ابراهيم اصلاح عربانى

158

كتاب گيلان ( فارسى )

همانطوركه گفته شد يپرم واقعه اعدام غياث نظام را به صورت ديگرى نقل مىكند . چون يپرم از قهرمانان اصلى وقايع آن ايام بود روايت او را عينا در اينجا نقل مىكنيم : « در اين بين پسر غياث نظام معروف كه از هواخواهان سرسخت استبداد بود ، در ده مرتكب قتلى گرديد . پس از شور و مشورت ، به نامبرده اخطار كرديم كه يا پسر قاتل خود را تحويل دهد و يا در ازاى خون به ما مبلغ ده هزار تومان بپردازد . پس از كشمكشهاى زياد به نامبرده 24 ساعت مهلت داديم و اخطار كرديم كه پس از انقضاء مدت مزبور ، در صورت عدم اجراى درخواست ما تيربارانش خواهيم كرد . پس از سرآمد ضرب الاجل ، چون غياث نظام به درخواست ما وقعى نگذاشت ، او را فى المجلس تيرباران كرديم . چون غياث نظام رئيس عشاير كرد و از متنفذين قزوين و از هواداران جدى استبداد بود و پس از بمباران مجلس خدمات شايانى براى شاه انجام داده بود ؛ از طرف دربار به قونسولگرى روس در قزوين دستور داده شده بود كه او را تحت حمايت قرار دهند . قونسول روس پس از مطلع شدن از واقعه كشته شدن غياث نظام به خانه نامبرده مىرود تا خانواده او را تحت حمايت دولت متبوع خويش قرار دهد ، ولى نگهبانانى كه مأمور حفاظت خانه وى بودند ، از دخول او جلوگيرى مىنمايند . قونسول نزد من آمد و پس از شنيدن جزئيات واقعه به من چنين گفت : از مدتى پيش از تهران دستور داده شده بود كه غياث نظام را تحت حمايت دولت متبوع خويش قرار دهم . من براى اجراى دستورالعمل مزبور ، خواستم بر سردر خانه وى پرچم دولت روسيه را برافرازم ، ولى او ممانعت كرد و گفت كه بهتر است مدتى صبر كنيم و از من خواهش كرد كه چنان رفتار كنم كه كسى از موضوع دستور تهران اطلاع حاصل نكند . من احمقانه به گفته‌هاى وى گوش فرادادم و پرچم را بر بالاى بام خانه‌اش برنيفراشتم . اما حال كه غياث نظام كشته شده است ، من بايد خانواده او را تحت حمايت قرار دهم و به همين منظور منزل آنها رفتم ، ولى نگهبانانى كه در حوالى خانه آنها گذاشته‌ايد ، مانع از دخول من شدند . حال آمده‌ام از شما خواهش كنم كه به اتفاق من به آنجا بيائيد تا من بتوانم به خانه آنها داخل شوم . من قبول كردم كه با وى به خانه غياث نظام بروم . قونسول را روانه كردم و خودم از راه كوتاهى نزد زن غياث نظام رفتم به نگهبانان دستور دادم كه هر وقت قونسول آمد ، از وى خواهش كنند كه منتظر باشد . پس از مدتى گفتگو با زن و پسران غياث نظام ، ايشان را متقاعد كردم كه از قبول حمايت دولت روس امتناع ورزند . چون جملگى حرفهايم را تصديق كردند و پيشنهاد مورد قبول واقع شد ، دستور دادم كه به قونسول اجازه ورود داده شود . پس از ورود قونسول ، زن غياث نظام از اتاق خارج شد . قونسول پس از عرض تسليت به پسر غياث نظام ، گفت كه مأموريت دارد طبق دستور مركز ، خانواده آنها را تحت حمايت دولت متبوع خود قرار دهد . پس از مذاكرات زياد ، پسر غياث نظام از قبول حمايت روسيه خوددارى نمود و گفت : ما مىبايستى يك نفر قربانى بدهيم و داديم . اما راجع به موضوع امنيت بايد عرض كنم كه ما در كمال امنيت زندگى مىكنيم و به هيچ‌گونه حمايتى احتياج نداريم ! قونسول كوشش بسيار كرد كه او را متقاعد ساخته ، به قبول پيشنهاد خود وادارد . ضمنا گفت كه از پطرزبورگ شمشيرى دريافت داشته‌ام كه ميبايستى به حضور پدرتان تقديم مىكردم . پسر غياث نظام در قبال گفته‌هاى قونسول با كمال بىاعتنائى گفت : شايد پدرم به دولت روسيه خدمتى كرده است كه برايش شمشير فرستاده‌اند . اما پس از مرگ وى اين موضوع براى ما فاقد اهميت است . . . ! در اين بين زن غياث نظام از اتاق مجاور بيرون آمد و گفت : من در كمال امن و امان زندگى مىكنم . مسيو يپرم وسايل امنيّت و رفاهيت ما را كاملا فراهم نموده است . ولى راجع به اينكه شوهرم با دولت شما چه روابطى داشته و چه خدماتى انجام داده ، بايد عرض كنم كه اين موضوع بر من كاملا پوشيده است . . . و در خاتمه اضافه كرد كه : من تبعه دولت ايران هستم و مسيو يپرم هم مرا تحت حمايت خويش قرار داده است لذا به حمايت دولت روسيه احتياجى ندارم . . . قنسول روس چون ملاحظه كرد كه با هيچ وسيله‌اى نمىتواند آنها را متقاعد سازد سخت برآشفت . . . » « 94 » مدارك و مآخذ معتبر نشان مىدهد كه پس از واقعه اعدام غياث نظام ( سالار حشمت ) تجليل زيادى از همسر و فرزندان او به عمل آمد . با توجه به اين تجليل و نيز مطالبى كه در روزنامه انقلاب و ساير مآخذ نوشته شده نمىتوان قبول كرد كه همسر و فرزندان غياث نظام تنها تحت تأثير يپرم و از بيم او چنان رفتار ميهن‌پرستانه‌اى را مقابل كنسول روس در پيش گرفته‌اند . تلگرافهائى كه بين رشت و قزوين در مورد واقعه مزبور مبادله شده بيانگر احترامات شايسته‌اى است كه مجاهدان و آزاديخواهان رشت و قزوين نسبت به همسر و فرزندان غياث نظام به عمل آورده‌اند . قدردانى و سپاس آنها نشان مىدهد كه احساسات آزاديخواهى و وطن‌پرستى بيش از اجبار و فشار در عكس العمل آنان نسبت به پيشنهاد كنسول روس مؤثر بوده است . در تاريخ بيست و نهم جمادى الاول 1327 برابر با بيست و هشتم خرداد 1288 شمسى تلگراف زير از قزوين به انجمن ايالتى و كميته گيلان مخابره شد : « انجمن محترم ايالتى و كميته ديروز دو ساعت و نيم به غروب مانده از كميته حكم قتل سالار حشمت ( غياث نظام ) صادر و مجاهدين مأمورين امر كميته را فورا مجرى كردند . بعد از قتل سالار حشمت حكم مجدد از كميته صادر شد كه تمام دارائى و اولاد سالار در امان و تمام شئونات مشروعهء سابق سالار حشمت در حق پسر او غياث نظام مرحمت شد . نزديك غروب قنسول روس به خانه غياث نظام وارد شد . از آنجائى كه سالار حشمت ( پسر ) كه از نجباء و متشخصين ايلات است ، در كمال مردانگى به قنسول روس جواب داد كه اگر مجاهدين تمام ما را قتل عام كنند ، افتخار داريم و بيدق روس را ننگ خانوادهء خود مىدانيم ، بيدق و تصرف شما در كار ما لازم نيست . علاوه از آن

--> ( 94 ) . يپرم خان سردار ، اسماعيل رائين ، انتشارات جاويدان ، چاپ دوم 1355 ، صفحه 145 و 146 .