ابراهيم اصلاح عربانى
206
كتاب گيلان ( فارسى )
هدف روسها نتيجه را گزارش دهد . راسكولنيكوف در ملاقات با اسماعيل جنگلى اظهار داشت مايل است هرچه زودتر ميرزا كوچك خان را ملاقات كرده با خود وى مذاكره نمايد . ميرزا به اتفاق چند تن از سران جنگل به سوى انزلى رهسپار گرديد و به منزل عبد الغنى سرخى كهن شهردار انزلى وارد شد . ورود ميرزا به انزلى با استقبال پرشور مردم روبرو شد . طبقات مختلف با دستههاى گل به ديدن ميرزا رفتند . راسكولنيكوف و چند تن از افسران ناوگان سرخ نيز از وى ديدن كردند . روز بعد ميرزا به اتفاق اسماعيل جنگلى ، حسن آليانى ( معين الرعايا ) ، سعد الله درويش ، مير صالح مظفرزاده و گائوك آلمانى كه در جنگل هوشنگ ناميده مىشد به منظور بازديد فرماندهان شوروى به كشتى « كورسك » رفتند . اولين دور مذاكرات سران جنگل با روسها در محيط گرم و دوستانهاى انجام شد . در اين جلسه غير از فرمانده ناوگان شوروى ، اعضاى كميته عدالت باكو نيز حضور داشتند . در نخستين دور مذاكرات و همچنين در طول كليه ملاقاتها و گفتگوها ميرزا كوشش مىكرد شورويها را از تبليغات كمونيستى و دخالت در امور ايران بازدارد زيرا گذشته از آنكه خود مردى مذهبى و باايمان بود و به اصول عقايد ماركسيستى هيچگونه اعتقادى نداشت با دخالت خارجيها در امور مملكت سخت مخالف بود . نهضتى را كه وى پايهگذارى كرده بود در اصل هدفى جز قطع نفوذ خارجيها و عوامل آنها نمىشناخت . ميرزا در همان نخستين دور مذاكرات خاطرنشان ساخت كه چون مردم ايران نسبت به شعائر اسلامى شديدا علاقمند هستند و احساسات ملى و ميهنى آنها مؤثرترين محرك و مشوق آنان در مبارزه عليه نفوذ خارجيهاست لذا اگر در نهضت جنگل تمايلى نسبت به عقايد كمونيستى و بلشويكى احساس نمايند نهتنها حمايت و پشتيبانى خود را از آن دريغ خواهند كرد بلكه به مخالفت با اين نهضت برمىخيزند و انقلاب با شكست روبرو خواهد شد . اعضاى كميته عدالت باكو اين طرز تفكر را نشانه محافظهكارى ضد انقلابى و عدم قاطعيت دانسته آن را محكوم مىكردند . آنها اصرار داشتند باورهاى ماركسيستى خود را به جنگل بقبولانند و حاضر نبودند شرائط محلى ، خصائص و ويژگيهاى ايران و از همه مهمتر طرز تفكر رهبر جنگل و اكثريت قريب به اتفاق ياران و همراهان او را درنظر بگيرند . « . . . در جريان بحثهاى ميرزا كوچك انقلابى دلسوز ، باتجربه و بىطمع ايران با تربچههاى مهاجر و بىپرنسيپ كميته عدالت باكو و ميهمانان ناخواندهء روسى نيز همين اصول و اشكالات در اولين ملاقات با وضوح تمام پيش آمد - ميرزا كه داراى افكار مذهبى بود و به همينجهت كمونيزم را با افكارش سازگار نمىديد اصرار داشت كه تا مدتى بايست از تبليغات مسلكى صرفنظر شود - بديهى است كه اين عادىترين و سادهترين درخواستى بود كه طرف مقابل مىبايستى دربارهء آن مصالحه كند زيرا در حالىكه رهبرى انقلاب در دست عناصرى به شدت مذهبى قرار داشته باشد طبيعى است كه نفوذ دين در سراسر جامعه به چه وضعى خواهد بود و لذا مخالفت تند و بىدروتخته با مذهب باعث تجزيهء انقلاب از توده خواهد شد . . . . ميرزا كوچك ، به نمايندگى از طرف ملت ايران و اصيلترين و هوشيارترين جناح انقلاب ، از خود فراست سياسى انكار ناپذيرى را بروز داده بود . وى رسما و علنا يك دوره مبارزهء جبههاى و وسيع را جهت طرد هرگونه استعمار و تحصيل آزادى و استقلال ملى تجويز و تعقيب مىكرد : هركس ، هر دسته ، هر گروه و هر طبقهاى ، ضمن داشتن هرگونه مسلك و مرامى ، هركس در هرمقام و شرائطى كه قرار دارد ، بدون توجه به ايدئولوژيها و مقاصد نهائى و دوردستش ، در صورتىكه عملا در جبهه انقلاب حاضر به مبارزه با استعمار و مبارزه جهت كسب آزادى و استقلال ملى باشد متفق محسوب مىشود و مىتواند در يك صف عليه دشمن مشتركى كه ملت را به زنجير كشيده و همه حقوق بشرى و طبيعى او را نقض كرده است متحدا پيكار انقلابى بىامانى را ادامه دهد . . . » « 22 » در دور دوم مذاكرات ارژونيكيدزه كميسر عالى قفقاز ، كه لحظاتى قبل از باكو وارد شده بود ، شركت كرد . او از گرجيهائى بود كه در نهضت مشروطيت همراه آزاديخواهان گيلان به تهران آمد و در مبارزات عليه استبداد شركت كرد . او از همان زمان با ميرزا كوچك خان آشنا شده وى را مردى صديق و بىنظر تشخيص داده بود بدينجهت از نظرات ميرزا پشتيبانى كرد و خطاب به رفقاى خود گفت : « رفقا ، آنچه اين مرد درست قول و باايمان مىگويد من بىچون و چرا تصديق مىكنم و موافقت خودم را با تمام اظهارات و تاكتيكش اعلام مىدارم زيرا او در تحرك و جنبش كشورش مجرب است و پيشرفت انقلاب را مدّ نظر دارد و از شما مىخواهم كه بيانات و نقشه آيندهاش را تأييد كنيد . » پس از مذاكرات طولانى بين شورويها و نمايندگان جنگل درباره موارد زير توافق حاصل گرديد : 1 - عدم اجراى اصول كمونيسم از حيث مصادره اموال و الغاء مالكيت و ممنوع بودن تبليغات . 2 - تأسيس حكومت جمهورى انقلابى موقت . 3 - پس از ورود به تهران و تأسيس مجلس مبعوثان هرنوع حكومتى را كه نمايندگان ملت بپذيرند معمول شود . 4 - سپردن مقدرات انقلاب به دست اين حكومت و عدم مداخله شورويها در ايران . 5 - هيچ قشونى بدون اجازه و تصويب حكومت انقلابى ايران زائد بر قواى موجود ( 2000 نفر ) از شوروى به ايران وارد نشود . 6 - مخارج اين قشون به عهدهء جمهورى ايران است . 7 - هرمقدار مهمات و اسلحه كه از شوروى خواسته شود در مقابل پرداخت قيمت تسليم نمايند . 8 - كالاهاى بازرگانان ايرانى كه در بادكوبه ضبط شده تحويل اين حكومت شود . 9 - واگذارى كليه مؤسسات تجارتى روسيه در ايران به حكومت جمهورى . دولت مركزى ايران ، كه دچار ضعف بود و قدرت مقابله با روسها را در خود نمىديد به يك سلسله اقدامات ديپلماسى دست زد بدينترتيب كه ابتدا
--> ( 22 ) . نگاهى به روابط شوروى و نهضت انقلابى جنگل ، نوشته مصطفى شعاعيان ، تهران ارديبهشت 1349 ، صفحه 172 و 173 . جمله بين دو خط فاصله را مصطفى شعاعيان خود از قول ابراهيم فخرائى نقل كرده است .