محمد مهريار
613
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
هونهجان ، كمبوان ، لاريچه ، كره « 1 » و غيره . اين نامها قدمت آنها را نشان مىدهد ولى مثل ساير نواحى ديگر چون يزد و اردستان ، تعداد اينگونه ديهها بسيار نيست از لحاظ جامعهشناسى روستايى هم نشانههاى بارزى كه قابل ذكر باشد وجود ندارد . قناتها كمآب مىشود و جمعيت ديهها رو به كاهش مىگذارد و چاههاى ژرف كه براى جلوگيرى از كمبود آب كندهاند قناتها را مىخشكاند و اين سلسله ناپسند كمبود آب همچنان جلو مىرود تا به كجا انجام يابد . ولى قصد و غرض ما ، بهطورى كه معلوم است خود واژهء نام اين ديههاست و اينك مىبينيم كره يعنى چه . واژهشناسى : فرهنگنويسان را دربارهء معانى كره اختلافات بسيار رخ داده و معانىيى كه براى آن كردهاند اكثر ناپسند و نارواست . « 2 » نخستين معنايى كه فرهنگنويسان براى كره ذكر كردهاند چرك و ريم است و پيدا است كه با اين معنا چقدر ناپسند است كه ديهى نامبردار باشد . فى الحقيقه كسى اگر مختصر عقلى داشته باشد نام زيستگاه خود را چرك و پليدى نمىگذارد . معناى ديگرى كه براى آن كردهاند « مسكه » « 3 » يا چربى است كه از شير مىگيرند . در اين معنا هم بايد دانست كه اساسا اصالتى وجود ندارد . چون « كره » اگر بدين معنى از پهلوى آمده باشد و در سير تطور به اين صورت درآمده باشد بايد در پهلوى معادل آن وجود داشته باشد در حالىكه در پهلوى به « كره » روون ( روغن ) مىگويند . « 4 » بنابراين اصالت آن در اين معنى مشكوك است و باز هم نامگذارى آن بر روى زيستگاه ناپسند است . چه كسى حاضر است زيستگاه خود را چربى بنامد . بديهى است كه جواب منفى است و مشكل همچنان به جاى خود باقى است . نقص فرهنگهاى ما اين است كه راههاى اشتقاق كلمه و تطور آن را ننمودهاند و ما نمىدانيم كه كره اصلا از چه اصل و منشئى وارد زبان فارسى شده و در فرهنگها به معناى ديگرى آمده و آن را حجره و اتاق كاروانسرا معين كردهاند با اين معنى احتمال نامگذارى بر محل اقامت وجود دارد ولى باز هم نمىتوان
--> ( 1 ) - ن . ك . به : همين نامواژه در اين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . برهان قاطع ، فرهنگ معين و لغتنامه ذيل اين عنوان . ( 3 ) - مسكه لغتى است كه در بسيارى از لهجهها براى كره وجود دارد . ( 4 ) - فرهوشى ، فرهنگ پهلوى به پارسى ، چاپ تهران ، ص 284 و 290 .