محمد مهريار
593
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
چندانى لازم ندارد ، ديهى است كوچك كه در سال 1345 شمسى ، 46 نفر جمعيت داشته است . « 1 » پيداست كه قنات آن هم آب چندانى ندارد و شكوفايى اقتصادى آن هم چندان نيست . ساليان سال مردم اين دهستان و اطراف آن با انجير و انار ، شيرينى و ترشى ، درست مىكردند و اين دو محصول در اين ناحيت و اطراف آن بسيار است . انجير شيرين انار مى خوش خوب . دربارهء جامعهشناسى اين نواحى ، ذيل نامواژهء عقدا و هفتادر و برخى ديگر سخن گفتهايم و اينجا مىپردازيم به نام اين ديه . واژهشناسى : اگر خود ديه كوچك بود نام آن بزرگ است و فخيم و فاخر . در تقطيع اين نامواژه به صورت « كذ + ايچ + ه » مىرسيم . جزء اول آن « كذ » به معناى جايگاه و خانه همان است كه در كدخدايى و آتشكده و دانشكده و بسيارى ديگر از واژههاى فارسى داريم و در اينجا نيز همچنان به معناى محل و جاست و جزء دوم « ايچ » بهطورى كه در نامواژههاى بسيار ديديم به معناى آب است . « 2 » با اين جزء اخير « ايچ » امكنهء بسيارى در ايران نامبردار مىباشد . مانند ايچى ( اصفهان ) ، ايچ ( زنجان و دماوند ) ، ايچدان ( ورامين ) ، ايچان و ايجان ( اراك ) ، ايچ ( زنجان و اصطهبانات ) اين واژه مىتواند به صورت « ايز » و « اوز » هم درآيد . چنان كه در واژههاى اوچ مثل اوچآباد ( مغان ) ، اوچان ( كرج ) ، اوجان ( قزوين ، ساوه ، بيرجند ) و امثال اينها و به صورت اوز در اوزند ( دماوند ) ، اوزنان ( همدان ) ، اوزون ( فريدن ) ، اوزى ( اهر ) و اوشان ( تهران ) و غيره و غيره . و در همهء اين تركيبات ايج و اوج به همهء صور مختلف به معناى آب و روانى آن است و جزء سوم « ه » علامت نسبت است . بنابراين كذيچه يعنى جايى كه منسوب است به آب روان . تا سخن را به پايان نبردهايم بگوييم كه « كذ » معادل همان « كد » است و در سير تطور زبانهاى فارسى « ذال » به صورت « دال » درآمده است . در ضمن بايد توجه داشت كه نام اين ديه در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور نيامده است ولى در عوض نام ديهى را با صورت گزيچه آورده و آن را در ناحيت اردستان نشان داده است و همچنين گزيچهء ديگرى را در باخزر داريم ولى در فهرست آمارى ايران كه ملاك اساسى كار ماست گزيچه نام جايى در اردستان قلمداد نشده است و به ناچار در اينباره خلطى اتفاق
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران ، ص 130 . ( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى آز ، ازيران ، اژيه ، ايج ، ايچ و ايجه و مشابهات آن در همين فرهنگ .