محمد مهريار
54
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
نسبت است كه سابقا نيز در عناوين مختلف اين كتاب ديديم . اما حرف « را » يعنى جزء دوم كه در اين ميان آمده است ، معمولا در ميان اجزاى كلمات براى سهولت تلفظ مىآيد . چنان كه گويى بر ايرانى فارسىزبان تلفظ « آردآن » مشكل است آن را آردران تلفظ مىكند و از اين به بعد به واژههايى برخورد خواهيم كرد كه حرف ديگرى در ميان تلفظ دو حرف براى تسهيل تكلم مىآيد و گمان دارم اگر آن را حرف وقايه بخوانيم خوب باشد چون تلفظكننده را از وقوع در اشكال حفظ مىكند . بنابراين آردران بازگوكنندهء قاعدهء مذكور است و در عين حال نشان قدمت محل . آردرانچه - آردران آرموده rmude ( h ) ديهى است فقير و حقير افتاده در دهستان برزاوند اردستان . در نشريهء مركز آمار ايران « 1 » يك خانوار و 5 نفر جمعيت بيشتر ندارد . اين ديه كوچك در دهستان برزاوند اردستان واقع شده كه هر دو برحسب اسم و تاريخ از نواحى بسيار كهن تمدن ايران مىباشند . با اتكاى به ضبط نشريهء مركز آمار ايران كه آن را با الف ممدود آورده است ، من هم آن را با الف ممدود آوردهام . در كتاب فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى ايران نام اين ديه با « الف » ممدود نيامده است . شايد به علت حقارت و كوچكى آن بوده است ، اما دربارهء معنى آن هرچه كوشيدم و با فحص بليغ به جايى نرسيدم ، و راستى براى من انديشه و حزنى شد . اين بود تا زمانى كه در اردستان هنگامى كه به دنبال نام ديهها و لهجههاى محلى مىگشتم ، ديدم مردم محل آن را با همزه مضموم ممال به « واو » تلفظ مىكنند . « ارموده » . از اينجا كليد گشايش مشكل به دستم آمد . چون به اين صورت واژه از دو جزء « اور » معادل « اوره » و « موده » تشكيل شده است . جزء اول آسان و آشكار به ذهن مىرسد ، چونكه اين كلمه بدين صورت « اور » ( Owr ) به معناى آب است . واژهشناسى : در بسيارى از واژهها و نام ديهها صورت « ار » ( Our ) آمده است و حرف « ر » وقايه است . چنان كه در عنوان قبل گفتيم مثل كلمهء اورگان و اوره و اورجن . « 2 » به هر صورت
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 1 . ( 2 ) - ن . ك . به : همين كتاب ذيل اين عناوين .