ابراهيم اصلاح عربانى
256
كتاب گيلان ( فارسى )
اقدامات عملى جنگليها به خاطر آشفتگى در شرائط آنروز و ناهماهنگى نيروهائى كه قدرت در ميانشان دستبهدست مىگشت نتوانست به يك نتيجهء دلگرمكننده نزديك گردد ، اما همان اندازه تلاش پايگاه فئوداليسم را در حد گستردهاى بىاعتبار ساخت و موجب گرديد كه براى هميشه دهقانان از نظر روانى در برابر زمينداران و نظام زميندارى قرار گيرند تا آنجاكه مىتوان گفت به هميندليل نخستين اقدام رضا خان در جهت تثبيت نظام فئوداليته در ايران با سركوب حركتها و نهضتهاى روستائى در گيلان آغاز گرديد . وى طى اعلاميهاى در دوم برج عقرب 1300 يعنى چهل روز پيش از انتشار خبر ميرزا كوچك خان خطاب به دهقانان گيلانى مىگويد : اعلان : چون در ايام انقلابات اخيره و دورهء هرجومرج هفت سالهء گيلان صدمات فوق العاده به ملاكين و رعاياى اين سامان تحميل گشته كه موجبات ضرر و خسارت آنها را فراهم كرده است و براى جبران اين خسارت ممكن است ملاكين نيز مباشرين و رعاياى خود را طرف سوء ظن قرار داده و از آنها در مقام اخذ العمل سنواتى برآيند لهذا نظر به اينكه در مقابل اخذ العمل مزبور مباشرين و رعايا نيز هميشه مورد يغما و چپاول ميرزا كوچك و اتباع او بوده و آنها را هم به نوبهء خود از هستى ساقط كردهاند به موجب اين اعلان تصريحا تذكر داده مىشود كه محض حفظ آسايش تودهء اهالى كه اولين وظيفهء ملى من است همانطوركه دولت از حقوق ديوانى خود راجع به ايام انقلاب صرف نظر فرموده و در مقام مطالبه برنخواهد آمد ملاكين نيز براى تعيين معيشت و زندگانى رعاياى خود بايد از مطالبات چند سالهء دورهء انقلاب هرچه هست منصرف گردند كه زحمتى براى رعايا حاصل نگردد . بديهى است در پايان اين اعلان هرگاه هريك از ملاكين به عنوان اخذ العمل ايام انقلاب در مقام مزاحمت نسبت به رعايا برآيند اين مطالبه مورد توجه نخواهد شد و دولت هم از مساعدت با ملاكين صرف نظر خواهد كرد تا رعاياى غارت شده اين ايالت كه هميشه مورد جور و تعدى يغماگران بودهاند از هرگونه تعرضى مصون و با آسايش خاطر مشغول امور رعيتى خود باشند . اما اين نكته مخصوصا تصريح مىشود كه مدلول اين اعلان شامل از به دو انقلاب تا امسال مىباشد ، ولى محصول هذه السنه مربوط به خود مالكين است و بايد مطابق معمول قبل از انقلاب به ملاكين عايد گردد و هيچيك از مباشرين و رعايا در اين خصوص حق چونوچرا نخواهند داشت . وزير جنگ - رضا « 70 » اما پيكارها به آسانى خاتمه نمىپذيرد . درهم كوفتن نهضتهاى روستائى در گيلان كه در مقدمهء اقدامات بعدى رضا خان قرار مىگيرد و به بالا بردن اعتبار سياسى او در ميان زمينداران محلى نيز مىافزايد به مدت 10 سال ديگر ادامه مىيابد . تا آن زمان و حتى تا پيش از اصلاحات ارضى در ايران در كنار اقدامات دولتى و نظامى ، خانها و زمينداران نيز براى جلوگيرى از رشد نهضتهاى دهقانى در گيلان شيوههاى خاصى را دنبال مىكردند كه آگاهى از آن نيز براى پژوهندهء علاقمند به مسائل تاريخى و اجتماعى لازم به نظر مىرسد . گروهى از زمينداران معتقد بودند كه مطمئنترين و سهل الوصولترين راه براى جلوگيرى از رشد مبارزات دهقانى قرار دادن دهقانان در فقر و تنگدستى كامل است . برخى از آنان در اين راه به اقداماتى دست مىزدند كه غير قابل تصور است مثلا براى غارت دهقانان مبادرت به تشكيل گروههاى مسلح و راهزن مىكردند يا در نهان به تقويت باجگيرها مىپرداختند و خود از اموال غارتشده سهمى دريافت مىنمودند . بدينترتيب دهقانان را در فقر و تنگدستى نگه مىداشتند و بر اندوختههاى خود بيشتر و بيشتر مىافزودند . گفتنى است كه گاه از ميان همين گروههاى مسلح و راهزن كه از سوى خانها سازمان يافته بودند ، گروه يا افرادى به همدلى با دهقانان برمىخاستند و به شعلههاى قيام عليه مالكان و اربابان ستمگر دامن مىزدند . در گيلان نمونههاى ديگرى همانند آن وجود دارد كه پيوستن سربازان به دهقانان است . ايوانف مىنويسد در نواحى جنگلى فومن در استان گيلان از سربازان فرارى كه مورد پشتيبانى پيشهوران و دهقانان بودند دستههاى پارتيزان به وجود آمد و اين دستجات عليه مالكان و حكام شاه مبارزه مىكردند . « 71 » . رضا خان در ابتداى كار خود زمانىكه هنوز به قدرت كامل نرسيده بود براى آرام كردن دهقانان وعدههائى مىداد . از جمله وعدههائى كه پس از كودتاى 1299 در اعلاميه سيد ضياء الدين به مردم داده شد بهبود وضع كارگران و دهقانان ، تقسيم زمينهاى دولتى ميان كشاورزان و كاستن بهرهء مالكانه بود كه هرگز به مرحلهء عمل نزديك نشد . ايوانف مىنويسد : رضا خان كه در تأسيس حزب تجدد دخالت داشت آن حزب را وادار كرد كه براى گمراه ساختن مردم آنان را به تقسيم زمينهاى دولتى و تدوين قوانينى در جهت رفاه دهقانان اميدوار سازد . قيام كبريت خان ، قدرت و سيد جلال چمنى در اواخر حكومت قاجار و نخستين سالهائى كه رضا خان به عنوان وزير جنگ و رئيس الوزراء قدرت را در دست گرفت تمام قيامهاى روستائى از طرف كسانى رهبرى شد كه يا با نهضت جنگل همكارى داشتند و يا تحت تأثير جاذبههاى فكرى و عقيدتى آن در مورد زندگى دهقانان بودهاند . شكست و دستگيرى آنان نيز بدون همكارى خانها و زمينداران محلى با قواى دولتى و قزاقها ممكن نبود ؛ بااينحال هرگز در يك نبرد روياروى نتوانستند آنان را از پا درآورند و يا رهبران قيام را دستگير كنند . براى آنها جز توسل به نيرنگ چارهء ديگرى نبود كه آن نيز به دست نيروهاى محلى وابسته به خانها انجام مىگرفت . نخستين جنبش روستائى پس از پايان كار جنگل با ويژگيهاى ياد شده توسط كربلائى ابراهيم كسمائى معروف به كبريت خان انجام گرفت . او برادر حاج احمد كسمائى است كه در سالهاى قيام جنگليها رياست كميسيون جنگ تشكيلات چريكى جنگليها را به عهده داشت . كربلائى ابراهيم بر خلاف برادر نتوانست براى هميشه به سكوت و سازش تن در دهد و شاهد سيه روزى
--> ( 70 ) . رجوع شود به رسالهء بعضى از اسناد مربوط به مداخلات بيگانگان در امور كشورى از آغاز بنيانگذارى پهلوى ، صفحه 66 . ( 71 ) . تاريخ نوين ايران ، م . س . ايوانف ، ترجمهء هوشنگ تيزابى و حسن قائمپناه ، تهران 1356 ، صفحهء 44 ، 62 ، 66 .