محمد مهريار
470
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
بندگى و نمايندهء صفت تسليم و رضا در برابر اهورامزداست و از نظر مقام با مهر برابر است . ديده شده كه گاهى آن را جزو امشاسپندان به حساب آوردهاند . در فرهنگها آن را نام جبرئيل دانستهاند و يا هر فرشتهاى كه پيغامآور باشد « 1 » و همچنين سروش ناظر بر تدبير امور و مصالح عمومى خلق است و سروشهاى متعدد نيز قايل شدند كه هر روز را سروشى است . بههرصورت سروش يك نام فاخر بزرگ جليل در دين زردشتى بهشمار مىآيد . در ادبيات فارسى حاضر سروش به معناى الهام غيبى و هاتف غيب نيز نامبردار است . و از اين جهات به ناچار در روزگاران كهن مناسب شمرده شده است كه نام محلى قرار گيرد . جزء دوم آذران هم مىتواند جمع آذر باشد . آذر معادل « آتش + ان » و ديگر اينكه آذران اصلا خود نام آتشگاه است توضيح آنكه در نامگذارى آتشكدهها واژهء آذر به هر دو معنا استعمال شده است . به صورت آذر به معناى آتشكده ( آذرگشسب ، آذربرزين ، آذرفرنبغ ) و به صورت آذران ، دقيقى فرمايد : پراگنده گرد جهان مؤبدان * نهاد از بر آذران ، گنبدان و در اينجا ظاهرا بيشتر به همين معنا توجه شده است . حمزه اصفهانى در كتاب سنى ملوك الارض و الانبيا در پادشاهى شاپور ذو الاكتاف مىگويد : « و نصب بقرية حروان من رستاق جى نارا سماها سروشآذران وقف عليها قريه يوان و قريه جاجاه من رستاق لمنجان « 2 » » در مجمل التواريخ و القصص نيز در سلطنت همين پادشاه آورده : « و به حروان از روستاى جى آتشى بنهاد سرو ( د ) شاذران نام كرد و از خانلنجان اوقاف بسيار كرد » . بنابراين مسلم مىشود كه در اين محل است كه شاپور ذو الاكتاف آتشكدهء سروشآذران را بنا نهاده است و به اين مناسبت خود محل نيز به نام آن آتشكده نامبردار شده است . اما گفتار حمزه در چند مورد نيازمند به توضيح است . نخست آنكه در اصفهان قريهاى به نام حروان وجود ندارد . و ظاهرا مقصود حمزه از حروان همان جروان است كه حافظ ابو نعيم آن را جزو قراى پانزدهگانهء محل اصفهان آورده است و ديگر آنكه قريهء يوان كه مىگويد بر آن وقف كرد نيز امروز ديهى به اين نام در اصفهان شناخته نيست و حافظ ابو نعيم مىگويد
--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع . ( 2 ) - دكتر محمد معين ، مزديسنا ، چاپ اول ، ص 241 .