محمد مهريار
471
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
همينكه يهوديه توسعه پيدا كرد زمينهاى قريهء يوان را فرا گرفت « 1 » و بىشبهه مقصود از آن براآن است كه ما هم گفتيم اين ديه و اين محل در اوايل آن قرار دارد . اما رستاق جى يعنى بلوك و دهستان جى نيز بىمورد نيست چونكه ديديم برحسب فهرست آمارنگاران مركز آمار ايران اين محل را جزو دهستان جى قرار دادهاند . و اما براى قريهء جاجاه كه آن را در دهستان لمنجان قرار داده بىشبهه مقصود دهستان لنجان است كه قريهء جاجاه در آن واقع است و صاحب ناشناختهء مجمل التواريخ و القصص كه آن را روستاى خانلنجان ناميده بهواقع نزديكتر شده است و بايد توجه داشت كه مقصود از آن دهستان لنجان است و نه خانلنجان كه خود قريهاى است از آن دهستان . توضيح ديگر آنكه واژهء لنجان كه گاهى به صورت اعم هم براى لنجان و هم براى النجان به كار مىرود مقصود ناحيهء بزرگى است كه ما بين دهستان ماربين و اشيان در دو طرف رودخانه قرار دارد . سكان Sak n گاهى استعمالات واژههايى به صورت معمول در تداول عامه و كسانى كه مىخواهند به صورت كتابى بنويسند و سخن بگويند مسألهاى بهوجود مىآورد چنان كه در اين دو واژه ( سكان و سكون ) صورت گرفته است حقيقت آنكه سكان نام ديهى است در دهستان پيشكوه موگويى در شهرستان فريدن . اين ديه نسبتا بزرگ است و در سال 1345 جمعيت آن 313 نفر بوده است « 2 » و در جامعهشناسى فريدن گفتهايم كه با اينكه قناتها خشك شده است ، معهذا آبادانى و تمدن ، ولو به صورت مصنوعى جديد در اين ديهها كم نشده است و گمان نمىبرم كه در حال حاضر نيز جمعيت آن خيلى كمتر شده باشد . دربارهء جامعهشناسى ، و وضع معيشت مردم ، كيفيات و ترتيبات ساختمان ناحيت فريدن گفتوگو كردهايم . به حكم بارندگى نسبتا زياد و سست بودن خاك در اين نواحى ، چون ساختمانها بيشتر با خشت خام و ديوارها با گل ( چينه ) برآورده شده است ، بناى مستحكمى از روزگاران پيش حتى از دورهء اسلامى چيزى باقى نمانده كه قابل ذكر و توجه باشد . در حال حاضر همينجا نيز چيز
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء يوان و جلوان در همين فرهنگ و نيز مقدمهء كتاب « ذكر اخبار اصفهان » از حافظ ابو نعيم . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 60 .