محمد مهريار
450
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
مىكرديم و چنانچه مجالى پيدا شد متن خاصى از اين لهجه را خواهيم آورد . و اينك بپردازيم به معنا و تقطيع نام اين واژه . همينجا لازم است بگوييم كه در اصفهان دو زفره داريم يكى اين زفره است و ديگر زفرهاى است كه آن را در عداد ديههاى دهستان لنجان بهشمار آوردهاند . زفرهء لنجان ( در سرشمارى آن را جزء دهستان اشترگان آوردهاند ) ديه بزرگى است كه از رودخانهء زايندهرود مشروب مىشود و در جنوب اصفهان بر سر راه اصفهان به كارخانهء آهنگدازى شهركرد قرار دارد و معمولا آن را جفره هم تلفظ مىكنند . برحسب سرشمارى سال 1348 ، اين ديه 1435 نفر جمعيت داشته است و چون جزء ديههاى لنجان اصفهان است و نزديك به شهر هيچ نوع اختصاصى در آنجا نمىشود يافت نه شيوهء معيشتى ، نه لهجهء خاص و نه اثرى از روزگاران گذشته ، هرچه دارد همين نام آن است و بس كه اينك ما در صدد هستيم ببينيم اين نام يعنى چه . واژهشناسى : همچنانكه در فهرست واژهها ديديم حرف « ز » با « ج » در لهجهها تبديل مىشود ؛ فى المثل « زن » فارسى معادل « جن » زفرهاى و « جين » رودشتى است و در اين مورد نيز به همين دليل زفره گاهى جفره تلفظ مىشود و اين تلفظ اخير ما را به آنجا مىرساند كه متوجه مىشويم « ز » و « ج » و « ژ » باهم در لهجههاى مختلف معادل هستند . مثلا زفره با جفره با ژفره همه يك كلمه است و اگر در نظر آوريم كه در هنگام تطور زبان فارسى از پهلوى گاهى حروف در واژهها جابهجا مىشود ، چنان كه فى المثل « سوخرا » در زبان پهلوى مىشود « سرخ » و « وفر » همان « برف » و « زفر » و « ژفر » مىشود « ژرف » . اما در مورد واژهء نام اين محل اين قاعدت انجام نيافته و زفره معادل « ژفر » همان صورت قديم باقى مانده است و اين خود نشان قدمت آن است . حرف « هاء » آخر كلمه علامت نسبت است . يعنى محلى كه از زمينهاى مجاور گودتر باشد و مىتواند نشان همان فتحهء آخر زبان بوده باشد . زلنديد Zalandid اين نامواژه ديه كوچكى است در دهستان قهاب اصفهان . در عرف عامه و اهالى آن را زلندى تلفظ مىكنند . در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور نيز آن را به همين صورت آوردهاند . ولى ما صورت زلنديه از فهرست آمار مركز آمار ايران و سابقهء دفاتر جزء جمع مالياتى و برخى