محمد مهريار
599
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
جمله دانسته شد بايد بگوييم كه اين ديه در طى فروش املاك خالصهء دولتى در اواخر دورهء ناصر الدين شاه ( قتل 1313 ه . ق ) فروخته شد و به تصرف شريعتمدار اصفهانى پسر مرحوم آقا نجفى مشهور درآمد . پس از او وارثانش به نگهدارى آن توفيق نيافتند و آن را بفروختند و اينك خردهمالك است و به همين جهت نيز بسيار زيبا و بزرگ و آباد و با اقتصادى شكوفاست . در حال حاضر مركز باغستانهاى خيلى خوب نيز هست و در عنوان ماربين ذكر كرديم كه تمام اين دهستان درختستانهاى خوش و خرم دارد . شنيدهام برخى صنايع كوچك از قبيل حولهبافى هم به آنجا راه يافته ولى مطمئن نيستم تا تحقيق شود . شهرگرايى به شدت در ماربين و نواحى نزديك اين ديه نفوذ كرده است و ديگر كمتر چيزى از روستا و حالت روستايى در آن مىيابيم . كاخش خراب ( روستا و روستايى ) و نيلش سراب شده است . واژهشناسى : اين واژه به دو جزء « كرت + مان » تجزيه مىشود . جزء اول معادل « كرته » اوستايى و « مان » هم همان كلمهء « مان » اوستايى است و خود قديمى و اصيل است . « كرت » و « كرته » و « كرتو » ( برحسب اختلاف لهجهها در اصطلاحات محلى ) قسمى از جاى زراعت است كه بخشبخش شده و براى آبيارى آماده گشته است و مجازا و با مسامحه گاهى به معناى خود زراعت نيز استعمال مىشود . جزء دوم « مان » همان است كه در واژهء خانمان و دودمان و غيره داريم و به معناى خانه و اصل و اين قبيل مفاهيم است و كرتمان روى هم خانه و جايگاه و زراعت معنى مىدهد . كرج Karaj كرج در اطراف ايران نواحى و امكنهء بسيارى به نام كرج ناميده شده و در اين نامگذارى صور مختلفى از اين واژه به كار رفته است . نخست به صورت كرج ( كرمانشاهان ) و كرجار و كرجان ( كاشان ، تبريز ) و كرجو و كرجى ( سنندج ، نور ) و كرچ و كرچاه ( بروجن ، سارى ) و گاهى به صورت كرچكان ( اصفهان ) و كرچنك ( قائمشهر ) و حتى كرچوجى و كرچيان در بندرعباس و اليگودرز ديده مىشود . « 1 » بايد دانست كه به هريك از اين صورتها كه به كار رود ، سرانجام
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل اين نامها ، ص 230 .