ابراهيم اصلاح عربانى

125

كتاب گيلان ( فارسى )

چند تن از فرزندان حاجى وكيل ( وكيل الرعايا ) كه فداكاريهاى آنان در نهضت مشروطيت هرگز فراموش شدنى نيست . افراد نشسته از راست به چپ : احمد على خان امشه‌اى . عميد السلطان ، معز السلطان ( سردار محيى ) ، مجيب السلطنه ، عباس خان . وكيل الرعايا از رجال معروف و محترم گيلان به شمار مىرفت . وى سه فرزند ذكور ديگر داشت كه آنان هم به سهم خود در راه مشروطيت خدمات قابل توجهى نمودند . نويسنده تاريخ مشروطيت ايران در معرفى معز السلطان و كريم خان كه از بنيان‌گزاران نهضت مشروطيت در گيلان بودند مىنويسد : « سردار محيى و ميرزا كريم خان سرى پرشور و قلبى مالامال از عشق به وطن و آزادى داشتند و در عنفوان جوانى با اشخاص روشنفكر و مترقى آمد و شد مىكردند و عقايد نوين را الهام مىگرفتند ؛ اين دو برادر به واسطه مسافرتى كه به اروپا كردند مجذوب تجليات تمدن نوين شدند و آرزومند بودند كه ايران هم روزى از آزادى تمدن برخوردار شود و در رديف ملل راقيهء جهان جاى گيرد . پس از طلوع انقلاب مشروطه در تهران اين دو برادر چون دو عاشق شيفته سر از پا نشناخته به طرفدارى از مشروطيت قيام كردند و به يارى چند نفر از آزاديخواهان رشت من جمله ميرزا حسين كسمايى ، يقيكيان و سيد اشرف الدين مدير روزنامه نسيم شمال به تشكيل مجامع ملى و دادن كنفرانسها پرداختند و در تمام حوادثى كه در دورهء مشروطه اول در تهران روى داد آنها حامى مشروطه بودند و با جمعى در تلگرافخانه متحصن شده و برآوردن آرزوى ملت را خواستگار بودند . در واقعهء ميدان توپخانه و قضيه توپ بستن مجلس اين دو برادر جمعى را با خود همدست نموده يك قوهء مسلحى تشكيل دادند و آمادهء مسافرت به تهران براى كمك به مجلس و مشروطه‌خواهان شدند . پس از توپ بستن مجلس با جمعى از آزادمردان مجالس سرى داشتند و تهيه يك انقلاب بزرگى را در گيلان مىديدند . مسيو يقيكيان كه يكى از ارامنه روشنفكر و تحصيلكرده و مطلع به مسالك سياسى و نهضتهاى اجتماعى بود و قلم شيوايى داشت و در تحقيق در مسائل سياسى بسيار پخته و عميق بود و رياست معز السلطان ( سردار محيى ) سرى پرشور و دلى مالامال از عشق به وطن و آزادى داشت . حزب انچاگى ارامنه را داشت با اين دو برادر دوستى و سروسرى پيدا كرد و آنها را بيش از پيش به تحولات ملل و انقلابات امم و احزاب سياسى آشنا ساخت و همين يقيكيان سبب آشنايى اين دو برادر و ساير مليون گيلان با كميته و رهبران حزب سوسيال دموكرات قفقاز گرديد . » « 11 » وقتى فعاليتهاى سياسى در تهران شدت يافت معز السلطان و كريم خان با ساير آزاديخواهان رشت تماس گرفته مخفيانه به دور يكديگر جمع شدند . اين عده شبها در منزل معز السلطان گرد آمده به بحث و گفتگو مىپرداختند و براى به ثمر رساندن نهضت مشروطيت و كمك به آزاديخواهان تهران تصميماتى مىگرفتند . تجمع آنان به صورت كاملا مخفيانه انجام مىگرفت و حتى پس از آن‌كه فرمان مشروطيت به امضا رسيد مخصوصا از زمان محمد على شاه آزاديخواهان گيلان نمىتوانستند آشكارا به فعاليت پردازند زيرا حضور قزاقهاى روسى در گيلان فشار و اختناق را شديدتر از تمام نقاط ايران مىساخت . يكى از نخستين اقدامات اين عده پس از حادثه به توپ بستن مجلس انتشار اعلاميه‌هاى مخفى و شبنامه‌هايى بود كه آزاديخواهان گيلان را به اتحاد و اتفاق و شركت در مبارزه عليه استبداد دعوت مىكرد . پس از انتشار اين اعلاميه‌ها بود كه كميته ستار توسط كسانىكه در منزل معز السلطان گرد مىآمدند به وجود آمد . « 12 »

--> ( 11 ) . تاريخ مشروطيت ايران ، دكتر مهدى ملك‌زاده ، انتشارات ابن سينا ، تهران 1332 ، جلد پنجم ، صفحه 135 . ( 12 ) . نام ستار بنابر يك روايت به احترام ستار خان و بنابر روايت ديگر به خاطر معنا و مفهوم آن ( پوشاننده ) انتخاب شده بود .