محمد مهريار

549

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

گلپايگان و اطراف آن از مراكز مهم تمدن و حضارت ايران بوده است و حتى اگر هيچ دليل ديگرى بر اين دعوى پيدا نمىشد صرفا وجود اسامى قديمى روى ديه‌هاى اين ناحيه دليل بزرگى بر اين خصوصيت است . در همين روستا به اسامى قديمى و باشكوهى مثل آزادان ، استهلك ، اسفاجرد ، ديزجان ، لالان ، ملازجان « 1 » و غيره برمىخوريم كه خود واژه‌ها قدمت و سابقهء خويش را داد مىزنند . در اغلب اين نواحى زبان مخصوص و لهجهء خاصى هم وجود دارد كه متأسفانه بر روى آنها تحقيقى نشده است و دارد از بين مىرود و هيچ دستگاهى در حال حاضر وجود ندارد كه به اين مسأله يعنى ثبت و ضبط واژه‌ها و لهجه‌هاى كهن بپردازد . واژه‌شناسى : واژهء فغستان از دو جزء « فغ » و « ستان » تركيب يافته است . جزء دوم پسوند « ستان » همان است كه در « گلستان » و « كوهستان » و بسيارى واژه‌هاى ديگر داريم و پسوند مكان است و جاى فراوانى چيزى . در فرهنگها فغستان ( به همين صورت تركيب ) و به ضم اول به معنى معشوق و يار و دوست آورده‌اند « 2 » ولى بىشك همان‌گونه كه مرحوم پورداود و ديگران آورده‌اند همهء تركيبات آن از واژهء « بغ » است و اصل آن از واژه « بغ » به معنى بت ، و صورت ديگرى است از واژهء « بك » به معنى خدا و تركيبات ديگر آن چون « فغفور » ( بغ‌پور ) و « بغداد » ( دادهء خداوند ) و بسيارى ديگر از اين‌گونه معانى داريم و جاى بحث و گفت‌وگو نيست . از سوى ديگر مىدانيم كه « ف » به « ب » تبديل مىشود و برعكس . مناسب است بگوييم كه اين واژهء كهن نام ديهى در ناحيت گلپايگان است و با فغفور چين ( خاقان چين ) و بغداد پهلو مىزند . درست نمىدانم ( تحقيق آن ممكن نشد ) كه لهجه و زبان خاص در ميان ساكنان آن رايج است يا نه اگر باشد حيثيت قدمت آن را بيشتر مىكند و جاى آن دارد كه فورا مورد تحقيق واقع شود . اين را هم بگوييم كه هيچ‌جاى ديگر ايران به اين نام نيست و منحصر است به همين محل . فلاورجان Fal varj n برحسب تداول و نوشتار امروز فلاورجان و برحسب تداول مردم محل ، پل‌ورگان معادل

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 73 و 74 . ( 2 ) - برهان قاطع ذيل همين واژه .