ابراهيم اصلاح عربانى

108

كتاب گيلان ( فارسى )

« . . . چنانچه آن جناب مضمون فقرهء عهدنامه را به اين‌طور تأويل كرده‌اند كه مرداب انزلى داخل بحر خزر است و چون براى سير سفاين حربيهء آن دولت بهيه حدّى نگذاشته‌اند حق دارند داخل مرداب مزبور شوند . اولياى دولت عليه را سخن اين است كه بحر خزر ناميده شده است نه مرداب انزلى و مضمون فصل هشتم عهدنامه اين است كه سفاين حربيهء آن دولت بهيه حق دارند كما فى السابق در بحر خزر سير نمايند . به طور وضوح معلوم است كه مرداب را خارج از بحر خزر داشته‌اند . باز مضايقه نداريم ، عهدنامه را به ميان بگذاريم ، اگر حق با ماست اولياى آن دولت بهيه را چه حرف ، و اگر حق با امناى آن شوكت بهيه است ما را چه سخن ؟ . . . از آن جناب سؤال مىنمايد كه آيا دولت بهيهء روسيه مرداب پطرزبورغ را داخل بحر بالتيك مىشمارند و حق دارند كه كشتيهاى جنگى دولت متحابه از كرن اشتاد عبور نموده داخل مرداب شوند كه اولياى دولت ايران اذن بدهند كشتيهاى جنگى آن دولت بهيه نيز داخل مرداب انزلى شوند ؟ . . . » در اين نامه صدر اعظم ايران از تعدى و تجاوز كنسولهاى روسيه بخصوص كنسول گيلان زبان به شكايت گشوده مىنويسد : « كنسول روسيه در گيلان چنان دست تطاول و تعدى را دراز و آمر و ناهى آن ولايت شده است كه حاكم را به هيچ‌وجه تسلطى نيست . لطف و عنف هم به دست اوست ، به هركس از تبعهء دولت عليه مىخواهد بليط رعيتى مىدهد و در تحت حمايت خود نگاه مىدارد ، به هركه مىخواهد تنبيه و تعزير مىكند ! » بالاخره دولت ايران تاب مقاومت در خود نديد و در برابر تهديدهاى سفير روس تسليم شد . ميرزا آقاسى طى نامه‌اى به محمد امين خان بيگلربيگى گيلان و ميرزا ابراهيم خان سردار انزلى دستور داد كه به‌هيچ‌وجه من الوجوه مانع ورود كشتيهاى جنگى دولت روسيه به مرداب انزلى نشوند . بدين‌ترتيب دولت روسيه با زور و تهديد امتيازى براى وارد كردن كشتيهاى جنگى خود به مرداب انزلى از دولت ايران كسب كرد ولى در همين ايام حاجى ميرزا آقاسى از مقام صدارت كنار رفت و ميرزا تقى خان اميركبير به جاى او منصوب شد . وى با تدابيرى از ورود كشتيهاى جنگى روس به مرداب انزلى جلوگيرى مىكرد و هرگاه وزيرمختار روس در مقام اعتراض برمىآمد با خواهش و تمنا آن را به بعد موكول مىساخت . وزير مختار نيز كه به شخصيت اميركبير پى برده و براى او احترام خاصى قائل بود از پافشارى زياد خوددارى مىكرد . پس از آن‌كه ميرزا آقا خان نورى به جانشينى اميركبير منصوب شد تصميم گرفت از موافقتى كه قبلا با ورود كشتيهاى جنگى روس به مرداب انزلى شده عدول نمايد و اجازه ورود آنها را عملا لغو كند . بدين منظور به عيسى خان حاكم گيلان دستور داد از ورود كشتيهاى جنگى روسيه به مرداب انزلى جلوگيرى نمايد ؛ شخصا نيز با وزيرمختار روس در اين زمينه وارد مذاكره شد و به وزير مختار ايران در دربار روسيه دستور داد كه مقامات روس را از اين تصميم منصرف سازد . او طى نامه‌اى به تاريخ اول محرم 1269 قمرى ( برابر با اول آبان 1232 شمسى ) به ميرزا محمد حسين خان صدر قزوينى معروف به عضد الملك وزير مختار ايران در روسيه نوشت : « در باب كشتى جنگى و تجارتى كه روسها به اصرار مىخواهند به مرداب انزلى داخل كنند و هنوز داخل نشده است پيشتر شرحى به شما نوشتم و صورت سئوال و جواب مرحوم حاجى ميرزا آقاسى را با جناب غراف نسلرود پيش شما فرستادم ؛ نمىدانم رسيد و جوابى ننوشتيد يا هيچ به شما نرسيد ؟ بارى مجددا وزير مختار كاغذى به اصرار هرچه تمام‌تر نوشته است ؛ ايستادگى غريبى دارد كه بايد داخل مرداب شود . دولت ايران مىگويد : اولا مرداب داخل دريا نيست كه موافق عهدنامه حق داشته باشد . ثانيا معمول اين چند سال را بايد رعايت كرد . ثالثا مرداب ممتد مىشود تا داخل آبادى مملكت ؛ بااين‌حال آمدن كشتيهاى روس ظاهر است چه حالت به مردم اين مملكت و اهالى بلد و بيگانه و بومى خواهد داد . شما نمىدانم چه حرف زديد و چه شنيديد يا هيچ كاغذ به شما نرسيد ؟ اگر بناى شما با جناب سيتاوين به طور دوستى و اتّحاد و خالى از محاجه است حالى نمائيد كه آمدن كشتى شما به مرداب انزلى از براى شما نفعى ندارد اما از براى ما از داخل و خارج كه شما مىدانيد ضرر كلى دارد . بالفرض اگر حق ثابت دولت روس هم باشد كه از شما توقع داريم پاپى نشويد . . . » همزمان با اين جريان چون به حاكم گيلان دستور داده شده بود كه جدا از ورود كشتيهاى جنگى روس به مرداب انزلى جلوگيرى نمايد ، لذا مأموران ايران كشتيهاى روسى را تحت مراقبت شديد قرار دادند و به برخى از كشتيهاى تجار نيز اجازه عبور داده نشد ، زيرا اين كشتيها كه تا آن زمان از بادبان استفاده مىكردند به كشتيهاى بخارى مبدل شده بودند و مأموران ايرانى آنها را اشتباها به جاى كشتيهاى جنگى مىگرفتند . بدين‌جهت در 4 اكتبر 1853 ميلادى ( 1232 شمسى ، 1269 قمرى ) وزير مختار روسيه طى نامه تندى مراتب اعتراض و عدم رضايت روسيه را از اين اقدام به آگاهى ميرزا آقا خان نورى صدر اعظم ايران رسانيد و ميرزا آقا خان در پاسخ اعلام كرد كه به كارگزاران گيلان دستور داده شد كه از ورود كشتيهاى تجارتى روسيه به مرداب انزلى جلوگيرى ننمايند . در نامه‌هائى كه صدراعظم به ميرزا عيسى خان حاكم گيلان و ميرزا محمد على منشى مهام خارجه گيلان ارسال داشت يادآورى نمود كه ضمن تأمين آزادى عبورومرور براى كشتيهاى تجارتى روسيه همچنان از ورود كشتيهاى جنگى ممانعت نمايند . از آن‌پس كشمكش بين مقامات ايرانى و مأموران روسى ادامه داشت و تشخيص كشتيهاى جنگى از كشتيهاى تجارتى به صورت مسأله‌اى لا ينحل درآمد . برخى از مقامات ايرانى تا سالها بعد يعنى در زمان سلطنت ناصر الدين شاه نيز بر اين عقيده بودند كه كشتيهاى تجارتى فقط به صورت شراعى هستند و كشتى آتشى همان كشتى جنگى است ! چنان‌كه ميرزا صادق خان منشى مهام خارجه گيلان در سال 1277 قمرى ( 1239 شمسى ) طى نامه‌اى از ميرزا سعيد خان وزير خارجه پرسيده است آيا كشتيهاى آتشى روسيه اجازه ورود به مرداب انزلى را دارند يا نه . وزير خارجه طى پاسخ به اين سئوال مىنويسد : « . . . حقيقت اين است كه تغيير وضع چنين كشتى و اسم او را تجارتى گذاشتن ، بااين‌كه خود آن عاليجاه نوشته است كه يك چرخ زير آب خواهد داشت كه به كار جنگ هم مىآيد نمىتوان اذن دخول به مرداب داد و اين‌طور كشتيها جنگى محسوب خواهند شد فقط كشتى بادبانى را تجارتى مىدانم و