محمد مهريار
588
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
رايج است . « 1 » اين زبانها از قبيل خود اردستانى ، نطنزى ، قهرودى ، ابيانهاى و غيره نشان مىدهد كه اقوام كهن آريايى در اين ناحيه سكونت جسته بودند و نظر به دورافتادگى محل سكونت آنها و نداشتن معارفات بسيار با شهرنشينان اطراف هنوز زبان خود را حفظ كردهاند . ما مكرر گفتهايم كه آرياييان زبانها و لهجههاى مختلف داشته و در هرجا ماندهاند ، گذشته از اينكه نام خود و كلمات خود را به امكنهء زيستگاههاى خود دادهاند ، برخى از آنها نيز زبان خود را تا امروز حفظ كردهاند و جاى آن دارد كه دانشمندان ايرانى كمر همت ببندند و در اين زبانها تحقيق كنند و نگذارند كورسوى اين چراغ تمدن ، كه نشانهء بارز قوم ايرانى است ، خاموش شود ، متأسفانه هر روز دارد يكى دو تا خاموش مىشود . اين خصوصيت راجع به اين ناحيهء بهخصوص نيست ، از آذربايجان گرفته تا خراسان و يزد و كرمان و بلوچستان در همهء اينها از اين لهجهها وجود دارد ؛ نشان اينكه روزى در اين سرزمين تمدنى بوده است درخشان و زبان چراغهاى روشن علايم آن تمدن تا امروز ، باقى است . دربارهء جامعهشناسى اين نواحى ما هرآنچه بايد بگوييم در عناوين مختلف گفتهايم اينجا همينقدر مىگوييم كه نحوه و روش معيشت خاص ( اكتفا به نفس ) ، طرح ساختمانها به شيوهء خاصى كه مناسب آب و هواى محل باشد ، پىهاى ستبر ، طاقهاى خشتى ، يك نحوهء حالت اخلاق و آداب و خصايص نژادى ، همه و همه دليل بقاى نشانههاى قوميتى است كه در اين ناحيه وجود داشته است و چون نظر ما به بحث از معانى واژهء نام امكنه است سخن را در اينباره كوتاه مىكنيم . ما مكرر گفتهايم كه هدف ما در اين كتاب همين منظور است و چون محلى را نشان داديم و جايگاه آن را هم از نظر جغرافيايى و هم از نظر تاريخى به اجمال معين نموديم مقصود خود را يافته مىيابيم و در سخن به كوتاهى مىگراييم . بپردازيم به كچو . واژهشناسى : اولا بگوييم كچو يعنى چه ؟ كچو واژهاى است بىشك اردستانى چونكه زبان اردستانى در ناحيهء حومهء خود نيز مسلما رايج بوده است و هست . « كه » در اردستانى به معناى قنات و كهريز است و « چو » علامت تصغير معادل « چه » پارسى ، مثلا « دات » ( Dat ) در زبان اردستانى يعنى دختر و « داتىچو » يعنى دختر كوچك و پور ( PoR ) يعنى پسر و
--> ( 1 ) - همان .