ابراهيم اصلاح عربانى

104

كتاب گيلان ( فارسى )

مبلمانى خوب و مشروباتى قوى و كنيزكانى گرجى بود و قوايى مركب از يك هزار و پانصد جنگجو نيز داشت كه قادر بود با گردآورى سربازان بنيچه تعدادشان را به ده‌هزار نفر برساند . » « 240 » گيلان در دوران قاجاريه هدايت الله خان تا زمان آقا محمد خان قاجار فرزند محمد حسن خان و مؤسس سلسله قاجاريه زمام امور گيلان را در دست داشت . تسلط او بر گيلان تا سال 1195 هجرى دوام يافت . آقا محمد خان قاجار ، كه در سال 1193 بر تخت پادشاهى ايران جلوس كرد براى خاتمه دادن به تسلط وى و اخذ ماليات ، برادر خود مرتضى قلى خان را به گيلان و مازندران فرستاد . مرتضى قلى خان قاجار با سپاهى از تركمنها و قاجاريه به رودسر رسيد . هدايت الله خان نيز با سپاه مجهزى به مقابله برخاست . جنگ بين دو سپاه مدت چهل و پنج روز ادامه داشت و از هردو طرف عده‌اى كشته و مجروح شدند . هدايت الله خان با توجه به قدرت حريف در صدد برآمد به جنگ و خونريزى خاتمه دهد ، بدين‌جهت ميرزا صادق منجم‌باشى لنگرودى و محمد صالح لاهيجى را ، كه مورد توجه و احترام جامعه بودند به دربار آقا محمد خان فرستاد و با ارسال تحف و هداياى گرانبها اظهار متابعت كرد . فرستادگان از جانب هدايت الله خان متعهد شدند كه هرسال خراج نقدى و جنسى بپردازند . آقا محمد خان رسولان مزبور را با احترام تمام پذيرفت و مرتضى قلى خان را فراخوانده مراتب رضامندى خاطر و خرسندى خود را به هدايت الله خان اعلام كرد . فرمانرواى گيلان به تعهدات خود عمل ننموده از پرداخت ماليات خوددارى كرد . آقا محمد خان بار ديگر لشكرى به فرماندهى مرتضى قلى خان و جعفر قلى خان به گيلان فرستاد . بر طبق روايت مؤلف روضة الصفاى ناصرى در اين موقع كه 1197 هجرى بود آقا محمد خان خود به اتفاق برادران و امراى قاجار و بزرگان مازندران عزم گيلان نمود و به منزل رودسر وارد شد . وى جعفر قلى خان و مصطفى قلى خان برادران جنگجوى خود را با فوجى از دليران مأمور كرد از بيراهه به پشت سپاه گيلان و سنگر ايشان درآيند و به گروه ديگرى از سپاهيان مأموريت داد كه به طريق متعارف حركت كنند و از مقابل با دشمن روبرو شوند . بر اين‌قرار افراد هدايت الله خان كه در اطراف لاهيجان از دو سو مورد حمله قرار گرفته بودند شكست يافتند . آقا محمد خان در مقر حكمران گيلان فرود آمد و هدايت الله خان از راه دريا به شيروان گريخت . اما چهار ماه بعد با قوايى از لزگيها به گيلان بازگشت و به كمك طرفداران خود در گيلان ، شهر رشت را به تصرف درآورد . وساطت چند تن از بزرگان گيلان موجبات صلح و سازش را فراهم ساخت و حتى چندبار هدايايى از سوى هدايت الله خان جهت آقا محمد خان ارسال شد . اما خود او با توسل به معاذير مختلف از حضور در دربار خواجه قاجار خوددارى مىكرد . آقا محمد خان كه امتناع خان گيلان را از حضور در دربار توهينى به خود تلقى مىنمود طى پيامى صريحا از وى خواست كه به ديدار او بشتابد . « شهريار عذرپذير پوزش‌پسند به وى پيغام كرد كه اگر به واسطهء رابطه سلاطين زنديه تاكنون به معاذير دلپذير پيوسته به حضور ما نمىپيوستى اكنون آن دولت ضعيف و صاحب داعيه آن گروه ، جعفر خان از ما به ستوه است . ديگر جاى عذر و واهمه نمانده است . » « 241 » هدايت الله خان به اين پيام توجهى نكرد و به مخالفت و عدم متابعت از آقا محمد خان ادامه داد . بار ديگر سپاهى به فرماندهى مصطفى خان دولو از سوى آقا محمد خان به سوى گيلان حركت كرد . هدايت الله خان نيز افراد خود را تحت فرمان ايوانى خان براى جلوگيرى از پيشروى سپاه قاجار به رستم‌آباد فرستاد . به روايتى ايوانى خان وقتى از تعداد سپاهيان دشمن و قدرت جنگى آنها مطلع شد قبل از هرگونه برخوردى در رستم‌آباد تصميم به بازگشت گرفت و چون مورد تعقيب دشمن واقع شد فرار را بر قرار ترجيح داد . به روايت ديگر « ايوانى خان كه به اسم و رسم خان ايوان بود نه مرد ميدان در حمله اول شكسته فرار اختيار كرد . » پس از هزيمت سپاه ايوانى خان مصطفى خان سردار قاجار روى به رشت نهاده اين شهر را تصرف كرد . هدايت الله خان به پيربازار رفته سپاه شكست خورده را جمع‌آورى نمود و دست به اقداماتى زد تا راه وصول آذوقه بر سپاهيان قاجار مسدود شود . اما سپاهيان قاجار به پيربازار حمله كردند و هدايت الله خان به قلعه‌اى كه در ساحل بندر انزلى ساخته بود پناه برد . چون اين قلعه بسيار استوار و مستحكم بود فرمانده سپاه قاجار تصميم گرفت از راه دريا و با استفاده از سفاين و زورقهايى كه در اختيار داشت به آن حمله‌ور شود . زورقهاى جنگى هدايت الله خان نيز به دفاع برخاستند . جنگ مدت چند روز در دريا و ساحل ادامه يافت . برخى از مورخان نوشته‌اند هدايت الله خان چون مقاومت را بىفايده ديد تصميم گرفت سوار كشتى شده خود را نجات دهد اما به ضرب گلوله يكى از سربازان تالشى به قتل رسيد . مؤلف روضة الصفاى ناصرى مىنويسد هنگامىكه جنگ ادامه داشت يكى از قلعگيان تعمدا به ايجاد حريق در قلعه مبادرت ورزيد . به ناگاه آتش در حصار زبانه كشيد و سپاه قاجار شليك‌كنان به اطراف حصار هجوم بردند . هدايت الله خان كه به انتظار رسيدن كمك از بادكوبه و شيروان و برخى نقاط ديگر به قلعه پناه برده بود توقف در آنجا را جايز ندانسته با افراد خانواده و نزديكان خود به كشتى نشست و با سرعت فرار كرد تا خود را به بادكوبه برساند . كشتى حامل او زير آتش گلوله قرارگرفت و هدايت الله خان به تير تفنگ غلامى طالشى كشته شد . آقا محمد خان قاجار حكمرانى گيلان را پس از هدايت اللّه خان به دائى خود امير سليمان خان قوانلو ( قوينلو ) محول كرد . پس از مدتى روابط آقا محمد خان با دو تن از برادرانش رضا قلى خان و مرتضى قلى خان به تيرگى گراييد . اين دو تن در مخالفت با آقا محمد خان به دولت زنديه متوسل شدند و چون نتيجه‌اى نگرفتند رضا قلى خان به خراسان رفته به تحريك عليه برادر تاجدارش پرداخت اما اجل به وى مهلت نداد . مرتضى قلى خان به مخالفت با آقا محمد خان ادامه داد . چون حكام شيروان و بادكوبه و تالش به سبب دوستى با هدايت الله خان و طرفدارى از وى باطنا

--> ( 240 ) . كريم خان زند ، جان ، ر . پرى ، ترجمه على محمد ساكى ، نشر نو ، تهران 1368 ، صفحه 297 . ( 241 ) . روضة الصفاى ناصرى ، رضا قلى خان هدايت ، كتابفروشى مركزى . . . ، تهران 1339 ، جلد 9 ، صفحه 207 .