محمد مهريار
606
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
بزرگ است در نزديكى تأسيسات كارخانهء بزرگ فولاد مباركه ولى ما سخن در اين نامگذاريها از هزاران سال پيش از روزگاران قديم مىگوييم فارغ از اينكه در حال حاضر آن در نامگذارى كهن مؤثر نبوده است . كرم Kerm كرم به كسر « كاف » اول نام ديهى نسبتا بزرگ است در دهستان ماربين در باختر اصفهان . دربارهء ماربين به مناسبت نام ديهها و همچنين در عنوان خود ماربين توضيحات كافى آوردهايم . ماربين يكى از نقاط خوش آب و هوا و سرسبز و خرم و آبادان اصفهان است كه در قديمىترين منابع موجود ذكر آن آمده است و همهجا از آن به سرسبزى و خرمى و آبادى ياد كردهاند و در مدح آن اشعار فراوان سروده شده است . كرم هم در جوار آزادان و ديگر ديههاى بزرگ نزديك به هم و مخصوصا نزديك به ديه كليجه قرار گرفته است كه همواره از آن دو باهم ياد مىشود ، پندارى اين دو نام از اتباع هم هستند . در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور « 1 » از كليجه ياد كردهاند و اتفاقا دو كليجه هم در اصفهان نشان دادهاند يكى در ماربين و ديگرى در فريدن . در اينجا فقط به واژهشناسى كرم مىپردازيم چون ويژگيهاى ديگر آن فعلا موردنظر ما نيست ( براى واژهشناسى كليجه رجوع كنيد به كليل و كليشاد ) . واژهشناسى : اولا بايد بگوييم كه اين نام هيچ ربطى به « كرم » يعنى همان جانور بىمهرهء كوچك كه در جاهاى نمدار كثيف مىزيد ، يا كرم ابريشم و غير آنها ندارد و چقدر قبيح است از مردمى كه به زادگاه خود نامى چنين زشت بدهند ، بنابراين ارتباط اين نام با « كرم » ( حشره ) بهكلى وازده مىباشد و بايد انديشهاى ديگر كرد . چيزى كه اين وازدگى را تأييد مىكند وجود نام ديه است ( چهارده ديه به نام كرمآباد ) . حالا مىپرسيم يعنى اينجاها را « كرم » آباد كرده است ؟ البته نه حشره از آباد كردن محلى عاجز است و همچنين واژهء « كرمينه » كه بىشك صفتى است از « كرم » ، مثل « زرينه » از زر و « سيمينه » از سيم و « پشمينه » از پشم و غيره و
--> ( 1 ) - همان ، ص 459 .