ابراهيم اصلاح عربانى

254

كتاب گيلان ( فارسى )

دخلى به سابق ندارد « 59 » » از وزير مختار انگليس هم مىشنويم كه « در انزلى جنبش دهقانى عليه ملاكان درگرفته است . « 60 » » رابينو كه شاهد عينى وقايع اين دوران بود در گزارش خود مىنويسد : « كليهء كارهاى رشت مغشوش است . تخم نوغانيها پول براى خريد پيله نمىدهند و رعايا در مقابل تعديات مالكين سرى بيرون آورده‌اند . يك رعيت مالك ملك خود را زد ، مالك در انجمن هم كتك خورده بيرون رفت . « 61 » » خبر فراخواندن اتابك به ايران بر هيجان عمومى مردم افزود . رشت ، انزلى « 62 » ، لنگرود ، لاهيجان آماده قيام شدند . از فومن و كسما و اسالم جمعيت زيادى با كفن و تفنگ براى همراهى انجمن وارد رشت شدند . دربارهء ورود آنان چنين نوشته‌اند : عصر روز جمعه 19 ربيع الاول 1325 فرقهء موسوم به مجاهدين با طبل و علم براى استقبال اهالى كسما سه ساعت به غروب مانده حركت كردند . جمعيت زيادى هم بود . . . اهالى كسما ، تقريبا هشتصد نفر بودند قريب دويست نفر با تفنگهاى مارتينى ، پشت سر آنها فرقهء موسوم به مجاهدين با لباس نظامى با طبل و شيپور و علم . . . پشت سر آنها وكلاى انجمن ملى كسما با بعضى از محترمين مستقبلين . پشت سر آنها سادات و علماء و ريش سفيدان كسما همه كفن به گردن . تفنگداران كسما كفن به گردن وارد انجمن شدند . از طرف اهالى ماسال و شاندرمن دو نفر سوار قاصد آمدند كه هفتصد سوار با اسب و يراق و فشنگ و تفنگ حاضريم براى اوامر انجمن . در لنگرود و لشت‌نشا و كرگانرود و تولم هيجان عمومى افزايش يافت . دهقانان را از پرداخت مال الاجاره منع كردند و دو تن از رهبران قيام دهقانى ، سيد جلال شهرآشوب و رحيم شيشه‌بر ، دستگير شدند . رابينو مىنويسد : سيد جلال كه يك‌وقت نماينده اصناف بود به لشت‌نشا مىرود ؛ هفت سال مال - الاجاره و ماليات را به رعايا مىبخشد و به اين بهانه دو سه هزار نفر رعايا دور خود جمع كرده ادعاى سلطنت مىكند . ميرزا رحيم شيشه‌بر يكى از وكلاى انجمن به دهات نوشته است كه رعايا مال الاجاره خودشان را ندهند . چند نفر از انجمن به تولم فرستاده شدند ؛ به رعايا نصيحت كردند كه مال الاجاره خودشان را بدهند ؛ در جمعه‌بازار رعايا جلوى آنها را گرفتند و به رؤسايشان چوب وافرى زدند ! اهالى كرگانرود خانه ارفع السلطنه را غارت كرده آتش زدند . « 63 » ارفع السلطنه مانند پدرش عميد السلطنه يكى از زمينداران معروف گيلان بود كه در تالش مطلق العنان مىزيست . پيكارهاى دهقانى از زمان پدرش به صورت سازمان‌يافته‌اى دنبال مىگرديد كه مىتوان گفت در سرتاسر سالهاى پيش از به توپ بستن مجلس و بعد از آن موجب گرديد كه عموما خانها از دريافت عوايد تحميلى نااميد گردند . پس از گسترده‌تر شدن نهضت چريكى تفنگداران ويرمونى در آستارا در گزارش فوريهء 1908 ميلادى تا 13 مارس برابر با 24 بهمن تا 23 اسفند 1286 « كتاب نارنجى » آمده است : « جاده آستارا تا آرياتپه ( محل ريزابه‌هاى شمالى رود ارس ) هنوز در اشغال باند اشرار به سركردگى حسينعلى و رشيد است . آنها اجازه ارتباط بين خانهاى نمين و آستارا و اردبيل را نمىدهند . » در گزارش ديگرى پس از گزارش يادشده اضافه مىگردد : « جاده آستارا - اردبيل هنوز در دست روستائيانى است كه عليه خانهاى نمين قيام كرده‌اند . . . خانها كه از درآمدهاى عادى خود محروم مانده‌اند قاطعانه به كمك شاهسونها به سركوبى قيام خواهند پرداخت . » « 64 » ابراهيم فخرائى مىنويسد : حكومت گيلان براى رام كردن دهقانان كرگانرود محمد آقا قونسولى ( كسمائى ) و چند تن ديگر را همراه عده‌اى قزاق ايرانى به كرگانرود فرستاد . كسمائى پس از احضار كدخدايان در محلى موسوم به سيه‌چال به آنان مىگويد ما شماها را همگى رعيت سردار مىشناسيم . شما بايد بدانيد سردار رعيت روس است . اگر به مقتضاى رعيتى خود رفتار نكنيد و بهره اربابى را ندهيد سروكارتان با قزاقان روسى است . سيد اشرف كرگانرودى كه يكى از حاضران جلسه بود برخاست و گفت : آقاى كسمائى با اين فرمايشات شما تالش جزء خاك روسيه نخواهد شد . بين سردار و اهالى كرگانرود اختلاف ملكى مطرح است كه بايد حل شود و شما به عوض رسيدگى داريد ما را از قزاقان روسى مىترسانيد . آنچه ملك موروثى سردار است ما حرفى نداريم و آنها را كه مىفرمائيد اكتسابى است ، بايد مدرك نشان دهند و بگويند چه‌وقت و از چه اشخاصى خريده‌اند . بدين‌ترتيب كشمكشها ميان كرگانروديها و خوانين منطقه در مسئلهء زمين و زميندارى به ماجراهاى خونينى كشانيده شد . خانه و كاشانهء بسيارى از پيكارگران به آتش كشيده شد و سيد اشرف نيز در يك حملهء غافلگيرانه به شهادت رسيد . « 65 » رابينو مىنويسد : « حسام الاسلام كه براى تحقيق اوضاع گيلان و يا خوابانيدن شلوغى طوالش از تهران به رشت آمده بود از منبر گفت كه انجمن عباسى باعث تمام فتن گيلان شده است . يك نفر از مستمعين كه در آنجا حاضر بود بلند شد گفت نمىگذاريم مالكين ظلم به رعيت كنند . حسام الاسلام جواب داد : مجلس ملى نخواهد گذاشت كه رعايا مال مالكين را بخورند . » « 66 » بدين‌ترتيب هم دولتيان و هم رهبران قيام در حساسترين نقطهء جغرافيائى شمال ايران با سخت‌ترين شرائط سياسى بعد از انقلاب مشروطه كه قرارداد 1907 ميلادى به خاطر آن تحميل گرديد روبرو گرديدند . هرچند فرمان انتخابات دورهء سوم مجلس شوراى ملى در گرماگرم كشتار خونين آزاديخواهان ايرانى و بگير و ببندها در تالش و انزلى و رشت انتشار مىيابد ، اما دهقانان از پاى ننشستند ، زيرا خلع سلاح مردم تنها در شهرها ممكن بود و اقدامات قزاقان و نظاميان روس به همدستى خانها و زمينداران در جنگلهاى وسيع و گسترده چه تأثيرى مىتوانست داشته باشد و دهقانان در پناه درختان

--> ( 59 ) . ايدئولوژى نهضت مشروطيت ، صفحهء 468 ؛ فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطيت ايران ، صفحهء 70 . ( 60 ) . فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطيت ايران ، همان صفحه . ( 61 ) . مشروطهء گيلان ، رابينو ، به كوشش محمد روشن ، انتشارات طاعتى ، رشت 1368 ، صفحهء 6 - 5 . ( 62 ) . بنابه گزارش رابينو اهالى انزلى از ورود او ممانعت نمودند و از او خواستند كه سندى بدهد كه مشروطه را قبول دارم . در جواب گفت : من هم يكى از افراد ايرانيم . هر قانونى كه در مملكت وضع شود البته دربارهء من هم نافذ خواهد بود . مشروطهء گيلان ، صفحهء 8 . ( 63 ) . مشروطه گيلان ، صفحهء 19 ؛ روزنامهء انجمن ملى تبريز ، سال اول ، شمارهء 85 . ( 64 ) . كتاب نارنجى ، ترجمهء پروين منزوى ، نشر پرواز ، تهران 1366 ، جلد اول ، صفحهء 65 . ( 65 ) . گيلان در جنبش مشروطيت ، صفحهء 207 به بعد ؛ مشروطهء گيلان ، صفحهء 40 . ( 66 ) . مشروطهء گيلان ، صفحهء 33 .