محمد مهريار

495

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

( بيرجند ، جيرفت ، ماكو ، مراغه ، هشتپر و غيره و غيره ) . با واژهء « گل » بيش از يكصد و پنجاه محل در اطراف ايران نامبردار مىباشد كه از آنها برخى سخت دلكش و دلرباست ، چون گل‌روئيه « 1 » ( بندرعباس ) و معلوم مىشود كه خاطر ايرانى كهن در نامگذارى امكنه به « گل » توجه و تعلق بسيار داشته است . ازاين‌رو سهرورد ما هم ، « سرخ‌گل » ناميده شده است . چون اين دانسته شد ، ببينيم كه رجال و علماى بزرگى كه ياقوت به اين محل منسوب مىدارد چه كسانى هستند ؟ اشهر و اعرف اينها سه نفرند و به حكم اينكه يكى از آنها شهاب الدين سهروردى ، استاد سخنسراى بزرگ شيخ مصلح الدين سعدى است در نزد ما شهرت بيشترى دارد . اين توضيح را علاوه كنم كه « ورت » پهلوى هم به معنى گل است و هم گل ، بنابراين سرخ‌گل و سرخ‌گل هردو در اينجا مطرح است . سهر و فيروزان Sohr - O - Firuz n قبل از آغاز سخن بايد بگوييم كه در زبان فارسى و در عادات و شيوهء اخلاق پارسىزبانان ساكن فلات ايران هيچ‌گاه معمول نبوده است كه نامى مهمل و بىمعنى بر محل سكونت و زيستگاه خود بگذارند و يا افراد آدمى را به نامى مهمل و بىمعنى بنامند . بنابراين قاعدهء عام در فقه الغة نامهاى امكنهء كهن و نامبرداران گذشته بايد به خاطر داشت كه نام هر شخص و هرجا به شرط سابقهء قدمت حتما معنى دارد . نام ناموران بزرگ ايران از رستم و فرامرز و گشتاسب و لهراسب و گرشاسب و غيره و غيره همه معانى خاص دارد كه در اين مقالت بحث دربارهء آنها موردنظر ما نيست . در مورد امكنه و شهرها نيز همچنين است ولى مع الاسف بسيارى از نامهاى زيستگاههاى نياكان كهن ما و همچنين شهرهاى تاريخى و ديه‌هاى ما از نظرها پوشيده مانده و ما را از آنها اطلاع چندانى در دست نيست . از اين قاعدهء مفيد كه بگذريم بايد به خاطر داشت كه نام اشخاص و امكنه حسب علاقهء حال و محل و البته محكوم به قواعد اشتقاق و تطور لغات مىباشد . بنابراين اگر نام بعضى از افراد

--> ( 1 ) - مركب از اجزاى « گل + ئيه » ( پسوند نسبت ) ، يعنى منسوب به گل‌رخ .