ابراهيم اصلاح عربانى

110

كتاب گيلان ( فارسى )

بندر انزلى را به تصرف درآورد . وى با سران نهضت جنگل توافق حاصل كرد و جنگليها تشكيل حكومت انقلابى گيلان را به رهبرى ميرزا كوچك خان اعلام كردند امّا ميرزا در تابستان 1298 به سبب اختلاف نظر با برخى از همگامان خود از جمله احسان اللّه خان رشت را ترك كرده به جنگل پناه برد ؛ پس از آن حكومت گيلان تا هفده ماه به دست عده‌اى از جنگليها اداره مىشد . اختلاف ميان سران جنگل موجب تضعيف آنان شد و در اواخر تابستان 1299 نهضت گيلان دچار شكست كامل گرديد . « 248 » در تمام مدتى كه نهضت جنگل ادامه داشت قواى روس و انگليس در گيلان موجبات مزاحمت مردم را فراهم مىساختند . خطرى كه ارتش نوبنيان شوروى موسوم به ارتش سرخ براى گيلان بوجود آورده بود بيش از هرچيز موجبات نگرانى گيلانيها را موجب مىشد . علت اصلى ورود ارتش سرخ به گيلان در وهله اول ورود قواى ضد انقلابى ژنرال انتوان ايوانويچ دنيكين بود كه از سرداران سلطنت‌طلب روسيه بشمار مىرفت و در مرحله دوم حضور نيروهاى انگليسى در خاك ايران بود كه بهانه به دست رژيم جديد شوروى مىداد . ژنرال دنيكين ابتدا در جبهه جنوب روسيه عليه لنين و كارگزاران انقلاب بلشويكى روسيه مىجنگيد . هنگامىكه كار بر وى سخت شد به آذربايجان روس عزيمت كرد . اما بالاخره اين منطقه هم توسط بلشويكها اشغال شد و دنيكين همراه گروهى از سپاهيانش به وسيله چندين كشتى به سواحل درياى خزر آمد . اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلستان نشان مىدهد كه حدود چهار ماه قبل از حمله بلشويكها به گيلان وثوق الدوله رئيس الوزراء وقوع چنين امرى را پيش‌بينى كرده و موضوع را با سرپرسى سايكس وزير مختار انگلستان در ميان گذاشته بود . « 249 » سربازان ايران چندبار مأموريت پيدا كردند كه ارتش سرخ را وادار به ترك گيلان نمايند و نيز نهضت جنگل را خاموش سازند . ميرپنج رضا خان سوادكوهى ( پهلوى ) از فرماندهانى بود كه به اين مأموريت اعزام شد . وى در نخستين اعلاميه‌اى كه پس از فتح تهران و كودتاى اسفند 1299 منتشر ساخت به موضوع مزبور اشاره كرده مىنويسد : « هموطنان ، وظايف مقدس سربازى و روح فداكارى نسبت به شاه و ميهن ما را به ميدانهاى جنگ هولناك گيلان سوق داد ؛ به همان ميدانهاى خونين و مرگبار كه قواى دشمن براى تسخير ايران و تهديد پايتخت با اسلحه‌هائى كامل‌تر و افزونتر از ما تدارك ديده بود . اگر فداكاريها و خدمات جانبازانهء اردوى قزاق به نتيجه مطلوب نرسيد ، اگر نتوانستيم خاك مقدس وطن و عصمت خواهران گيلانى خود را از دست دشمن نجات دهيم تقصيرى متوجه ما نبود ، بلكه خيانتكارى يك مشت صاحب‌منصب روسى ، همانهائى كه سرپرستى و ادارهء امور لشكر به آنها محوّل شده بود ، موجب عقيم ماندن خدمات ما گرديد . . . هنگام عقب‌نشينى از باطلاقهاى گيلان ، در زير آتش توپ دشمنان ، احساس مىكرديم كه منشأ و مبدأ تمام بدبختيهاى ايران ، ريشه ذلت و فلاكت قشون ، خيانتكاران داخلى هستند . . . » « 250 » پس از آن‌كه رژيم كمونيستى در شوروى استحكام بيشترى يافت دولت شوروى و انگلستان با توافق يكديگر سرزمينهاى اشغالى در ايران از جمله گيلان را ترك كردند . چند ماه پس از كودتاى 1299 رضا خان در اوضاع عمومى كشور و چگونگى روابط با روس و انگليس تغييراتى حاصل شد . شوروى و انگلستان در مورد مسائل ايران سياست نسبتا هماهنگى در پيش گرفتند ؛ ضمنا با دولت وقت نيز روابط دوستانه برقرار كردند . روسها از حمايت نهضت انقلابى جنگل چشم پوشيدند . روتشتاين سفير شوروى ضمن نامهء مفصّلى به ميرزا كوچك خان نوشت دولت شوروى در اين موقع نه‌تنها عمليات انقلابى را صحيح نمىداند بلكه مضرّ تشخيص مىدهد لذا سياست ديگرى اتخاذ كرده است و به همين‌جهت ميرزا را دعوت به سازش كرد . او طى نامهء خود نوشت : « . . . اين نظريات مرا وادار كرد در رابطه شما با دولت مداخله نمايم . شما ملتفت هستيد كه از روى مواد قرارداد ما مجبوريم دولت را از وجود انقلابيون و عمليات آنها راحت كنيم . . . » قواى دولت در « كلرم » جنگليها را محاصره كرد و پس از يك نبرد خونين بر آنها غلبه يافت . جنگليها به گروه‌هاى كوچك پارتيزانى تقسيم شدند و چون امكان ادامه فعاليت پيدا نمىكردند خود را تسليم مىنمودند . كسانى هم كه مقاومت مىكردند كشته يا دستگير مىشدند و دستگيرشدگان مورد عفو قرار مىگرفتند . بدين‌ترتيب نهضت جنگل سركوب شد ؛ ميرزا كوچك خان در حال فرار به خلخال دچار طوفان شده از پاى درآمد ؛ رضا خان سردار سپه به قدرت رسيد ؛ سلسلهء قاجاريه منقرض گرديد و دوران پادشاهى پهلوى آغاز شد . قيامها و شورشهاى محلى در دوران پهلوى « 251 » همزمان با نهضت جنگل در ايامى كه مجاهدان جنگل دچار ضعف و فتور بودند و مدت زمانى پس از آن در نواحى مختلف خصوصا در شرق گيلان قيامها و شورشهائى به وقوع پيوست كه عموما نافرجام بوده به شكست منتهى شدند . از ميان آنها نخست قيام ميرزا احمد روحانى بود كه در ناحيه ديلمان سر به عصيان برداشت . وى مردى شجاع و بىباك بود كه مورد توجه و علاقه روستائيان قرار داشت . گرچه روستائيان را به انگيزه مبارزه عليه مالكان و ظلم و جور اربابان برانگيخت اما هدف او تنها مبارزه در چهارچوب محدود مالكان محلى نبود بلكه مقاصد و هدفهاى بلندتر و دورترى را در سر مىپروراند . قيام ميرزا احمد در برابر نيروهاى متحد دولت و مالكان شكست خورد و سپاهيان روستائى او پراكنده شدند . مدت‌زمانى از شكست ميرزا احمد سپرى نشده بود كه دو برادر به نام حيدر

--> ( 248 ) . نهضت جنگل در فصل ديگرى از كتاب به تفصيل نوشته شده است . ( 249 ) . اسناد محرمانه ، جلد 13 ، سند شمارهء 367 ، تلگراف مورخ 17 ژانويه 1920 وزير مختار انگلستان به لندن . ( 250 ) . سيماى احمد شاه قاجار ، دكتر محمد جواد شيخ الاسلامى ، نشر گفتار ، تهران 1368 ، جلد اول ، صفحه 323 . ( 251 ) . در نگارش اين قسمت نگارنده از يادداشتهائى كه آقاى سيد محمد تقى مير ابو القاسمى تنظيم كردند و همچنين كتابى كه تحت عنوان نهضتهاى روستائى در ايران منتشر ساخته‌اند سود بسيار جست . ضمن تشكر و امتنان توفيق ايشان را آرزو مىكنيم .