محمد مهريار
586
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
است . وقتى قناتى نو احداث مىكردند ، محل را به اين نام مىخواندند . كجان Kej n كجان ، با تحقيق از آگاهان و اهل زبان معلوم شد كه تلفظ اين واژه با كسر « كاف » اول است . چون اين مسأله دانسته شد مىگوييم كه اين ديه در دهستان برزآوند اردستان قرار دارد و در سال 1345 جمعيت آن برابر 1072 نفر بوده است . بنابراين كجان در بلوك برزآوند در رديف اول قرار مىگيرد و ديهى بزرگ بهشمار مىآيد . « 1 » بلوك برزاوند كه اين ديه در آن واقع است ، يكى از مراكز بسيار كهن تمدن ايران است . اين ناحيه هم گرمسير دارد و هم سردسير و بههرحال جمعا زمين آن بسيار حاصلخيز و آب و هواى آن نيكو و محصولات آن فراوان و مردمش عموما زحمتكش و كاركن مىباشند . دربارهء جامعهشناسى اردستان و ويژگيهاى قديم و احوال مردم آن سابقا به تفاريق مخصوصا در ذيل نام اردستان توضيحات كافى دادهايم و در اينجا توضيح زيادى لازم نيست ، فقط بايد اين نكته را يادآور شويم كه لهجه و يا زبان اردستانى در تمام اين بلوك رايج است و يكى از خصايص ممتاز ناحيه بهشمار مىآيد . در اين لهجه و زبان هنوز تحقيقات لازم به عمل نيامده است . در شأن دانشمندان علاقهمند به زبان و ادب فارسى است كه قدم پيش نهند و در تمام لهجههاى اين ناحيه از قهرودى و جوشقانى و نطنزى و غيره تحقيق كنند و واژههاى آنها را ثبت و ضبط نمايند . چون بيشتر قصد ما تحقيق در نام اين امكنه است اينك به مقصود اصلى خود باز مىگرديم . واژهشناسى : كجان به كسر اول واژهاى است مركب از « ك + ج + ان » . جزء اول « ك » معادل « كه » به معنى كهريز و قنات است كه معمولا به صورت « كى » و در تطور بعدى به صورت « ك » ( به كسر ) ديده مىشود . جزء دوم « ج » وقايه است براى سهولت تلفظ و جزء آخر آن همان پسوند نسبت و كثرت كه به انواع مختلف در صورت جرجان - گرگان و كوجان و بسيار ديگر در طى تطور و مندرجات اين كتاب ديدهايم و به معنى منسوب به « كه » و كهريز است و به معنى جايى كه از كهريز و قنات آب دارد . احتمال مىرود جزء وسط يعنى
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 3 .