محمد مهريار
66
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
« آ » و حرف « شين » بر نهج وقايه و تسهيل تلفظ مثل ساير نظاير آن ( ز ، ه ، ژ ، ج ، چ ، و غيره « 1 » ) به كار رفته است و روى هم رفته باز بهمعنى آب است . اما جزء دوم « گرد » همان است كه در دستگرد و مهرگرد داريم و به معنى كردن و ساختن است . بنابراين آشجرد ( آشگرد ) به معنى « پديد آمده از آب » و « ساختهء آب » است . آشنان S n n اين ديه در روستاى اردستان همانجا قرار دارد كه آشينه واقع شده است . جمعيت آن بر حسب آنچه در نشريهء شمارهء 298 مركز آمار ايران ، سال 1350 آمده است ، فقط 53 نفر است . « 2 » دربارهء اين ديه و وضع آن به اين جمله قناعت مىورزيم كه خصوصيات نواحى خشك كنار كوير را بايد در نحوهء زندگانى كهن - كشاورزى و ساختمانهاى خشتى استوار آنجا جستوجو كرد . ابنيهء آن با خشت خام ، محكم و تميز برآورده شده و زراعت آن با آب كم و درآمد كم به هرحال مىگردد و مردم دايما خانه و كاشانهء خود را رها مىكنند و مهاجرت مىنمايند . واژهشناسى : در نام اين كلمه به سه جزء « آش + ن + ان » برمىخوريم . دربارهء جزء اول و نيز در تركيب كلمه سابقا به نظرم رسيده بود كه تركيب واژه چنين است « آش + نان » ( نامهء سخنوران سپاهان جلد چهارم ) و چنين فكر مىكردم كه درآورنده اين قنات و بانى اين ديه نام آن را آشنان يا قاتقنان براى خود فرض كرده و آن را نامگذارى كرده است . تامّلات بعدى در نظرم آشكار ساخت كه كلمهء آشنان مثل واژههاى ديگر آشيان و آشينه و اشن از همان واژهء كهن « او » معادل آب مشتق شده است و حرفهاى « ى » « ش » و « ن » وقايه است و « ان » علامت پسوند و كثرت و بنابراين معنى كلمهء ديه مىشود محلى كه به آب منسوب است و از آب ايجاد شده است يعنى آبادى از آب است و آب همواره بر سر واژه نشان اين آبادى است . رجوع به آشتيان شود .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان آچك در همين فرهنگ . ( 2 ) - در سال 1375 جمعيت آن به 12 نفر كاهش يافته است .