محمد مهريار
58
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
فارسى نظاير بسيار دارد كه لغات هممعنى و مترادف را پشت سر هم مىآورند . ولى ظاهرا ما بين اين دو كلمه ، « حرص » عربى و « آز » فارسى ، با همهء قرب معنى تفاوتى وجود دارد . چنان كه از شواهدى هم كه در فرهنگها براى معنى كلمهء « آز » آوردهاند ، اين خصوصيت آشكار است . « آز » در معنى نسبتا مطلوب همان آرزوى شديد است و تواند باشد كه به حرص برسد . هرچه كه حرص مذموم است ، ولى آرزو هرچه قدر هم شديد باشد ، نامطلوب نيست . براى آز و آزمند در فرهنگها شواهد بسيارى ذكر كردهاند كه با آنچه گفتيم سازگار است و در اينجا ما نظر به تقيد به اختصار از ذكر آنها چشم مىپوشيم و مىگوييم كه اين كلمه امروز نام يك صحراى وسيعى است از مزارع تابع اژيه ( ام القراى ناحيت رويدشت اصفهان ) . در اين ناحيت كه از اين پيش بسيار آبادتر بوده است ، همهجا آثار قدمت به چشم مىخورد و براى متأمل بصير ديوارهاى خشت و گلى ضخيم ، خرابههاى دور ديه ، برجهاى بزرگ كبوتر ( ويران و آباد ) مساجد قديم و گاه باشد تلها و خرابههاى دور ديه همهء اينها بازگوكنندهء سابقهء كهن و قدمت آن است . از قضا نام بسيارى از ديههاى همسايه نيز همه فارسى قديم است و از ديه با نام عربى در سرتاسر اين ناحيه كمتر مىتوان اثرى يافت . همهء اين قراين و امارات نشان اين است كه كلمهء « آز » بر روى صحرايى كه امروز دهكده ندارد بى جا اتفاق نيفتاده است . اين صحرا از مادى جنديج ( گنديك ) كه يكى از ماديهاى قديم و معتبر رودخانهء زايندهرود است و ناحيت رويدشت را مشروب مىسازد ، و خود نام آن حاكى از قدمت آن است ، آبيارى مىشود . « 1 » واژهشناسى : « آز » معادل حرص و طمع يك معنى ناپسند است و هرگز ايرانيان نام ناپسند را بر محلى كه آباد كردهاند ، نمىگذارند . اين يكى از قواعد نامگذارى است . « آز » در اين عنوان از ريشهء او ( Ow ) اوستايى به معنى آب آمده است و حرف وقايهء « ز » هم به آن چسبيده است . « 2 » آزادان z d n ديهى است در حال حاضر بسيار به شهر اصفهان نزديك ، افتاده بر جانب باختر شهر ، به
--> ( 1 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل اين عنوان . ( 2 ) - ن . ك . به : عنوان آجگرد و آچك در همين فرهنگ .