احمد منزوى

2143

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

شو * - همچو بنده زير حكم شاه رو . و جاى ديگر تخلص خود را « رسول » آورده است : آمده بر در گهت اميدوار * - اين « رسول » كز رشحه‌اى يابد قرار . به دستور همان پير ، در احوال روحانى خود و برخى مسايل عرفانى : حافظا گر وصل خواهى ، صلح كن با خاص و عام * - با مسلمان اللّه اللّه ، با برهمن رام رام . . . تا ز هفتاد و دو ملت نگذرى ، و اصل نه‌اى . . . * - جاده و راه خدا از دست هر مذهب جداست . . . و در پايان گويد : بعد از چهار و نيم ماه حكم در حق اين خاكسار به نوشتن احوال شده بود ، لاجرم بسيار حقيقت‌ها ياد نيامدند . اين چند رموز عرض كرده شد . آغاز : الحمد للّه على نعمائه و معرفته و الصلاة و السلام على رسوله . . . اما بعد ، چنين عيان نمايد اين فقير احقر الناس رسول باباى كشميرى ، عفى عنه . با وجود عدم لياقت و قلت فراست و معرا بودن از . مشترك 3 / 1480 ( 1 نسخه ) ، همانجا 11 / 1092 ( 1 نسخه ) ؛ گنج ش 1820 . رساله‌ى بلخيه . از شيخ محمد صالح اورسنجى بدخشانى سده‌ى 10 ق فرزند عبد الرحمان فرزند خليل اللّه ، به دستور عبد المؤمن خان فرزند عبد اللّه خان بهادر فرزند اسكندر خان سلطان . زندگىنامه و احوال بزرگان بلخ است . از محمد فرزند عبد اللّه علوى تا شيخ الاسلام يونس فرزند طاهر . آغاز : حمد له . . . اما بعد ، مىگويد بنده‌ى گنه‌كار محمد صالح بن امير عبد الرحمان بن شيخ خليل اللّه اورسنجى البدخشى . دانشگاه 16 / 297 . رساله‌ى بهاء الدين دلق پوش . وى يكى از مريدان مخدوم نوح سندى بود . در احوال و آموزشىهاى پير پيشگفته‌ى خود . حديقه‌ى تتوى ، پيشگفتار 14 . رسالهء بهائيه : رسالة البهائيه فى مقامات خواجه بهاء الدين . ابو القاسم فرزند محمد بخارايى . ( پايان سده‌ى 8 ق ) . نفيسى ( 1 / 191 ) ضمن زندگىنامهء خواجه بهاء الدين نقشبند بخارايى ، بنيادگذار گروه نقشبنديان ( د 791 ق / 1389 م ) و كتاب‌هايى كه در مقامات ايشان نوشته شده ، از « رسالهء بهائيه » كار ابو القاسم بن محمد بن مسعود نام برده ، كه حسب المعمول منبع گفتهء خود را نام نبرده‌اند . و نيز تاريخ نگارش آن را . كتاب زير همان است ، جز آن‌كه نام نگارنده در نسخهء گنج‌بخش گويا به علت افتادگى از ديباچه ، به‌دست نيامد . زندگىنامه و آموزش‌هاى ايشان است ، در ديباچه ص 18 مىگويد : اين مجموع را اين ضعيف تشريفا له ، به اسمه الشريف « الرسالة البهائيه » نام گفت . . . و چون كارها از سه مرتبه بيرون نيست : ابتدا ، اواسط ، و انتها ، اين مجموع نيز مرتب شد بر سه باب : 1 - در مبادى حال ايشان و سلسلهء مشايخ ايشان ، 2 - لطايفى كه بر زبان ايشان گذشته و سلوك ايشان ، 3 - كرامات ايشان . محمد قاضى در « سلسلة العارفين » ( هف ) كه زندگىنامه و احوالات خواجهء احرار است . و در 916 ق / 1510 م نگاشته همين بخش‌بندى را گزيده است . شايد گوشهء چشمى بدين كار داشته است . باب يكم آغاز مىشود با خواجه محمد بابا سماسى ( سماسى نزد بخارا ) ( د 755 ق / 1354 م ) ، پير سيد امير كلال ( د 772 ق / 1370 م ) ، كه بابا سماسى پدرخواندهء خواجه بهاء الدين نقشبند