ابراهيم اصلاح عربانى
246
كتاب گيلان ( فارسى )
رشت و گسكر مستقر شده است ، دستگير نمايند . آنان 3 اردو تشكيل دادند و با 2 اردو به نيروهاى غريب شاه حملهور شدند ، اما ياران غريب شاه آنان را متوارى ساختند . اين پيروزى كه سربازان غريب شاه را مغرور ساخته بود ، چنين پنداشتند كه آنان ديگر هرگز جرأت حملهء مجدد را نخواهند كرد ، غريب شاه را با قواى كمى در كسما و فومن تنها گذاشتند . خانها كه موقعيت را مناسب ديدند با اردوى سوم خود كه بالغ بر 000 ، 40 نفر مىشد « 34 » به غريب شاه حمله كردند و او را شكست دادند ، در اين نبرد گروهى از همرزمان او كشته شدند و اموال آنان به غارت رفت ، اما غريب شاه گريخت . بعد از اين نبرد طايفهاى به نام شريح در حدود تنكابن براى او پيام فرستادند و وى را به آن ديار فراخواندند . آنان در اين پيام تعهد كرده بودند كه به محض رسيدن غريب شاه به رودخانه ، حيدر سلطان قويله حصارلو حاكم آن ناحيه را دستگير ساخته و ولايت تنكابن را به تصرف او درآوردند « 35 » . حيدر سلطان كه از اين توطئه آگاه شده بود در تنكابن طايفهء شريح را احضار كرد و آنان را در حصارى نگهداشت و خود براى جنگ با غريب شاه آماده شد . غريب شاه كه با گروهى از سپاهيان خود عازم آن ديار شده بود ، هنگامىكه از گرفتارى طايفهء شريح اطلاع حاصل كرد ، لشكرگاه را ترك كرده به لنگرود رفت و پس از يك روز توقف در خانهء ملك محمد در لنگرود به لاهيجان رفت ؛ در آنجا متوجه شد كه مير مراد و ميرزا عبد الله به اتفاق بهرام قلى سلطان همراه سپاهى از قزوين متوجه لاهيجان شدهاند . از اينرو از راه سيد اشرف رهسپار لشتنشا گرديد . در لاهيجان جوت شاهمراد گيلوائى و كول محمد خان كوچسفهانى از رؤساى سپاه عادل شاه توسط بهرامقلى سلطان دستگير شدند . افراد بهرامقلى تا كنار شمرود عادل شاه و ياران او را تعقيب نمودند و گروهى را از پاى درآوردند « 36 » . شاه صفى سارو خان را مورد تشويق و تقدير قرار داد و توصيه كرد محمدى خان ، گرگين سلطان و بهرامقلى سلطان صوفى حكام گسكر ، ديلمان و وزراى گيلانات از وى اطاعت نمايند . غريب شاه از اطراف لاهيجان و لشتنشا حدود 000 ، 10 سپاهى گرد آورد و پس از مشورت با سران سپاه خود ، بر آن شد كه دشمن را غافلگير نمايد ، اما يكى از افراد او به نام محمد قاسم كوچسفهانى مخفيانه موضوع را به آگاهى سارو خان رسانيد . سارو خان پس از اطلاع از تصميم غريب شاه صحراى سياهرودبار را به قصد كوچسفهان ترك كرد . در نبردى كه بين اين دو سپاه درگرفت ، سپاهيان عادل شاه شكست خوردند و او به همراه سران چپك و اژدر به جنگلها گريختند . سارو خان از كوچسفهان متوجه لشتنشا شد و گروه بىشمارى را قتل عام كرد . عبد الفتاح فومنى تعداد كشتهشدگان را كه بيشتر آنان از مردم پاشيجا ، كوچسفهان ، لشتنشا و لاهيجان بودند . 7870 « 37 » نفر و محمد معصوم بن خواجگى 8000 نفر برشمرده است « 38 » . بعد از 3 روز 2 جوان چگينى غريب شاه و برادر او را در جنگل گيلوا دستگير كردند و سارو خان او را به همراه گروهى از سران سپاه وى به نامهاى عنايت بيك و برادر او محمد زمان و كربلايى محمد گوكه به دار السلطنهء اصفهان اعزام داشت . همراه كاروانى كه اسرا را به اصفهان مىبرد . 20 رأس قاطر سرهاى بريدهء كشتهشدگان را حمل مىكرد « 39 » . در اصفهان به دستور شاه صفى ، غريب شاه را به دار آويختند . بر پايهء گزارش آدام اولئاريوس : شاه صفى دستور داد تا دستوپاى او را نعل زدند و به او گفت در گيلان كه خاكش مرطوب و نرم است بدون نعل راه مىرفتى ، ولى در اينجا كه زمين سفت است بايد ترا نعل كنند . 3 روز تمام غريب شاه را در حضور شاه صفى شكنجه مىكردند و روز چهارم او را به ميدان شاه برده و به دار كشيدند و هدف تير و گلوله قرار دادند ، بدينترتيب كه شاه صفى نخستين تير را به سوى او رها كرد و بعد به اطرافيانش گفت هركس مرا دوست داشته باشد تيرى به سوى او خواهد انداخت . همه كمانهاى خود را كشيده و آنقدر تير بر بدن او زدند كه جسد او مشبك شد . پس از 3 روز جسد او را پائين كشيده و به خاك سپردند « 40 » . عبد الفتاح مىنويسد كه دشمنان غريب شاه به قتل او بسنده نكردند و پس از كشته شدن او 2 پسر كوچك او را به همراه برادرزادهاش و به دست جوت شاهمراد گيلوائى همگام غريب شاه در ميدان رشت به دار آويختند « 41 » . به رغم تصريح عبد الفتاح فومنى و محمد معصوم اصفهانى مبنى بر اينكه غريب شاه همان عادل شاه است گروهى از آن ميان رضا قلى خان هدايت « 42 » و اعتماد السلطنه « 43 » برآنند كه آنان 2 برادر بودند . اسكندر بيك منشى در اينباره مىنويسد : ياران غريب شاه شخص ديگرى را به نام عادل شاه كه ادعاى برادرى او را داشت به رهبرى انتخاب كردند ، اما ميرزا تقى معروف به سارو تقى وزير مازندران و گيلان از اين معنى اطلاع يافته و در مقام جستوجو برآمده و از پنهانگاه او اطلاع حاصل كرده و او را با تنى چند از يارانش به قتل رسانيد « 44 » . قيامهاى گيلان در زمان نادر شاه از قيامهائى كه هنگام سلطنت نادر شاه در گيلان رخ داد در كتب متعدد مربوط به تاريخ ايران و گيلان بحثى به ميان نيامده است ، تنها دو تن از ايرانشناسان معاصر روس در كتابى كه تحت عنوان « دولت نادر شاه افشار » نوشتهاند با استفاده از آرشيو وزارت خارجه شوروى و مدارك و اسناد انبار دولتى دستنويسهاى جمهورى ارمنستان و آكادمى علوم و برخى ديگر از منابع و مآخذ موجود در شوروى به اين قيامها اشاره كردهاند .
--> ( 34 ) . سفرنامهء آدام اولئاريوس ، جلد دوم ، صفحهء 594 . ( 35 ) . تاريخ گيلان ، عبد الفتاح فومنى ، 273 ؛ خلاصة السير ، صفحهء 51 . ( 36 ) . تاريخ گيلان ، صفحهء 274 - 273 . ( 37 ) . همان كتاب ، صفحهء 279 . ( 38 ) . خلاصة السير ، صفحهء 53 . ( 39 ) . تاريخ گيلان ، صفحهء 281 - 279 . ( 40 ) . سفرنامهء آدام اولئاريوس ، جلد دوم ، صفحهء 595 ؛ نيز نگاه كنيد به سفرنامهء ملگونف به سواحل جنوبى درياى خزر صفحهء 159 . ملگونف مىنويسد كه غريب شاه به بدترين حالتى در « قزوين » كشته شد . اين نظر با ديگر نوشتههاى مورخان معاصر غريب شاه مبنى بر اينكه او در اصفهان به قتل رسيده است سازگارى ندارد . ( 41 ) . تاريخ گيلان ، صفحهء 283 . ( 42 ) . ملحقات روضة الصفا ، رضا قلى خان هدايت ، جلد 8 ، صفحهء 440 . ( 43 ) . تاريخ منتظم ناصرى ، اعتماد السلطنه ، جلد دوم ، صفحهء 922 . ( 44 ) . ذيل عالمآراى عباسى ، اسكندر بيك منشى ، صفحهء 18 .