ابراهيم اصلاح عربانى

142

كتاب گيلان ( فارسى )

از گذرگاه پل منجيل و چندين محل سهل الدفاع ديگر در جاده محافظت نمود . در چهار نقطه به وسيله دستجات كوچكى متوقف شدم و سؤالاتى درباره شغل ، مقصد و ماهيت اثاثيه و چمدانم از من شد . ولى بدون هيچ اشكالى آنها را قانع كردم ، هرچند كه فاقد جواز عبور معمولى از كميته جنگ رشت بودم و حال آنكه به همه آنهائى كه اجازه خروج از رشت داشتند اين جواز داده مىشد . در طول جاده بيش از شصت تن مسلح شمردم و در نزديكى يوزباشى چاى با دسته پيشقراول كه پس از كشتن يك خان كرد و يكى از افرادش در شب 12 مارس به رشت بازمىگشتند ، روبرو شدم . خان مزبور توسط شاه فرستاده شده بود . اين عده از سى و چهار سوار تشكيل مىشد . همه آنها به نظر اينجانب قفقازى بودند و حتى متوجه شدم كه دو تن از آنها سفيدرو و بدون اشتباه چهره‌هاى اروپائى داشتند . در واقع در يكى از پستهائى كه متوقفم كردند ، رئيس دسته به زبان آلمانى من را خطاب كرد و از روى قيافه ظاهرى او كاملا امكان داشت كه آلمانى باشد . روى كشتى كه به وسيله آن از باكو به انزلى رفتم در حدود سى نفر قفقازى سوار بودند كه پس از اين‌كه باكو را ترك كرديم چند قبضه اسلحه بيرون آوردند و موقع ورود به رشت با استقبال همقطاران خود روبرو شدند . سپهدار و سايرين به من گفتند اين‌گونه افراد دائما وارد مىشوند و بطورى كه تخمين مىزنم هم‌اكنون عده آنها در رشت به 300 تن رسيده است . « 51 » بطورىكه متوجه شدم آنها داراى گذرنامه ايرانى بودند و به گمانم آنها توانسته‌اند اين گذرنامه‌ها را با تهديد و ارعاب از كنسولگريهاى ايران در قفقاز به دست بياورند . تهران 18 مارس 1909 ، « 52 » امضاء جرج چرچيل . » « 53 » پيروزى آزاديخواهان در رشت و ورود سپهدار به اين شهر به منظور اداره امور و رهبرى انقلاب ، آزاديخواهان سراسر ايران را غرق سرور و شعف ساخت . در گيلان جشن و سرور و چراغانى تا يك هفته ادامه داشت . هرروز صدها تلگراف از نقاط مختلف ايران و خارج به سپهدار و رهبران انقلاب رشت مخابره مىشد كه حاوى تبريك و تهنيت و ابراز خوشوقتى بود . آزاديخواهان ايران از جمله ستار خان و باقر خان و انجمنهاى ايالتى سراسر كشور تلگرافهاى متعددى به سپهدار و سران انقلاب گيلان مخابره كرده اقدامات آنها را تأييد نمودند . تلگراف پيشوايان روحانى از نجف به عنوان سپهدار و سران انقلاب گيلان خاطرنشان مىساخت كه قيام شجاعانه مردم گيلان موجبات بازگشت مشروطيت و افتتاح مجلس شوراى ملى را فراهم ساخته و مبانى دين مبين اسلام را ، كه پايه‌اش بر روى حق و عدالت استوار است مستحكم خواهد ساخت . وقايع گيلان ، در ساير كشورها نيز با شگفتى و تحسين جرايد معتبر و محافل سياسى روبرو گرديد . روزنامه تايمز لندن نوشت : « 54 » « با موفقيتى كه از انقلاب رشت نصيب آزاديخواهان ايران شده محمد على شاه چاره‌اى جز تسليم و تمكين در مقابل مشروطه‌خواهان ندارد و مجبور است هرچه زودتر مجلس را با همان شرايط و مقررات بازكند . » روزنامه صبح پاريس « 55 » نوشت : « انقلاب گيلان به دنيا ثابت كرد كه ملت ايران با جان‌ودل خواهان مشروطيت است . » روزنامه فيگارو « 56 » چاپ پاريس نوشت : « انقلاب رشت شهرتهاى دربار ايران و ملاهائى را كه طرفدار شاه هستند داير به اين‌كه ملت ايران مشروطه نمىخواهد نقش بر آب كرد و آنها را در مقابل دنيا رسوا نمود . » روزنامه پاريسى كوچولو « 57 » كاريكاتورى از محمد على شاه چاپ كرده بود . در اين كاريكاتور شاه سر خود را با حالتى غمگين ميان دو دستش گرفته به شدت گريه مىكرد . روزنامه حبل المتين در سرمقاله خود خطاب به محمد على شاه نوشت : « بازى خود كردى اى شطرنج‌باز - بازى خصمت نگر پهن و دراز . آنچه از ظلم و ستمگرى و وطن‌فروشى و اجنبىپرستى ممكن بود كردى ، اينك موقع آن رسيده كه در مقابل خون شهداى راه آزادى حساب پس بدهى و به مكافات اعمال خود برسى . » در تمام كشورهاى جهان به استثناى روسيه روزنامه‌ها و مجلات از انقلاب رشت با تمجيد و تحسين فراوان ياد كرد تهور و شجاعت و پايمردى مردم گيلان را مورد ستايش قرار دادند . روزنامه‌هاى روسيه انقلاب مزبور را به عده‌اى آشوب‌طلب و ماجراجوى قفقازى و ايرانى منسوب نمودند . پس از آن كه اوضاع در رشت آرام شد و مشروطه‌خواهان بر اوضاع تسلط يافتند سپهدار بر طبق قانون اساسى به تشكيل انجمن ايالتى گيلان مبادرت ورزيد . در انجمن مزبور افرادى مطلع ، فعال و مورد اعتماد عضويت داشتند كه وظايف خود را با جديت و صداقت كامل انجام مىدادند . اسامى آنان بدين‌قرار است : حاجى ميرزا رضا حكيمى ملقب به ابو المله ، حاجى شيخ حسنى ، سيد عبد الوهاب صالح ، بيوك خان رحمت‌آبادى ، آقا يحيى طواف ، ميرزا تقى خان طايفه ، هارتون گالوستيان ، ميرزا جواد ناصر الملكى معروف به فيض ، آقا محمد وكيل التجار و حاجى محمد جعفر اسكندانى . انجمن ولايتى پس از تدوين نظامنامه و تعيين حدود اختيارات قانونى خود شروع به كار كرد و با صدور اعلاميه‌اى كه براى سفراى كشورهاى خارجى نيز ارسال گرديد رسميت خود را اعلام نمود . سفير انگليس به وزارت خارجه كشور متبوع خود گزارش داد كه انجمن ولايتى رشت به پنج سفارتخانه خارجى تلگرافى مخابره كرده و خاطرنشان ساخته است كه « ما هيچ نزاعى با شاه نداريم و قصد ما خاتمه دادن به اوضاع ناگوار ايران است . . . » . غير از انجمن ايالتى ، كه مسئوليت سنگينى بر عهده داشت ، انجمنهاى ديگرى نيز در رشت تشكيل شد كه عبارت بودند از : انجمن حفظ الصّحه ، انجمن معارف ، انجمن شهر و انجمن ماليه . به علت اهميت فوق العاده‌اى كه

--> ( 51 ) . در كتاب آبى جمله بعدى يعنى سه سطر آخر گزارش ترجمه نشده است . ( 52 ) . هجدهم مارس 1909 برابر است با 25 ماه صفر 1327 قمرى و 28 اسفند ماه 1287 شمسى . ( 53 ) . تاريخ استقرار مشروطيت در ايران ( مستخرجه از روى اسناد محرمانه وزارت امور خارجه انگليس ) استخراج و تهيه حسن معاصر ، انتشارات ابن سينا ، صفحه 1067 ، 1068 ، 1069 و 1070 . ( 54 ) . مندرجات روزنامه‌هاى چاپ خارج از كتاب آبى و تاريخ مشروطيت ايران ، جلد پنجم نقل شده است . ( 55 ) . Matin de Paris ( 56 ) . Figaro ( 57 ) . Petit Parisien