ابراهيم اصلاح عربانى
118
كتاب گيلان ( فارسى )
كشته يا دستگير شدند و غالبا محكوم به اعدام گرديدند . پس از واقعه سياهكل مبارزات چريكى در گيلان شدت يافت . چريكها به ترور شكنجهگران ساواك و آتش زدن اماكن دولتى و پاسگاهها مبادرت ورزيدند . هرچندگاهى شايعه دستگيرى افراد و كشف خانههاى تيمى و مخفىگاههاى اسلحه به گوش مىرسيد . گروههائى كه قبلا به آنها اشاره شد ، با وجود تجربههاى تلخ و شكستهائى كه نصيبشان شده بود تا آغاز انقلاب در گيلان هيچگاه دست از جنگهاى چريكى ، آتشسوزى ، خرابكارى ، حمله به پاسگاهها و ترور مهرههاى رژيم نكشيدند . از جمله اين فعاليتها مىتوان به حريق ساختمان دانشسراى راهنمائى رشت در دىماه 1354 و جنگ خيابانى ارديبهشت ماه 1355 در رشت اشاره كرد . اينگونه فعاليتها و عمليات ايذائى به عقيده فعالان و مبارزان عليه رژيم از نظر روانى واجد ارزش و اهميت بود . زيرا مأموران امنيتى و مسئولان امور را دچار ترس و وحشت مىساخت و مردم را به ادامه مبارزه اميدوار مىكرد . در اواخر دىماه 1354 به دنبال حريق عمدى دانشسراى راهنمائى رشت و نوشتن شعارهاى تند بر ديوارهاى اطراف دانشسرا گروهى از معلمان و مدرسان و اساتيد اين مؤسسه آموزشى دستگير و زندانى شدند . چند ماه پس از آن در نيمه شب 28 ارديبهشت ماه 1355 صداى پىدرپى انفجار نارنجك و گلولههاى تفنگ ، مردم رشت را از خواب بيدار كرده به خيابانها و كوچهها كشانيد . در يكى از معابر رشت جنگ خيابانى بين چريكها و مأموران امنيتى آغاز شده بود . نبرد تا ساعت 30 / 10 صبح ادامه يافت . تمام راهها به طرف ژاندارمرى در شالكو كه عمليات در اطراف آن جريان داشت بسته شده بود . در اين برخورد چهار مرد و يك زن چريك به ضرب گلوله مأموران كشته شدند . قبلا گفتيم كه يكى از جناحهاى ضد رژيم كه نقش مؤثرى در مبارزات مردم گيلان بر عهده داشت ، جناح مذهبى و روحانيت بود . مبارزات گروههاى مذهبى و روحانيون كه كموبيش پس از كودتاى 28 مرداد 1332 آغاز شده بود بعد از خرداد 1342 شدت پيدا كرد . مطالعه آثار اسلامى مخصوصا تأليفات دكتر على شريعتى و مرتضى مطهرى و حضور در مجالس مذهبى بين جوانان رايج شد . بر اساس آنچه در كتاب « انقلاب اسلامى در گيلان » « 260 » آمده حجة الاسلام احسانبخش در تشويق جوانان به مطالعهء آثار اسلامى و دعوت آنان به مبارزه عليه فشار و خفقان نقش مؤثرى داشته است . وى با تأسيس يك باب دبستان و سپس يك باب دبيرستان فعاليت فرهنگى خود را در رشت آغاز كرد و در كنار آن به فعاليتهاى سياسى پرداخت . در كتاب « انقلاب اسلامى گيلان » آمده است : حجة الاسلام احسانبخش كه به امامت مسجد چينىچيان رشت برگزيده شده بود ضمن سخنرانيهاى خود مردم را با حقايق امور آشنا مىساخت و به همين علت مورد تعقيب سازمان امنيت و شهربانى قرار گرفت . « 261 » از سال 1356 فعاليت مخالفان رژيم در گيلان تشديد گرديده علنى شد ، مخصوصا در فرصت ماه رمضان براى تشكيل جلسات مذهبى و انجام مراسم مخالفان مىتوانستند به دورهم جمع شوند . در 1357 مبارزات مردم گيلان شدت بيشترى يافت . مساجد در نقاط مختلف گيلان مخصوصا رشت ، لاهيجان و صومعهسرا به پايگاههاى مبارزه با رژيم تبديل گرديد ؛ جلسات سخنرانى آقايان احسانبخش و ابراهيم فقيهى و شيخ هادى حسام در رشت ، زين العابدين قربانى در لاهيجان و مير آقا موسوى در صومعهسرا آنچنان مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفت كه سازمانهاى امنيت را در شهرهاى مزبور دچار ترس و وحشت ساخت . مردم از شهرهاى دور و نزديك و روستاهاى اطراف براى حضور در اين مجالس و استماع بيانات سخنرانان به محل سخنرانى هجوم مىبردند . شهرهاى رودبار ، آستانه اشرفيه ، رودسر ، لنگرود و فومن نيز ماه رمضان پرتلاشى را گذراندند . در همين سال جلسات سخنرانى حجة الاسلام حسن يوسفى اشكورى در مساجد و محافل جوانان نقش قابل توجهى در گسترش انقلاب ايفا كرد . وى از سال 1350 به بعد در شرق گيلان و غرب مازندران ( از املش تا تنكابن ) فعاليت انقلابى داشت . سخنرانيهاى حجة الاسلام محمد جعفرى چينىجانى در رودسر و حوالى آن نيز بر شور انقلابى جوانان مىافزود . در اين موقع اعتصابهاى گستردهاى در سازمانها و مدارس آغاز گرديد آيت الله ضيابرى طىّ اعلاميهاى به دولت و مأموران پليس هشدار داد كه از خشم و غضب مردم و انتقام الهى بپرهيزيد و دست از خشونت بردارند . بنابه دعوت حجة الاسلام احسانبخش كه در اين زمان رهبرى مبارزه را به عهده گرفته بود اعتصابهاى گستردهاى در كارخانهها و بازار و مدارس آغاز گرديد ؛ تصاوير شاه در مدارس و اماكن عمومى به آتش كشيده شد ؛ دبيرستان شاهپور ( دكتر بهشتى ) به صورت پايگاهى براى تظاهرات و سخنرانيها و تجمع گروههاى مختلف درآمد . روز 20 مهرماه 1357 خبر رسيد كه روستاهاى اطراف لاهيجان و سياهكل در كنترل شديد مأموران قرار گرفت . زيرا بيم آن مىرفت كه مبارزان در اين نقاط بار ديگر به جنگهاى چريكى بپردازند و در صورت شكست نهضت در شهرها به آن حدود پناه برده نبرد سختى را آغاز نمايند . روز 8 آبان ماه 57 به تحريك فرمانده پاسگاه گوراب زرمخ گروهى از آشوبطلبان و روستائيان بىخبر به صومعهسرا حمله كردند و به ضربوشتم مخالفان رژيم و تخريب و غارت خانهها و مغازهها پرداختند . طى اين حمله يك تن كشته و گروه كثيرى از مردم مجروح شدند و خسارات مادى زيادى را تحمل كردند . دو روز بعد مردم رشت و حومه به منظور اعتراض به اين عمل در رشت اقدام به راهپيمائى كردند . اين راهپيمائى كه نزديك يكصد و پنجاه هزار نفر در آن شركت داشتند مدت 4 ساعت ادامه داشت . روز 11 آبان ماه به مناسبت شهادت يكى از جوانان روستاى پشتير صومعهسرا گروه كثيرى از اهالى رشت به صومعهسرا رفتند و به تظاهرات پرداختند . در اين تظاهرات براى نخستينبار شعار « شاه ترا مىكشيم » شنيده شد . آن روز تظاهركنندگان در حالىكه تصاوير گوناگونى از ميرزا كوچك خان در دست داشتند از مقابل قرارگاه ميرزا كوچك خان عبور كردند . پس از 58 سال پرچم زيباى قرمز رنگى بر فراز پادگان به اهتزاز درآمده بود . روز 22 و 23 آبانماه در لاهيجان جنگ خونينى بين مردم و پليس درگرفت كه منجر به كشته شدن 13 تن از
--> ( 260 ) . اين كتاب ، فاقد نام مؤلف و ناشر و تاريخ انتشار است . ( 261 ) . انقلاب اسلامى گيلان ، صفحهء 10 و 11 .