ابراهيم اصلاح عربانى

109

كتاب گيلان ( فارسى )

حق دخول به مرداب دارند . كشتى كه آتشى شد و توپ هم دارد ديگر از جنگى بودن چه باقى خواهد داشت ؟ گفتن روسها كه چنين كشتى تجارتى است دليل نمىشود و البته آن عاليجاه مراقب باشد كه كشتى آتشى ابدا داخل مرداب انزلى نشود ، لزومى هم ندارد و هرگاه از آن طرف به مقام سئوال و جواب برآيند در مقابل بگوئيد كه ما همان‌جور كشتى را تجارتى مىدانيم كه متداول بوده و تا به حال داخل مرداب مىشده است . اين وضع جديد را نمىشناسيم كه تجارتى باشد . . . » كشمكش بين روسها و مقامات ايرانى در اين‌مورد همچنان تا مدتى بعد از ناصر الدين شاه نيز ادامه داشت . محمد شاه قاجار در سال 1264 هجرى قمرى چشم از جهان پوشيد و فرزندش ناصر الدين ميرزا جاى او را گرفت . شاه جديد در آغاز سلطنت با شورشهاى متعددى در ولايات ايران روبرو شد . مردم كرمانشاه بر محب على خان حكمران خود شوريدند ؛ اهالى شيراز بر نظام الدوله ياغى شدند ؛ در خراسان حسين خان سالار علم طغيان برافراشت ؛ در گيلان شورشهاى پراكنده‌اى آغاز گرديد اما ميرزا تقى خان اميركبير بلافاصله مشغول اقدام شد و با تلاش و كوشش فراوان طى دو سال به شورشها پايان داد . يك سال بعد اميركبير به دستور ناصر الدين شاه بقتل رسيد و ايران بار ديگر دوران بىنظمى و نابسامانى را آغاز كرد . هنوز مدتى از قتل اميركبير نگذشته بود كه شورشهاى گيلان آغاز شد . مردم ناراضى رشت يك بار در سال 1267 هجرى قمرى سر به شورش برداشتند و عمال دولت از جمله عيسى خان را كه از منسوبان شاه بود مورد توهين و تحقير و حتى ضرب‌وشتم قرار دادند . شورشيان زنگى به گردن عيسى خان آويخته او را در خيابانها گرداندند ! بار ديگر در سال 1278 شورش ديگرى در رشت اتفاق افتاد كه طى آن سه نفر كشته و چهارصد نفر مجروح شدند . مردم به جان يكديگر افتاده خانه‌ها را به آتش كشيدند و زنها را مورد تجاوز قرار دادند . تعداد زيادى از منازل مورد چپاول قرار گرفت و اثاثيه آنها به غارت رفت . ناصر الدين شاه پس از بازگشت از اروپا تصميم گرفت به وضع نابسامان گيلان سروصورتى بدهد . وى در سفرهاى خود از گيلان عبور كرده و با وضع آنجا آشنائى يافته بود . در سال 1292 به دستور وى اقداماتى در مورد اصلاح امور و بهبود وضع مردم در گيلان انجام گرفت و مجموعه قوانين جديدى به نام تنظيمات حسنه مورد استفاده واقع شد . طبق دستور شاه شش نفر از سوى دولت به رشت اعزام شدند تا شورائى به عنوان مجلس تنظيمات گيلان تشكيل دهند . اين شش تن خود عضويت شوراى مزبور را به عهده داشتند . عده‌اى از متنفذين به مخالفت با اين شورا پرداختند و مردم را نيز به مخالفت با آن برانگيختند . آنها مىگفتند اين شورا به تقليد از افكار اروپائى تشكيل شده است . پس از مدت كوتاهى اعضاى شوراى تنظيمات حسنه به علت تحريكات مخالفين ناچار كار خود را رها كرده به تهران بازگشتند . ناصر الدين شاه در سال 1314 هجرى قمرى به دست ميرزا رضا كرمانى كشته شد و فرزندش مظفر الدين شاه به سلطنت رسيد . در اين دوران ارتباط بيشترى بين ايران و كشورهاى اروپائى بوجود آمد . مردم گيلان به علت ارتباط تجارتى با اروپائيان تماس بيشترى داشتند و از طرف ديگر بندر انزلى مرز بين ايران و اروپا بشمار مىرفت و محل رفت‌وآمد اروپائيان و كسانى بود كه با كشورهاى اروپائى آمدوشد داشتند . به علل مزبور گيلانيها بيش از ساير نقاط ايران با پيشرفتهاى صنعتى و اجتماعى غرب آشنائى يافته بودند . آشنائى آنها با وضع مردم در كشورهاى خارج و رفاه و آزادى نسبى آنان بيشتر موجب نارضائى مردم زير فشار گيلان و نفرت و انزجار آنها از حكومت استبدادى مىشد . به همين‌علت مردم گيلان نيز مانند اهالى غيور آذربايجان پيشگام نهضت ضد استبدادى و انقلاب مشروطيت بودند حدود هشت ماه پس از بتوپ بستن مجلس يعنى در ماه محرم 1327 هجرى قمرى آزاديخواهان رشت دست به انقلاب زدند . در اين انقلاب سردار افخم حاكم گيلان بقتل رسيد . مردم به سرعت مسلح شدند . محمد ولى خان خلعتبرى سپهدار به رهبرى قيام برگزيده شد و مجاهدان گيلان براى خاتمه دادن به حكومت استبدادى محمد على شاه قاجار به سوى تهران روان شدند . آنها ابتدا قزوين را فتح كردند و پس از مدتى توقف در اين شهر عازم پايتخت شدند . مجاهدان گيلان در حومه تهران به سواران مشروطه‌خواه بختيارى پيوستند . پس از سه روز پيكار با سربازان محمد على شاه تهران را به تصرف درآوردند . « 247 » سپاهيان روس و انگليس در گيلان مدت‌زمانى از انقلاب مشروطيت ايران نگذشته بود كه جنگ جهانى اول آغاز شد . در شروع جنگ وضع اقتصادى گيلان به سبب معاملات بازرگانى با روسيه از طريق بندر انزلى رضايت‌بخش بود ولى عوارض ناشى از جنگ موجب شد كه اوضاع اقتصادى در اين استان دچار آشفتگى و خرابى شود . ورود سپاهيان روس و انگليس به گيلان وضع را به مراتب وخيم‌تر كرد و موجبات عدم رضايت شديد و ناراحتى مردم را فراهم ساخت . در چنين اوضاع و احوالى بود كه نطفهء نهضت جنگل به رهبرى ميرزا كوچك خان در گيلان بسته شد . هنگامىكه ژنرال دنسترويل انگليسى با عده‌اى سرباز و تسليحات كامل از راه گيلان عازم باكو بود مواجه با افراد ميرزا كوچك خان شد كه به دستور ميرزا از عبور وى و نيروهايش ممانعت كردند . ژنرال انگليسى چون از طريق مذاكره موفق به متقاعد ساختن آنها نگرديد به افراد خود دستور حمله داد . سپاه مجهز انگليسى بر جنگليها غلبه يافت و بدنبال اين پيروزى رشت و انزلى را تصرف كرد . دنسترويل بالاخره موفق شد پيمانى با ميرزا كوچك خان منعقد سازد و سپاه خود را به آسانى از گيلان عبور دهد . در همين اوان ارتش انقلابى روسيه باكو را اشغال كرد و راسكولنيكوف فرمانده ناوگان روسيه در درياى خزر نيروهاى ضد انقلابى را شكست داده

--> ( 247 ) . نقش گيلان در انقلاب مشروطيت ايران در فصل ديگرى تحت همين عنوان به تفصيل شرح داده شده است .