ابراهيم اصلاح عربانى
245
كتاب گيلان ( فارسى )
سالهء نخستين پادشاهى شاه صفى مىپردازد ، بدينسان با مرگ وى در سال 1043 هجرى قمرى ( 1633 ميلادى ) ذيل او به پايان مىرسد . « خلاصة السير » محمد معصوم اصفهانى نيز تاريخ روزگار شاه صفى را دربر دارد ، از اينرو دربارهء قيام غريب شاه بسيار سودمند است . نويسنده تصريح كرده است كه اين كتاب را در سال 1048 « 17 » هجرى قمرى ( 1638 ميلادى ) يعنى 10 سال پس از اين قيام نوشته است . « 18 » افزون بر مورخان ياد شده ، نزديكترين سفرنامهنويسى كه از اين قيام ياد كرده آدام اولئاريوس آلمانى است كه در رمضان 1047 قمرى ( ژانويهء 1638 ميلادى ) و در دورهء شاه صفى از گيلان ديدن كرده است . « 19 » از تاريخ تولد و آغاز زندگى او دانستههائى در دست نيست ، تنها اولئاريوس « 20 » و ملگونف به تولد او در لشتنشا اشاره دارند . « 21 » همهء منابع به تاريخ قيام و شكست آن پرداخته و هيچ اطلاعى از زندگى او تا شروع قيام به دست ندادهاند . منابع دربارهء تاريخ تولد او سكوت كردهاند ، اما از آنجائىكه عبد الفتاح « 22 » تصريح دارد كه كالنجار سلطان پس از كشته شدن پدرش شاه جمشيد پاى به عرصهء وجود نهاده است ، مىتوان بر اساس نوشتهء او براى تولد غريب شاه تاريخى ترسيم نمود . بنا به روايت اسكندر بيك منشى « 23 » ، شاه جمشيد خان در 988 هجرى قمرى ( 1580 ميلادى ) به سبب اختلافاتى كه با خان احمد خان گيلانى داشته به دست ميرزا كامران كهدمى به قتل رسيده است . اين نكته توسط نويسندهء كتاب « تاريخ سلطانى » نيز تأييد شده است « 24 » . عبد الفتاح فومنى تاريخ دقيقترى را براى اينرويداد به دست مىدهد . بر پايهء نوشتهء او شاه جمشيد خان در 8 محرم 999 هجرى قمرى ( 28 اكتبر 1590 ميلادى ) به قتل رسيد ، « 25 » بنابر اينروايت ، غريب شاه مىبايست در همين سال متولد شده باشد . روايت مهدوى لاهيجانى مبنى بر اينكه غريب شاه در 1038 هجرى قمرى 49 ساله بوده قابل تأمل است . « 26 » عبد الفتاح فومنى كه در مسير ظهور و قيام غريب شاه در گيلان بوده است مىنويسد : « در اين 50 سال كه مملكت معمورهء دار المرز به تصرف سلاطين اسحاقيه درآمده ، فترات و انقلابات و هجوم و ازدحام عوام مثل فتور غريب شاه مشاهده نشده بوده و اين فقير بىبضاعت را كه گوشهء دهقانى به سر مىبرد به خاطر فاتر خطور نمود كه قضيهء مذكوره را به نوعى كه سانح شده بود تأليف نمايد « 27 » » . رضا قلى خان « 28 » كه نوشتههاى او اساس كار اعتماد السلطنه « 29 » قرار گرفت مىنويسد : كالنجار كه در آغاز مخفى بود ، در سال 1038 هجرى قمرى ظهور نمود و او را غريب شاه نام كردند و 000 ، 30 نفر بر اطراف او جمع شدند و هريك به ديارى نامزد شدند . اولئاريوس ياران او را 000 ، 14 برشمرده است « 30 » . اهالى بيهپس كه از دوران حكومت اصلان بيك و پسرش اسماعيل بيك و ميرزا تقى اصفهانى و ميرزا عبد الله قزوينى به تنگ آمده بودند ، گرد كالنجار سلطان فراهم آمده قيام پردامنهاى را ترتيب دادند . عبد الفتاح فومنى عدهاى را به نامهاى عنايت خان لشتنشائى ، سلطان ابو سعيد چپك ، كربلائى محمد گوكهاى ، كول محمد خان كوچسفهانى ، جوت شاهمراد گيلوائى ، محمد بيك پسر شاهمراد ، شيرزاد بيك كيسمى ، آتشباز خشكبيجارى و جمعى ديگر را از برپاسازندگان قيام معرفى مىكند ، هم او مىافزايد : اينان به گمان فرصت از كنج اختفا بدر جسته ؛ كالنجار سلطان را كه از زمان كودكى تا جوانى از ترس در گمنامى به سر مىبرد به سلطنت برداشتند و عادل شاه لقب دادند و به خانه پير شمس گلگيلوائى ، شيخ زمان بردند و نقاره به نام او زدند « 31 » . سپاه بىنامونشان غريب شاه در آغاز به خانهء مير مراد لشتنشائى را كه سالها مسندنشين كلانترى لاهيجان بود مورد يورش قرار دادند و تمام اموال وى را كه در حدود 30 هزار تومان ارزش داشت به غارت بردند . از آنجا به خانههاى على خان بيك و برادرش مير عباس تحويلداران ديوان رفتند ؛ اموال آنان را غارت كردند ، آنگاه محمد طالب كلانتر را به قتل رسانيدند . روز بعد كوچسفهان را مورد يورش قرار دادند و سپس به خشكبيجار رفتند ، « 32 » 3 روز از آغاز قيام نگذشته بود كه دار الامارهء رشت هدف حمله قرار گرفت . اسماعيل بيك وزير به همراه كلانتران به قصد جنگ در كنار سياهرودبار توقف كردند . 50 نفر از چگينهائى كه گرگين سلطان به كمك وزير فرستاده بود پيش از آنكه برخوردى پيش آيد فرار اختيار كردند ، مرتضى پاشا كوتوال قلعهء اخسقه به اتفاق ملازمان خود از آب رودبار گذشته و گروهى از ياران كالنجار را فرارى ساخت و به اردو بازگشت . اسماعيل بيك وزير و كلانتران و اعيان چون ميدان جنگ نديده بودند فرار كرده و خود را به لشكر رسانيدند « 33 » . در اين زمان گروهى از خانهاى گيلان قيام غريب شاه را به اطلاع شاه صفى رساندند و او دستور داد تا سارو خان ، امير خان ، محمد خان و حيدر سلطان با تمام نيرو بر غريب شاه يورش برده و او را كه در منطقهء ميان
--> ( 17 ) . خلاصة السير ، محمد معصوم اصفهانى ، صفحهء 27 . ( 18 ) . از ديگر كتابهائى كه دربارهء اين قيام نكاتى درخور توجه دارد ، كتاب « نبذة التاريخ » نوشتهء محمد بن محمود طبسى است كه 46 سال پس از فروپاشى قيام يعنى در سال 1084 هجرى قمرى ( 1673 ميلادى ) به نگارش درآمده است . گويا اين كتاب تاكنون به چاپ نرسيده است . نسخهاى از اين كتاب در كتابخانهء شيخ على كاشف الغطاء در دست است . رجال دو هزار سالهء گيلان ، م . م . لاهيجانى ، مطبعة الآداب ، نجف 1354 هجرى ، صفحهء 8 ؛ « اعلام الشيعه القرن الحادى عشر » ، آغا بزرگ تهرانى ، به كوشش على نقى منزوى ، مؤسسه فقه الشيعه ، بيروت 1411 / 1990 ، الطبعة الاولى ، صفحهء 527 . ( 19 ) . سفرنامهء آدام اولئاريوس ، ترجمهء محمد حسين كردبچه ، انتشارات كتاب براى همه ، تهران 1369 ، جلد دوم ، صفحهء 596 - 594 . ( 20 ) . همان كتاب ، جلد دوم ، صفحهء 594 . ( 21 ) . سفرنامهء ملگونف به سواحل جنوبى درياى خزر ، به كوشش مسعود گلزارى ، انتشارات دادجو ، تهران 1364 ، صفحهء 158 . ( 22 ) . تاريخ گيلان ، عبد الفتاح فومنى ، صفحهء 262 . ( 23 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، اسكندر بيك منشى ، جلد اول ، صفحهء 265 ، 266 . ( 24 ) . تاريخ سلطانى ، از شيخ صفى تا شاه صفى ، سيد مرتضى حسينى استرابادى ، به كوشش احسان اشراقى ، انتشارات علمى ، تهران 1364 ، صفحهء 115 . ( 25 ) . تاريخ گيلان ، عبد الفتاح فومنى ، صفحهء 73 . در نسخهء خطى ديگر اين كتاب كه آقاى منوچهر ستوده در حاشيهء همان صفحه به دست داده سال 997 هجرى قمرى آمده است . ( 26 ) . رجال دو هزار سالهء گيلان ، م . م . لاهيجانى ، صفحهء 321 . ( 27 ) . تاريخ گيلان ، صفحهء 5 . ( 28 ) . ملحقات تاريخ روضة الصفا ، جلد 8 ، صفحهء 440 - 439 . ( 29 ) . تاريخ منتظم ناصرى ، جلد دوم ، صفحهء 923 . ( 30 ) . سفرنامهء آدام اولئاريوس ، جلد دوم ، صفحهء 594 . ( 31 ) . تاريخ گيلان ، صفحهء 262 - 261 . ( 32 ) . همان كتاب ، صفحهء 263 - 262 . ( 33 ) . همان كتاب ، صفحهء 267 ؛ خلاصة السير ، محمد معصوم اصفهانى ، صفحهء 5 .