محمد مهريار
543
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
پرآب شناخته شده بود . اين مادى بالاتر از مادى نياصرم يعنى بيشتر به طرف شمال باخترى از رودخانه منشعب مىشود و به موازات آن مادى ادامهء پيدا مىكند تا از زير صفهء مسجد لنبان گذشته و پس از قطع خيابان شاپور سابق همچنان جلو مىرود تا از چهارباغ بزرگ عباسى مىگذرد و وارد مدرسهء بزرگ معروف به چهارباغ از بناهاى شاه سلطان حسين صفوى ( 1118 ه . ق ) مىشود و از آن نيز گذشته به كاروانسراى مادر شاه كه امروز مهمانسراى عباسى است وارد مىشود و همينطور پيش مىرود تا بالأخره از خيابان استاندارى مىگذرد ، و چون از آن گذشت به زمينهاى اطراف خود آب مىرساند تا وقتى كه به زمينهاى مهرآباد و مهرات و غير از آنها در شهر اصفهان برسد . چون در اينجا غرض ما نشان دادن آبخور آن نيست به خود نامواژه برمىگرديم . واژهشناسى : بهطورى كه آشكار است ، فرشادى از دو جزء « فر » به معناى شكوه و حشمت و جلال و « شادى » به معناى انبساط خاطر و خرمى تركيب يافته است و هيچ صورت دشوار و ناشناخته ندارد . واضع آن مىخواسته است بگويد كه اين مادى با آب خود شادى و شادمانى باشكوه ايجاد مىكند . فروشان Foru n يكى از سه آبادى بزرگى كه به هم پيوسته و قصبهء پيشين سده و شهر امروزى خمينىشهر را بهوجود آورده است فروشان نام دارد . و نام دو ديه ديگر ورنوسفادران و خوزان است . « 1 » شناخت نامواژهء خوزان و معنى آن ( جاى خوزها درست مانند خوزستان ) آسان است و محلت فرنوسفادران نيز در همين كتاب توجيه و توضيح داده شده است ، باقى مىماند فروشان كه بايد اينك در توجيه آن بكوشيم . دربارهء جامعهشناسى و جنبههاى تاريخى محل سده نيز در اين كتاب توجيه كافى آمده است . اين تذكر اينجا لازم است كه بجز اين سه نام كه هر سه كهن ، دلاويز و بامعنا مىباشد باز هم نامواژههاى ديگرى در اين محل هست كه بايد مورد توجه قرار گيرد ( گاردر ، ديميتيون و غيره ) و همه نشان قدمت و سابقهء كهن اين محل است در تمدن آريايى . بپردازيم به نام آن .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء ورنوسفادران در همين فرهنگ .