ابراهيم اصلاح عربانى
220
كتاب گيلان ( فارسى )
دولت احسان الله خان با مشكل مالى نيز روبرو بود زيرا مردم از پرداخت ماليات و اعانه به مأمورين دولت انقلابى خوددارى مىكردند و حتى به تهديدهاى وحشتناك آنها نيز وقعى نمىنهادند . احسان الله خان و دوستان او و مشاوران روسى آنها به اين نتيجه رسيدند كه تا مردم از ميرزا مأيوس نشوند اميد هيچگونه موفقيتى براى آنان وجود ندارد لذا گروه مجهزّى از سربازان روسى را همراه با عدهاى از افراد خالو قربان كه پرورش يافته جنگل بودند و به وضع راهها آشنائى داشتند جهت نبرد با ميرزا و از ميان برداشتن او اعزام داشتند . جنگ بين قواى اعزامى و نيروهاى جنگل در كنار رودخانه جمعه بازار آغاز شد و مدت سه روز ادامه يافت . با رسيدن قواى امدادى از رشت جنگليها تا صومعهسرا عقبنشينى كردند . مهاجمين به تعقيب آنها پرداختند . بار ديگر در حوالى صومعهسرا جنگ بين دو گروه آغاز گرديد . اين دفعه مهاجمين دچار شكست شده عقب نشستند . انشعاب جنگل و ايجاد نفاق و دودستگى موجبات ضعف نيروهاى انقلابى را فراهم ساخت ؛ يأس و نااميدى بر روح جوانان انقلابى چيره شد و محيط صفا و صميميت به كينه و غرض و سوء ظن تبديل گرديد . جوانان گيلان ديگر حاضر نبودند براى نبرد با قواى دولتى و نيروهاى انگليسى به جبهه منجيل بروند و عده قابل توجهى از آنها پس از اطلاع از اختلاف بين سران جنگل جبهه را ترك كرده و به خانههاى خود بازگشتند . تركهاى آذربايجانى نيز كه اكثريت افراد ارتش سرخ گيلان را تشكيل مىدادند غالبا از جبههها فرار مىكردند و در جبهههاى جنگ نيز كمتر خود را دچار خطر مىساختند . در اين ميان فقط سربازان ارتش سرخ شوروى و كردهاى وابسته به خالو قربان با قواى دولت مقابله مىكردند . در نتيجه اين ضعف و سستى ، قواى دولت به فرماندهى استاروسلسكى افسر روسيه تزارى مأمور خدمت در ارتش ايران هرروز پيروزيهاى تازهاى كسب مىكرد و به پيشروى خود ادامه مىداد به طورىكه در اواسط مرداد ماه 1299 به حومه رشت رسيد . روز بيست و نهم مرداد به دولت انقلابى و همچنين مشاوران روسى آنها خبر رسيد كه قواى دولت به دروازههاى شهر رشت نزديك مىشود . كميته مركزى حزب كمونيست ايران تصميم به تخليه شهر گرفت و از نيمههاى شب مسئولان انقلاب و مشاوران روسى آنها و تمام افرادى كه با آنان بستگى و ارتباط داشتند شهر را ترك كرده به طرف بندر انزلى و خمام و پيربازار رفتند . صبح كه مردم از خواب برخاستند متوجه فرار سران انقلاب شدند و شروع به تعرض كردند . آنها با چوب و چماق و بيل سربازان و مأمورين شوروى و كمونيستهائى را كه موفق به فرار نشده بودند مورد حمله قرار داده عدهاى از آنها را به قتل رسانيدند . نويسنده كتاب « سياست شوروى در ايران » رفتار خشونتآميز مردم را عكس العمل رفتار كمونيستها در دوران تسلطشان بر گيلان مىداند و براى اثبات ادعاى خود به نوشتههاى دكتر اميل لوسور فرانسوى استناد كرده است . لوسور كه آنزمان در ايران به كار تدريس اشتغال داشته است كتابى به زبان فرانسه تحت عنوان « انگليسيها در ايران » منتشر ساخته و طى آن به تشريح اعمال انگليسيها در ايران پرداخته است . وى مىنويسد : « روش بلشويكها در احسان الله خان دوستدار ( نفر ايستاده در وسط ) ، محمود رضا طلوع ( نشسته در سمت راست ) . اين كشور با روش آنان در ساير كشورها تفاوتى ندارد . فهرست اعمال زشت آنها و جناياتشان خيلى مفصل است . خرابيهائى كه به ملت وارد آوردهاند مثلا تنها در شهر رشت از بيست ميليون قران تجاوز مىكند . بسيج اجبارى از 18 تا 40 سالگى ، تقليل مقدار جيرهبندى سربازان تا دو سير برنج در روز و حذف سهميه جيرهبندى از ساير افراد ملت ، قتل اسراى جنگى در 19 اوت توسط احسان الله خان و جوانان كمونيستش ، محكوميت به مرگ افسران قزاق فوج شمال كه موقع هجوم بلشويكها غافلگير شده بودند و به واسطه مداخله جدى ميرزا كوچك خان مستخلص شدند ، غارت ، حريق ، قتل عام ، تخريب بازار ، تخريب يكى از مساجد ، اخاذى از متمولين به زور سرنيزه ، سرقت كليه برنج گيلان و حمل به باكو در اول سپتامبر 1920 « 42 » و حمل محصولات پنبه ، غلات ، ابريشم ، پيله و غيره بندر انزلى و كليه انبارهاى مردم غارت شده بود . بلشويكها عقب سرشان نه اثاثيه خانه ، نه آذوقه و نه مال التجاره و نه هيچچيز قيمتى باقى گذاشتند و همهجا را خالى كردند ، مثل اينكه اموال و ما يحتاج مردم را غنيمت جنگى مىدانستند . پناهندگان ايرانى از مقابل آهن و آتش انقلاب فرار مىكردند . بعضيها به همدان و بعضى به زنجان و عدهاى به تهران روىآور شدند . اين اشخاص اجبارا در حدود 500 كيلومتر راه را پياده طى كردند ، در
--> ( 42 ) . هشتم شهريورماه 1299 شمسى .