ابراهيم اصلاح عربانى
17
كتاب گيلان ( فارسى )
فصل اول گيلان از پنج هزار سال پيش تا امروز سرزمينها و شهرها و آباديها همانند انسانها هستند ؛ برخى شاد و خرم و پر ثمر و خوشبخت و برخى ديگر افسرده و بىثمر و خشك و قفر ، با نشانهها و آثارى از فقر و نكبت . آنها نيز تولدى و سرنوشتى دارند و دوران زندگى را همراه با تمام حوادث و اتفاقات نيكوبد مىگذرانند . زمانى به دنيا مىآيند و هنگامى نيز به كام نيستى فرومىروند . بنا و آبادانى آنها آغاز زندگى يا تولد است و ويرانى و زوالشان از مرگ و نيستى خبر مىدهد . سرزمين شاداب و خوشبخت گيلان نيز ناچار تولدى داشته و پس از تولد زندگانى را با تمام ماجراهاى آن آغاز كرده است . مىخواهيم زمان آن را مشخص كنيم ؛ كتابهاى تاريخ را ورق مىزنيم ؛ ماجراى تولد او در تاريخ نيست ؛ چه عمر او از تاريخ بسى طولانىتر است ؛ به ماقبل تاريخ مىرويم ؛ در افسانهها و اساطير جستجو مىكنيم ؛ آنچه مىيابيم گنگ و تاريك و آميخته با اغراق است . براى باور كردن آنها انسان بايد از نظر سادگى ضمير و شناخت و آگاهى بر امور هستى همچون نياكان خويش در دورههاى باستانى باشد . اينبار از باستانشناسان يارى مىجوئيم و حاصل كاوشهاى آنان را بررسى مىكنيم . آنها با كمك آثار و علائم و نشانههائى كه از دل خاك بيرون كشيدهاند ما را به هزارها سال پيش بازمىگردانند ؛ گرچه يافتههاى باستانشناسان بسان مشعلى فروزان راههاى طولانى و تاريك تاريخ را تا اعماق چند هزار سال روشن مىسازد اما اين راه هرگز به پايان نمىرسد و ناچار اين حقيقت را بايد بپذيريم كه براى تولد گيلان تاريخى نمىتوان معين كرد . پيدايش گيلان در نهايت به زمانى بازمىگردد كه درياها پديد آمدند ، زمانى كه آبهاى باران درههاى عميق را تبديل به درياها كردند و در رطوبت آب درياها