگر نداشته است . « 4 » ارقام جدول شماره 17 جنبهء ديگرى از اين واقعيت را روشن مىسازد در حالىكه 8 / 79 درصد زنان بىسواد 10 ساله به بالاى استان گيلان در سال 1365 داراى همسر بودهاند اين نسبت در بين زنان باسواد 10 ساله به بالا به كمتر از نصف آن رقم ( 6 / 38 درصد ) مىرسيده است ، وضعى كه با مختصر تفاوت در جامعه شهرى و جامعه روستائى نيز عينيت داشته است هرچه سطح سواد زنان بالاتر رود ، از يك طرف ، از پيشرسى ازدواجهاى آنان كاسته مىشود و از طرف ديگر متوسط تعداد فرزندان آنان در مقايسه با زنان بىسواد رو به كاهش مىگذارد و ايندو مجموعا ميزان مواليد و به تبع آن ميزان رشد جمعيت را تقليل مىدهد . از نظر اشتغال و ارتباط آن با ازدواج وضع به گونهاى ديگر است . اولا نسبت ازدواج در بين افراد شاغل بالا است و ثانيا ميزان بارورى زنان شاغل در مقايسه با زنان غير شاغل بسيار پائينتر است . نسبت افراد حداقل يك بار ازدواج كردهء جمعيت شاغل 10 ساله به بالاى استان گيلان در سال 1365 به طور محسوسى بالاتر از رقم كل كشور بوده و اين تفاوت هم در نقاط شهرى و هم در نقاط روستائى جارى بوده است : نسبت افراد حداقل يك بار ازدواجكرده در جمعيت شاغل 10 ساله به بالا بررسى ميانگين سنى ازدواجهاى بار اول جمعيت استان گيلان در سرشماريهاى مختلف به گونهاى كه طى ارقام جدول شمارهء 18 آمده حاكى از كاهش ميانگين سنى ازدواجهاى بار اول زنان و مردان از 4 / 4 سال ( 9 / 4 سال در نقاط شهرى و 3 / 4 سال در نقاط روستائى ) در سال 1345 به 6 / 2 سال ( 8 / 2 سال در نقاط شهرى و 0 / 2 سال در نقاط روستائى ) در سال 1365 است . در مجموع ميانگين سنى ازدواجهاى بار اول در اين دوره 20 ساله در مورد مردان به طور جزيى كاهش يافته و در مورد زنان به طور محسوسى افزايش يافته است . ميانگين سنى ازدواجهاى بار اول زنان در استان گيلان حدود يك سال بيش از زنان كل كشور است كه خود حدود 2 / 0 نفر ميزان كل بارورى را كاهش مىدهد . جدول شمارهء 18 - ميانگين سنى ازدواجهاى بار اول زنان و مردان استان گيلان به تفكيك شهر و روستا در سالهاى 1345 ، 1355 و 1365 . 6 - 2 - عوامل تغيير جمعيت 1 - 6 - 2 مواليد وجود اطلاعات نسبتا قابل قبول در مورد تعداد مواليد در استان گيلان نظير ساير نقاط كشور به سالهاى اخير مربوط مىشود چه در اين سالها به جهت توزيع كوپنهاى خواروبار و صدور دفترچه بسيج اقتصادى علاقه به اخذ شناسنامه و در نتيجه ثبت مواليد افزايش يافت و در اغلب موارد ، ثبت اين واقعه
--> ( 4 ) . نتايج نمونهگيرى بارورى استان گيلان در سال 1368 ، نشريهء معاونت طرح و برنامه سازمان ثبت احوال كشور ، تهران 1370 .