ابراهيم اصلاح عربانى
255
كتاب گيلان ( فارسى )
سرتاسر شمال ايران مىتوانستند همچنان به نبرد خود ادامه دهند و در اين سالهاست كه ما نمونههاى فراوان گزارش زير را در آرشيوها و بايگانى اسناد مىيابيم و متن آن چنين است : ويس قونسول اعليحضرت امپراطور كل ممالك روسيه مقيم اردبيل به تاريخ 5 شنبه شهر محرم سنهء 1331 نمرهء 219 جناب جلالتمآب اجل دوستان استظهارى . . . محترم مهربان جناب جلالتمآب كميسر سرحدات دولت عليه روس شرحى به قونسلگرى اظهار داشتهاند مبنى بر اين است كه شخصى موسوم به « مير ودود ، پسر بدير اوغلى » كه در قريهء سيد لر [ صياد لر از روستاهاى آستارا ] ساكن و تبعه دولت ايران است پارسال با مستحفظين قراولداشى در طرف روس تيراندازى كرده يك نفر از سالدات مجروح و اسب او را نيز با گلوله زده و كشتهاند . اينك با كمال احترام زحمتافزا و خواهشمند است مقرر فرمائيد كه مير ودود دستگير و مورد تنبيه و سياست . . . بفرمايند زياده عرضى نيست . » « 67 » اين حركت پس از كشتار خونين ويرمونى و كانرود و قلعه - از روستاهاى آستارا - آغاز گرديد كه مىتوان گفت دهقانان در سازماندهى و پيشرفت مبارزات خود حالت صبر و انتظار را در پيش گرفتند تا اينكه جنگ جهانى آغاز گرديد و نهضت جنگل با جمعآورى نيروهاى پراكنده نخستين تشكيلات نظامى و چريكى خود را در تولمات پىريزى نمود . انتخاب تولمات كه در شرق صومعهسرا و كسما و در شمال غربى شهر رشت قرار داشت بىدليل نبود علاوهبر همكارى مالك آن با جنگليها بايد آمادگى روحى مردم آن ناحيه و سابقهء شركت آنان را در مبارزات ميهنى به حساب آورد و شايد همهء آن عوامل با مسئلهء مالكيت و نبودن يك قدرت مسلط در آن بخش مربوط باشد ، زيرا منطقهء تولمات تا سال 1305 هجرى خالصه بود و در اين سال ناصر الدين شاه آن را در اختيار ميرزا صادق خان لشكرنويس قرار مىدهد كه به اينوآن واگذار نمايد و در متن سند به روستاهاى جدا شده از خالصجات نام مىبرد كه عبارتند از : نوخاله - ماتك - ليفشاگرد - سس مس - بوديان - مرجقل - كيشستان - چنهسر - خطيبان - صيقلوندان - كما - كه تمام آنها در حوزهء فعاليتهاى چريكى قرار مىگيرند و پادگان نظامى جنگليها در كما استقرار مىيابد . و در كما بود كه جنگليها آنچه را كه در آغاز قيام در روستاى خراط محلهء تولم دربارهء زمين و زميندارى به دهقانان وعده داده بودند به عنوان اصلى از مرامنامهء خود در كنگرهء سال 1299 شمسى اعلام مىدارند كه در آن آمده است : بند 12 - منابع ثروت از قبيل خالصجات ، رودخانهها ، مراتع ، جنگلها ، درياها ، معادن ، طرق و شوارع و كارخانجات جزء علاقهء عمومى است . بند 13 - مالكيت اراضى با ملاحظهء تأمين معيشت عمومى تا حدى تصديق مىشود كه حاصل آن عايد توليدكننده شود . بند 14 - ممنوع بودن انحصار و احتكار ارزاق و سرمايه . بند 15 - تبديل مالياتهاى غيرمستقيم به مستقيم تدريجا . بدينترتيب دريافت عشريه كه توسط اعضاء هيئت اتحاد الاسلام كه بعضى از آنان در دورهء دوم تاريخ جنگل يعنى بعد از اعدام دكتر حشمت با جنگليها همكارى داشتند به جاى مال الاجاره سنواتى مورد تأئيد جمهورى شوروى ايران قرار مىگيرد و پرداخت كليهء حقوق تحميلى و سيورسات و غيره ملغى اعلام مىگردد . در همان سال آگهى زير چاپ شده در قراء و قصبات پخش مىشود : اعلان : از طرف ادارهء ماليهء گيلان - از آنجائى كه ترفيه حال عموم خصوصا زارعين و كارگران لازم و واجب است به موجب اين اعلان به عموم اهالى اخطار مىشود اجحافاتى كه سابقا از طرف عمال ماليه نسبت به مالكين و رعايا مىشده از قبيل ماليات عسل و مركبات و مرغ و سير و گردو و ذوغال [ زغال ] و تخم مرغ و غيره به كلى منسوخ و از اين تاريخ به بعد فقط از سهمى مالك از عايدات جنسى و نقدى ذيل ماليات يك عشر دريافت خواهد شد . برنج ، گندم ، جو ، كاه ، يونجه ، توتونزار ، زيتون ، سيفىكارى [ صيفىكارى ] ، كنفزار ، مرتع ( علفچر ) ، ابريشم به رعايا و زارعينى كه داراى ملك نيستند به هيچ اسم و رسمى عشريه و عوارضات ديگر تعلق نمىگيرد . چنانچه معلوم شود مأمورين ماليه دينارى از آنها به عناوين مختلفه دريافت دارند شديدا مورد مجازات واقع خواهند شد . البته رعايا و زارعينى كه داراى ملك هستند [ و ] شخصا عمل رعيتى دارند در رديف مالك محسوب و از سهمى اربابى آنها عشريه مأخوذ مىشود - به تاريخ 24 برج سرطان پيچيىئيل - فضل اللّه درويش . « 68 » به دهقانان پس از پرداخت عشريه رسيدى تحويل مىگرديد كه مفاصا حساب نيز بوده است و متن يكى از قبوض عشريه به صورت زير بوده است : علامت شيروخورشيد حكومت جمهورى شوروى ايران كميسرى فوائد عامه مبلغ چهل و دو تومان دو هزار و پانصد دينار ملكى آقاى حاج احتشام الديوان قريه گلاوندان از بابت عايدات توسط آقاى كربلائى محمود كدخدا تحويل صندوق كميسرى گرديد « 69 » - تاريخ 26 شوال پيچيىئيل 1338 محل مهر و امضاء
--> ( 67 ) . موضوع مندرج در نامه هنگام محاكمه آزاديخواهان رشت و انزلى كه به اعدام حداقل 6 نفر آنان منجر گرديد ديده مىشود . گوشههائى از رويدادهاى انقلاب مشروطيت ايران ، صفحهء 72 به بعد . ( 68 ) . قباله تاريخ ، به كوشش ايرج افشار ، انتشارات طلايه ، تهران 1368 ، صفحهء 151 . ( 69 ) . موضوع گرفتن عشريه از سال 1336 قمرى در دستور كار مالى مجاهدان جنگل قرار گرفت و مورد پشتيبانى اعضاء اتحاد اسلام بود و بعدها يعنى پس از اعدام دكتر حشمت و پراكنده شدن نفوذ بنيانگذاران اتحاد اسلام و اعلام جمهورى در گيلان دريافت عشريه همچنان در برنامهء كار حكومت جديد قرار گرفت و ثروتمندان را به پرداخت عشريه ملزم ساختند . در مورد مستغلات طى اعلاميهء مورخ 28 سنبله 1300 به امضاى محمد على ، جمهورى شوروى گيلان مقررات زير را اعلام كرده بود : مال الاجاره از يك تومان الى سيصد تومان صدى بيست - از سيصد الى دو هزار تومان صدى سى - از دو هزار تومان به بالا هرقدر باشد صدى چهل دريافت خواهد شد .