محمد مهريار

456

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

اطراف ايران امكنهء بسيارى نامبردار مىباشد . « 1 » در حال حاضر جى يكى از دهستانهاى اصفهان است كه سخت به شهر اصفهان نزديك است . و همچنان‌كه گفتيم قديم‌ترين نواحى اصفهان نيز به‌شمار مىآيد . دربارهء جامعه‌شناسى آن به تفصيل نمىپردازيم چون‌كه آنچه بايد گفته شود ذيل اصفهان و جى آورده‌ايم و مىپردازيم به نام اين محل . واژه‌شناسى : با دقت بر روى اين نام معلوم مىشود كه از سه جزء « ز + او ( در تلفظ ( Ow ) + ان » تركيب شده است . جزء اول تخفيف يافتهء واژهء « زه » است به معناى آب و مخصوصا آب قنات است كه از زمين بيرون مىتراود و جزء دوم همان واژهء « آو » اوستايى است كه در اطراف مملكت مخصوصا در روستاها رايج و شايع است و به معناى همان آب است و جزء سوم « ان » پسوندى است علامت كثرت و نسبت . بنابراين روى هم رفته معناى آن مىشود « زه‌آبان » جايى كه آب آن روان است ، همچون زهاب . در برخى منابع نام آن را رون زوان قيد كرده‌اند . « رون » در زبان پهلوى به معناى جانب است و معناى ديگرى براى آن در فرهنگها نياورده‌اند . واژهء بيرون ، اندرون ، درون ، همه از صورت پهلوى آن گرفته شده ولى با نام ديه اين معنا سازگار نيست . در فرهنگ برهان قاطع مىگويد : « رون » به معناى امتحان و آزمايش است و به ضم اول و ثانى بر وزن « نون » به معناى سيب است و آن را نام قصبه‌اى ذكر مىكند كه به شاعر مشهور ابو الفرج روونى منسوب است كه در هندوستان واقع است . « 2 » و عجيب است كه نام ديهى در روستاى جى اصفهان بدين نام نامبردار گردد . ظاهرا به اقرب احتمال واژهء « رون » صورت متداول عامه از « روان » است كه در لهجهء اصفهان « الف » ممدود ماقبل آخر به صورت « اوى » كشيده تلفظ مىشود و « رون » به معناى روان و جارى است و رون زوان يعنى زه‌آب روان جايى كه آب قناتش زه و روان است . زودان Zud n زودان ديهى است از دهستان گركن بخش مركزى لنجان در استان اصفهان . ديهى است سرسبز

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل عنوان جى و همچنين لغت‌نامه ذيل همين عنوان . ( 2 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ، ذيل همين نام .