محمد مهريار
63
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
همه به معناى « سنگ » مىآيد . از كلمهء « آس » به همين معناى « سنگ » در واژههاى بسيارى از اسامى امكنه مثل آسنجان و آسنگران و غيره داريم كه در مطاوى سخن به آنها خواهيم رسيد . آسنجان senj n در لهجهء عوامانهء اصفهان ، اين ديه آسنجون و يا آسنگون تلفظ مىشود و در مطاوى كتاب و عناوين متعدد گفتيم كه امالهء « الف » به « واو » در آخر كلمات در تداول عامهء اصفهان رايج است . و همچنين تبديل « گاف » به « جيم » بسيار شايع مىباشد . بنابراين درست و صحيح اين كلمه آسنگان است . اين ديه در خاور اصفهان و سخت به شهر نزديك است و دايما در گلوى شهر توسعه يابنده فرو مىرود . چندانكه از آن چيزى جز نام نمانده است . حقّا كه شهرهاى امروز بر اثر كيفياتى كه پيدا كردهاند همچون اژدهاى دمان ديههاى دور و بر خود را مىبلعند . و اين بلايى است آسمانى كه همه جاى جهان را گرفته است . و در ايران به علت كمبود زمينهاى كشاورزى ، اين بليّه بيشتر محسوس است . از اين ديه همچنانكه گفتيم چيزى باقى نمانده است . ما هم به گفتوگو دربارهء نام آن بسنده مىكنيم . واژهشناسى : ظاهرا اين كلمه از سه جزء « آ + سنگ + ان » تشكيل شده است جزء اول يا « آ » همان تحريف يافتهء كلمهء « او » است و « سنگ » محتاج به توضيح نيست و جزء سوم همان پسوند كثرت و نسبت است . بنابراين آسنجان معادل آسنگان مىشود معادل اوسنگان درست به معنى « آبسنگان » . ( آبى كه از قنات سنگى درمىآيد و يا بر روى سنگها جارى مىشود . ) آسنجران se ( a ) njer n آسنجران ديهى است با تمام خصوصياتى كه دربارهء آسنجان گفتيم و چيزى در اينباره نبايد علاوه كنيم . واژهشناسى : در تقطيع اين واژه نيز به دو جزء اصلى « آس » و « گران » ( علاوه بر كثرت و نسبت - گر با آن ) و « نون » وقايه مىرسيم و مثلا معنى كلمه مىشود محل سنگگران يا سنگكاران و ناميده شدن محلها به « سنگ » معادل « آس » . ( آسيا در سرتاسر ايران نظاير بسيار دارد ) از جمله آسآباد ( اهر و زابل ) ، آساوله ( سنندج ) و آسارى ( تفت ) و بسيارى نامهاى ديگر و همينجا بگوييم كه دو آسنجران داريم . يكى در اراك و يكى در اصفهان و جالب آنكه