محمد مهريار

494

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

افتاده بر باختر اصفهان در بلوك دلكش ماربين قديم و در قرب جوار ديه‌هاى قديمى مثل رهنان و ورزان و آپاران و غيره كه همه قديمى و كهن هستند و ما را در اينجا مجال بحث از اينها نيست . واژه‌شناسى : در تقطيع سهرانچى ، همان‌طور كه در واژهء سهران آمد ، اين واژه به اجزاى « سهر + ان + چى » تقطيع مىشود . جزء اول « سهر » و جزء دوم « ان » ، گذشت ( به واژهء سهران مراجعه شود ) و « چى » علامت تصغير است . بنابراين سهرانچى يعنى سهران كوچك . سهرورد Sohrevard نام ديهى است و همچنين نام يكى از دهستانهاى بخش قيدار ، در شهرستان زنجان است . اين ناحيه در دره و دامنه‌هاى جنوبى كوه قيدار واقع است و از بزرگ و كوچك تقريبا 25 ديه دارد كه جمعيت آن را 12000 نفر ذكر كرده‌اند . مركز دهستان قصبهء كرسف است كه خود از اين پيش شهركى بوده و تا هنگامى كه ياقوت حموى در ايران بوده است ( 614 ه . ق ) شهركى معتبر به‌شمار مىآمده . وى مىگويد : « خرج منها جماعة من الصالحين و العلماء » . « 1 » واژه‌شناسى : ببينيم كه كيفيت تركيب كلمه و معناى آن چيست . در بادى نظر آشكار مىشود كه سهرورد مركب از دو جزء است ، « سهر + ورد » . اما جزء اول همان است كه در واژهء « سهر » ديديم و به تفصيل گفتيم كه « سهر » همان « سرخ » است كه از صورت « سوخر » به صورت « سهر » تحول و تطور يافته است و در اين مسأله شكى نيست . اما جزء دوم « ورد » در عربى از لغات دخيل است و از پهلوى « ورت » گرفته شده و به معناى « گل » است و بنابراين واژهء سهرورد درست به معناى سرخ‌گل است كه نام مناسب و زيبايى براى تسميهء محل است و در ايران امكنهء بسيارى به اين نام زيباى گل نامبردار است از جمله گلان‌آباد ( اصفهان ) و جل‌مرز معادل گل‌مرز ( اصفهان ) ، جلادران معادل گل‌آذران ( اصفهان ) و گلاب ( اصفهان ) و گله

--> ( 1 ) - ياقوت در ضمن بحث از سهرورد ، بر خلاف « سهر » كه آن را با اول مفتوح ذكر مىكرد در اينجا واژهء سهرورد را با اول مضموم ذكر مىكند و از همين تذكر معلوم مىشود كه تلفظ آن به ضم صحيح است و با فتح غلط است ، درست مثل سهر اصفهان .