ابراهيم اصلاح عربانى
143
كتاب گيلان ( فارسى )
مشروطهخواهان براى بهداشت و فرهنگ و رفاه مردم قائل بودند به تشكيل انجمنهاى مزبور مبادرت ورزيدند تا با استفاده از افراد بصير و مطلع در جهت پيشرفت معارف و حفظ صحّت و سلامت مردم و نيز تأمين رفاه آنان گامهاى بلندى بردارند . ضمنا كميته يا كميسيون جنگ نيز براى امور جنگى تشكيل شد . اعضاى انجمن معارف عبارت بودند از : شيخ محمد سعيد ، ميرزا كاظم خان ، حاجى ميرزا محمود ، مير منصور هدى ، سيّد عبد الوهاب صالح و محمد حسين رئيس التجار معروف به سفينه . انجمن مزبور در مدت كوتاهى موفق به تأسيس چند مدرسه و قرائتخانه عمومى گرديد و براى توسعه و گسترش معارف اقدامات قابل تحسينى انجام داد . اعضاى انجمن حفظ الصّحه عبارت بودند از : دكتر فريم جراح امريكائى ، دكتر ابراهيم احياء السلطنه ، دكتر مهدى رازى ملقب به ارفع الحكما ، دكتر ابو القاسم تقىزاده لاهيجانى ( فريد ) ، دكتر سيد محمد كاشانى ، دكتر استاويديس يونانى ، دكتر عنايت السلطنه ، دكتر كريستيديس يونانى ، دكتر كشيش اوغلى ، دكتر نور اللّه خان و دكتر رفيع خان همدانى . انجمن شهر يا انجمن بلديّه توسط حاجى ميرزا خليل بنيان نهاده شد . مشروطهخواهان پس از تصرف رشت حاجى ميرزا خليل را ، كه از شخصيتهاى خوشنام گيلان بود مأمور تأسيس بلديه ( شهردارى ) نمودند . وى بلافاصله شروع به كار كرد و با همكارى انجمن شهر خدمات قابل توجهى در جهت تأمين رفاه و آسايش مردم نمود . رياست انجمن بلديه با حاجى ميرزا يوسف خان بود و اعضاى آن عبارت بودند از : سيد مهدى رئيس الواعظين ، ناصر التجار ، مير احمد امام ، حاجى ميرزا ابو طالب و مير منصور هدى . در انجمن ماليه نيز چند تن از معتمدين شهر و بازرگانان خوشنام عضويت داشتند . از وظائف مهمّ اين انجمن تهيه بودجه براى هزينههاى فورى مخصوصا تأمين نيازها و وسائل ضرورى مجاهدين و خريد اسلحه بود . انجمن ماليه تصميم گرفت از طريق گرفتن اعانه مبالغى جمعآورى نمايد ولى اين تصميم در عمل با مشكلات زيادى روبرو شد . با توجه به مشكلات مزبور طبق تصميم انجمن مقرر گرديد هريك از دكانداران و كسبه جزء مبلغى از سه تا هفت تومان بپردازند و براى هريك از بازرگانان و ملاكين به نسبت امكانات مالى و ثروتشان مبالغى درنظر گرفته شد . وصول مقررى از دارندگان مغازهها و دكانها با هيچ مانعى روبرو نگرديد اما ثروتمندان از پرداخت مبالغ نسبتا گزافى كه از آنان مطالبه مىشد سر بازمىزدند ، چنان كه حاج سيد رضى و شريعتمدار از پرداخت هفت هزار تومان مبلغ مقرر شده خوددارى كردند ؛ اما انجمن ماليه با استفاده از نفوذ خود و امكانات مختلفى كه در اختيار داشت به هرترتيب مبالغ مورد نظر را وصول مىكرد چنان كه از حاج سيد رضى و شريعتمدار هركدام به جاى هفت هزار تومان مبلغ سى هزار تومان دريافت نمود . جريان واقعه از اين قرار بود كه شريعتمدار موضوع مطالبه هفت هزار تومان را به دوستان متنفذ خود در تهران نوشته بود و آنها نيز پاسخ داده بودند كه در پرداخت پول تعلل نمايد زيرا به زودى قواى اعزامى محمد على شاه به گيلان مىرسد و اساس انقلاب رشت را درهم ريخته انقلابيون را متوارى مىسازد . نامهها و تلگرافهائى كه به رشت مىرسيد به علت حساس بودن موقعيت سانسور مىشد و مسئول امر سانسور نيز ناصر الاسلام ندامانى بود . نامهاى كه به شريعتمدار نوشته شده بود توسط ناصر الاسلام به سران انقلاب تسليم گرديد و آنها نيز براى شريعتمدار تقاضاى مجازات اعدام كردند . اين تقاضا به سپهدار تقديم شد و سپهدار نيز شريعتمدار را جهت اداى توضيحات احضار كرد . توضيحات شريعتمدار قانعكننده نبود و بالاخره پس از مذاكرات زياد ، سپهدار مجازات اعدام را به پرداخت سى هزار تومان جريمه نقدى تبديل نمود . شريعتمدار براى رهائى از مجازات اعدام مبلغ مزبور را به تجارتخانه تومانيانس حواله كرد كه بلافاصله وصول شد . حاج سيد رضى نيز كه براى فرار از پرداخت مبلغ هفت هزار تومان تصميم داشت به كنسولگرى روس پناه ببرد در منزل پاشا نواب خدمتگزار كنسولگرى مخفى شده بود ؛ اما مجاهدان از تصميم او اطلاع حاصل كرده راههائى را كه به كنسولگرى منتهى مىشد تحت مراقبت قرار دادند و مانع از رسيدن حاج سيد رضى به ساختمان كنسولگرى شدند . ضمنا به جرم پناه خواستن از يك دولت خارجى غير مسلمان براى او تقاضاى مجازات اعدام كردند . حاج سيد رضى به كنسول روس شكايت كرد ولى شكايت او نتيجهاى نبخشيد و وى نيز از بيم جان جريمه نقدى را پذيرفت و مبلغ سى هزار تومان به كميته مالى پرداخت كرد . كميته ديگرى كه هنگام تسلط مشروطهخواهان در رشت تشكيل شده فعاليتهاى چشمگيرى از خود نشان داد كميته جنگ بود . اعضاى كميته جنگ عبارت بودند از : اسد اللّه خان ابو الفتحزاده سرتيپ سابق قزاقخانه ، ابراهيم خان منشىزاده ، پانوف بلغارى ، معز السلطان ، آقا سيد على مرتضوى ، يپرم ، وليكوف گرجى و احمد صادق اف . « 58 » اسد اللّه خان ابو الفتحزاده و ابراهيم خان منشىزاده كه با يكديگر سوابق دوستى داشتند از مشروطهخواهان تهران بودند و هنگام بمباران مجلس در صف مدافعان صميمى و فعال قرار داشتند . پس از آن واقعه به قلهك پناهنده شدند و به محض اطلاع از قيام مردم گيلان با لباس مبدل از راه كوههاى طالقان خود را به رشت رسانيدند . سران انقلاب رشت با توجه به سوابق و تجربيات آنها در مبارزه عليه عوامل استبداد هردو را به عضويت كميته جنگ منصوب نمودند . پانوف يك افسر ليبرال و آزاديخواه بلغارى بود كه با آزاديخواهان قفقاز ارتباط داشت و از آنجا براى كمك به انقلابيون گيلان عازم اين ديار شد . دكتر عبد الحسين نوائى او را انسانى بسيار مهربان ، متين ، يكرو ، يكرنگ ، پاكدل و داراى افكار انقلابى معرفى كرده نوشته است : چون وضع مجاهدين پس از فتح رشت بسيار درهم و نامنظم و شلوغ بود به كميته باكو متوسل شدند و كميته باكو هم پانوف را به منظور سروسامان بخشيدن و اصلاح اوضاع مغشوش گيلان به رشت فرستاد . اين ادعا كه پانوف توسط كميته سوسيال دموكرات باكو به گيلان اعزام شده قابل قبول است اما داستان توسل سران انقلاب به كميته باكو براى جلوگيرى از هرجومرج و تجاوزها و تخطيهاى مجاهدان به
--> ( 58 ) . در صورتىكه كسروى از اعضاى كميسيون جنگ داده نام ابو الفتحزاده و منشىزاده ديده نمىشود ولى دكتر نوائى در فتح تهران اسامى نامبردگان را ذكر مىكند .