ابراهيم اصلاح عربانى

239

كتاب گيلان ( فارسى )

فصل چهارم گيلان ، سرزمين قيامها و انقلابها گيلان سرزمين قيامها و انقلابهاست ، قيام بر ضد ظلم و جور و ستم و انقلاب در برابر بىعدالتى حكومتهاى استبدادى و استعمارى . در تاريخ گيلان آنچه كه بيش از تمام وقايع جلب توجه مىكند قيامهاى مكرر توده‌هاى محروم بر ضد ستمگران و غاصبين و استثمارگران و نيز تلاش و كوشش طبقات مختلف مخصوصا روشنفكران و دهقانان به منظور استقرار عدالت اجتماعى و مساوات و برابرى و مقابله با مطامع و مظالم اربابان و مالكان است با اين تفاوت كه در هردوره‌اى قيام و انقلاب مردم شكل و شيوه‌اى خاص و متناسب با موقعيت زمان خود داشته است . علت اصلى قيام‌ها و شورشهاى متعدد گيلان را بايد در روحيهء مردم اين سامان جستجو كرد . آنها مردمى غيور و سلحشور بودند كه در برابر ظلم و جور و بىعدالتى به پا مىخاستند و در راه دفاع از حق‌وحقيقت از بذل جان‌ومال دريغ نداشتند . روحيهء عدالت‌طلبى و سازش‌ناپذيرى مردم گيلان طبعا از نظر شاهان مقتدرى چون شاه عباس و وقايع‌نگاران دربار آنان مانند اسكندر بيك منشى بسيار ناخوشايند و غير قابل تحمل بوده است . تصويرى كه اسكندر بيك منشى مؤلف « عالم‌آراى عباسى » از مردم گيلان ترسيم مىكند نشان‌دهندهء روحيهء مبارز و تسليم‌ناپذير آنهاست كه در برابر ظلم و جور شاهان ستم‌پيشه و عمال درنده‌خوى آنان تن به زبونى و خفت سازش نمىدادند . اسكندر بيك ، منشى دربار شاه عباس ، مردم گيلان را در چنين عباراتى وصف مىكند : « . . . بوى مروت و مردمى به مشام ايشان نرسيده ، عموم آنجا به مرتبه‌اى طالب فتنه و آشوبند ، اگر برزيگرزاده‌اى در عهد سلطان