محمد مهريار

425

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

بستگى دارد . حقيقت آنكه رهنان به اين صورت و تلفظ معنى ندارد . از بعضى شنيدم كه آن را ره‌نان ( نان - خبز عربى ) دانسته‌اند ولى در صورت تداول عامهء آن هيچ معنى آشكار و ظاهرى نتوانسته‌اند بياورند و صورت ره‌نان يعنى راه نان هم بىمعنى است . حقيقت آنكه چون ما به تداول عامه اعتماد مىكنيم و در اينجا مىبينيم كه صورت رنان را با واژه‌هاى رهق ( كاشان ) ، ره‌كرد ( جيرفت ) ، رهدانه ( نقده ) ، رهگام ( چاه‌بهار ) ، ره‌گاه ( جيرفت ) ، رهن ( بافت ، گناباد ، نطنز ) ، رهنه ( باخزر ) ، و رهه ( كهگيلويه ) و رهيه ( اصفهان ) مىبايد ارتباطى داشته باشد و معنايى كه با نام آن امكنه سازگار باشد . و در تداول عامه باز مىبينيم امكنه‌اى كه با تلفظ « رى » آغاز مىشود مثل رياخوان ( اصفهان ) ، ريگ‌آباد ( اروميه ، سلماس ، مهاباد ) ، ريگان ( جهرم ، گرمسار ) ، ريگ ( بافت ، بيرجند ، چاه‌بهار ، شهركرد ) و غيره و غيره هم بايد معنى داشته باشد و اين كلمه با آن نامها سازگار گردد . به تعبير ديگر هر معنايى كه براى اين واژه به‌دست آوريم بايد بر نامهاى مشابه آن نيز قابل تطبيق باشد و الا نه قابل قبول است و نه از نظر واژه‌شناسى بنيادى دارد . در مقدمهء اين كتاب و ضمن بحث از اينكه قواعد واژه‌شناسى ( فقه اللغه ) بايد عام باشد و به اصطلاح مطرد و منعكس باشد و در صورتى كه رهنان مخفف « راه » يا طريق نان باشد و هيچ صورت ديگرى قابل قبول نيست . اگر ما نتوانيم رهنان را توضيح دهيم صورت رهن ( بافت ، گناباد ، نطنز ) و رهنه ( باخزر ) و همهء آن امثلهء مشابه كه آورديم بىنتيجه و بىمعنا خواهد ماند . ببينيم تركيب اين واژه و اجزاى آن چون شكافته شود چيست ، بىشك تركيب واژه از « ره » و « نان » تركيب نشده بلكه تركيب آن به اين‌صورت است « ره - ن - ان » . جزء اول « ره » باز تخفيف يافتهء كلمهء « راه » نيست چون نه اين نامواژه و نه نامواژه‌هاى مشابه آن ، با معناى راه ( طريق عربى ) سازگار نمىشود و رهك يا رهق و يا ريهق بىمعنى خواهند ماند . حقيقت را بخواهيد « رى » صورت ديگرى از « ره » ( طريق ) نيست ، بلكه صورت ديگرى از معنايى است كه خواهيم آورد . در تركيب رهق هم راه هق نيست بلكه « ره + ك » معادل ( رهك ) به معنى « ره » كوچك در نام محل بىمورد و ناپسند است . اين نكته مسلم است كه حروف در زبان فارسى به حروف ديگر تبديل مىشوند و حرف