محمد مهريار

446

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

معتبر و با نامهاى كهن بسيار يافت مىشود و همه نشان قدمت و آبادانى ديرينه‌سال اين ناحيت است . رودخانهء زاينده‌رود از ميان اين دشت مىگذرد و آن را به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسيم مىكند . در تقسيمات اخير نيز فهرست مركز آمار ايران دو قسمت شمالى و جنوبى براى آن قايل شده‌اند . ديه زغمار كه اينك در صدد توضيح نام آن هستيم در براآن جنوبى قرار گرفته است . دربارهء خود دشت براآن و معناى واژهء آن رجوع كنيد به همان نامواژه . اجمال اينكه براآن ناحيتى است قديم با نامى كهن و ديه‌هاى معتبر و خود دشت حاصلخيز و سرسبز و خرم . پيش از اين براآن سرزمينى بلاخيز و وباخيز و باتلاقى بود و آفات گياهى و حيوانى و مالاريا بنياد هستى مردم را در آنجا لرزان مىساخت . اينك به جاى همهء اينها آبادانى و شكوفايى اقتصادى رسيده ولى شهرگرايى هم به‌علت نزديكى به شهر در آنجا نفوذ يافته است و اين خود بلايى است كه چون اژدها روستا را مىبلعد و از آن شهرى سست و ناپايدار بنا مىكند . زغمار ما در اين دشت قرار دارد . ديه بزرگى نيست و در سال 1345 ( سال آمارى ما ) 52 نفر جمعيت داشته است و طبق آمار 1375 ، جمعيت آن 92 نفر بوده است . بپردازيم به نام زغمار : بر خلاف ديه همسايهء خود ، جار هيچ اثر تاريخى ندارد و هرچه هست از قدمت و شكوه در نام آن خلاصه مىشود . واژه‌شناسى : زغمار در بادى نظر واژه‌اى است كه به معناى آن سخت دير مىتوان رسيد ولى با توجه بيشتر ملتفت مىشويم كه اصلا در اين راه دشوارى وجود ندارد . اين واژه از دو جزء « زغ + مار » تركيب يافته است . جزء اول « زغ » به حكم اينكه حرف « غين » به صور مختلف و از جمله به حرف « ه » منقلب مىشود ( اسپرغم - اسپرهم ) و ( ملغم - ملهم - مرهم ) و ( گياغ - گياه ) و ( آغاز - آهار ) « 1 » در اصل « زه » بوده است كه به صورت « زغ » ( به ناچار در لهجه‌هاى مختلف ) منقلب شده است . با معنى « زه » آشنا هستيم كه همان آب تراويده از زمين و مسامحتا به معناى كلى آب و قنات است و جزء دوم « مار » همان كه تخفيف يافتهء واژهء « مهر » است و « مهر » در تطور و سرعت تلفظ و تفوه به صورت « مار » در

--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع . ديباچهء مؤلف صفحهء « يط » و « يح » و توضيحات مصحح و لغت‌نامه ذيل حرف « ه » و « غ » .