ابراهيم اصلاح عربانى

197

كتاب گيلان ( فارسى )

« نمره 4858 - به تاريخ 6 برج حوت 1337 » جناب مستطاب آقاى آقاشيخ محمود كسمائى سلمه الله تعالى . دو فقره نوشتجات جنابعالى كه حاوى عدم مخالفت آقاى حاجى احمد و بستگان و همراهان ايشان از امروز به بعد با دولت و حاضر بودن به قبول پيشنهادهاى دولت به شرط تأمين جان و مال به توسط حضرت آقاى سپهدار اعظم ملاحظه شد . نظر به اين‌كه هيئت دولت هميشه مايل به اصلاح اين كار بوده‌اند حتى الامكان خيال داشته‌اند كه به وسائل مناسبى به اين كار خاتمه بدهند . در اين موقع نيز اظهارات جنابعالى را محل توجه قرار داده به موجب اين حكم به آقاى حاجى احمد و برادران و بستگان و همراهان او تأمين جانى و مالى مىدهند مشروط به قبول و رعايت شرايط ذيل : اولا از اين تاريخ به بعد بر خلاف صلاح و مصالح دولت و اهالى گيلان بهيچوجه اقدامى نكنند . ثانيا پس از رسيدن قواى دولت به آن حدود همه قسم مساعدت را در قلع‌و قمع اشرار و مخالفين بروز بدهند . ثالثا بعد از ورود اردوى دولتى به فومن و كسما و آن صفحات تمام اسلحه خودشان را تحويل فرمانده كل قواى دولتى بدهند . رابعا مطيع كليه اوامر دولتى بوده و همه نوع براى خدمتگزارى دولت حاضر باشند . وثوق الدوله حاجى احمد كسمائى بعد از دريافت امان‌نامه سر تسليم فرود آورد . اكثريت مجاهدان كسما نيز از او پيروى نموده ارتباط خود را با نهضت جنگل قطع كردند . عده كمى از آنان نيز به اردوى ميرزا كوچك خان پيوستند . مبارزان جنگل در موقعيت بسيار بدى قرار گرفتند . تسليم حاجى احمد روحيه افراد را دچار ضعف ساخت . از سوى ديگر هواپيماهاى انگليسى حملات خود را آغاز كردند و قواى دولتى به فرماندهى ميرپنج ايوب خان از راه رشت و ماسوله به طرف جنگل روان شد . ميرزا تصميم گرفت از مواضع خود در فومنات عقب‌نشينى كرده به قواى دكتر حشمت در لاهيجان بپيوندد . در راه عزيمت به لاهيجان قواى جنگل هدف حمله هواپيماهاى انگليسى قرار گرفت و عده‌اى از مبارزان و همچنين چهارپايان تلف شدند . ميرپنج ايوب خان در رأس گروهى از قزاقان به تعقيب جنگليها پرداخت . تعداد نفرات تحت فرماندهى ايوب خان در برخى از نوشته‌ها بيست هزار تن آمده كه صحت آن مورد ترديد است . در كتاب « نگاهى از درون به انقلاب مسلحانه جنگل » تعداد افراد ايوب خان كه در نبرد جواهرده به يارى قواى دولت شتافتند دويست تن ذكر شده است . مؤلف كتاب سردار جنگل نوشته است : قواى بيست هزار نفره دولت در تعقيب ميرزا بود . ميرزا و دكتر حشمت پس از مشورت با ساير سران و كسب موافقت آنان به منظور پرهيز از برخورد با قواى دولت لاهيجان را ترك كردند و به دامنه كوهها و جنگلهاى لنگرود ، رودسر ، رانكوه و تنكابن پناه بردند . در اين موقع مجاهدان گيلان غير از افراد دكتر حشمت 1342 نفر بودند و تعداد نفرات دكتر حشمت نيز به 270 تن بالغ مىشد . قواى دولت همه‌جا در تعقيب آنان بود . در جنگهاى پراكنده‌اى كه در گاوبن ، جواهردشت ، جواهرده يا جوارده و قلعه گردن روى داد عده قابل توجهى از نفرات هردو طرف به قتل رسيدند . مبارزان جنگل همه در يك محل متمركز نبودند زيرا اجتماع تمام افراد در يك محل مشكلات زيادى براى آنان ايجاد مىكرد . پس از عزيمت از لاهيجان ابتدا سواره‌نظام و توپخانه با افراد تحت فرمان احسان الله خان به سوى كاكوه در محدوده سياهكل رهسپار شدند و در آن حدود سنگربندى كردند . گروههاى ديگر نيز در فاصله‌هاى مختلف استقرار يافتند . در يكى از حملات قواى دولت گروه مهدى قلى خان مدت شش ساعت جنگيد و عاقبت قزاقها چند كشته بجا گذاشته مجبور به عقب‌نشينى شدند . هنگامىكه گزارش جنگ به ميرزا كوچك خان رسيد وى از كشته شدن قزاقان سخت متأثر شد . او به اطرافيان خود گفت منظور ما از قيام ، كوتاه كردن دست خارجيها از ايران بود حال ، ما را مجبور به برادركشى كرده‌اند و قزاقهاى جوان و بىگناه بايد هدف گلوله‌هاى ما قرار گيرند . در جواهردشت ، مبارزان جنگل مجددا مورد حملات شديد قواى دولت قرار گرفتند و تعدادى از قواى طرفين به قتل رسيدند . ميرزا دستور داد مجاهدان سنگرها را خالى كرده از قواى دولت فاصله بگيرند . گروه مجاهدان پس از عبور از جواهرده و سليمان‌آباد در جاده « دو هزار » پاى كوهى كه معروف به قلعه گردن است مستقر شدند اما توسط افراد سعد الدوله مورد محاصره قرار گرفتند . در اين نقطه نيز جنگ شروع شد . گروههاى تحت فرماندهى مهدى قلى خان و خالو قربان با شجاعت فوق العاده‌اى جنگيده چند سنگر دشمن را به تصرف خود درآوردند . افراد سعد الدوله عقب‌نشينى كرده متوارى شدند . سعد الدوله مدعى شد كه بهيچوجه قصد جنگ نداشت و حمله افراد او جنبه نمايشى داشته تا نشان داده شود كه از ورود مجاهدان گيلان به خاك تنكابن جلوگيرى شده است . به‌هرترتيب مجاهدان قلعه گردن را ترك كرده پس از گذشتن از كادور و قاضى محله وارد روستاى هاروت شدند . در اين موقع اردوى مجاهدان با مشكلات زيادى روبرو گرديد . ذخيره آذوقه روبه اتمام بود ، افراد خسته و فرسوده شده نياز به استراحت داشتند . راه‌پيمائيهاى بدون هدف آنها را مأيوس و نااميد ساخته بود . برخى از آنان اردو را ترك كرده به سوى گيلان بازگشتند . در روستاى هاروت ميرزا كوچك خان افراد را به دور خود جمع كرده گفت شما آزاد هستيد كه نزد خانواده بازگرديد و حتى اسلحه خودتان را نيز همراه ببريد . پس از بيانات ميرزا عده‌اى از افراد خداحافظى كرده اردو را ترك كردند . صبح روز بعد هنگامىكه اردو در حال عزيمت به سوى رانكوه و ديلمان بود قاصدى از سوى سعد الدوله وارد شد . سعد الدوله طى نامه‌اى به ميرزا نوشته بود : اكنون چهار هزار قزاق وارد خاك تنكابن شده و شما از هرراهى كه عبور كنيد با آنان روبرو خواهيد شد . از سوى وثوق الدوله رئيس الوزراء نيز اعلاميه‌اى منتشر شده كه به ضميمه نامه ارسال مىشود . بهتر است كه پس از اطلاع از متن اعلاميه حسن نيت نشان داده سلاحهاى خود را تحويل مأمورين دولت بدهيد . در اعلاميه دولت خاطرنشان شده بود مجاهدانى كه اسلحه خود را تحويل دهند آزاد خواهند بود و هيچكس متعرض آنان نخواهد شد .