محمد مهريار

424

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

رهنان Rehn n رهنان ديه بزرگ و يا بهتر بگوييم امروز شهر يا شهركى است بر باختر اصفهان كه اين شهر يا شهرك كه امروز به همين صورت رهنان به كسر اول تلفظ مىشود با حوالى خود جزء اصفهان بزرگ است و عجب آنكه نام آن در فرهنگها نيامده است . در لغت‌نامه آن را « رنان » با ضم اوّل ياد مىكند . در معجم البلدان ياقوت نيز به ضم اوّل آمده است . جابرى انصارى « 1 » آن را رنان ( به كسر اول ) مىآورد . در تداول عامه آن را رينان و به گويش خاص اصفهان رينون و يا رنون تلفظ مىكنند و در تلفظ حرف « ى » آنقدر كوتاه به زبان مىآيد كه گويى كسره است و همچنين است در تلفظ عاميانه ، ظاهرا اصح نامها و صورت تلفظ همين صورت تلفظ عامه است . به هر صورت رنان يا رهنان امروز شهركى است آباد و پرجمعيت . برحسب تقسيمات سابق آن را جزء بلوك ( دهستان ) ماربين به حساب مىآورده‌اند تا اينك كه يكى از محلات شهر اصفهان است و بيشتر به همان نام معمول در تداول عامه شهرت دارد . از اين پيش تكيهء مردم محل بر كشاورزى و دامدارى بود . دام بسيار داشت و مردم در كار و حرفت خود پيروز و كامروا بوده‌اند . امروز اين رسم و آيين به هم خورده است و بسيارى از زمينهاى كشاورزى خانه شده است . دور و كنار آن هيچ اثر تاريخى كهن وجود ندارد . اثر اسلامى كهن هم در آن ديده نمىشود . بناى تاريخى معتبرى نيز در آن نيست . امروز هرچه نگاه مىكنى خانه‌هاى آجرى است و خيابانهاى آسفالت‌شده ، ساختمانهاى دولتى و بانكها و غيره . اين است آنچه امروز رهنان ما را به‌وجود مىآورد و چون هدف بيشتر ما تحقيق در نام محل است به‌همين اندازه در وصف آن اكتفا مىكنيم و به مقصود اصلى خويش باز مىگرديم . واژه‌شناسى : دربارهء واژه‌شناسى اين محل من دو سال سخن را نگاه داشتم و اينك كه كتاب ما رو به پايان است آن را مىآورم تا در جاى خود قرار گيرد و حقيقت آنكه هميشه در دل انديشناك بوده‌ام و مىدانستم كه وجهى كه در واژه‌شناسى اين محل خواهم گفت مورد پسند بسيارى واقع نشده و با خرده‌بينى و انتقاد سخت روبه‌رو خواهد شد ، ولى سرانجام چون بر يافتهء خويش اطمينان يافتم آن را مىآورم و بقيه به انصاف و پژوهش خواننده

--> ( 1 ) - حاج ميرزا حسن خان جابرى انصارى ، تاريخ اصفهان ، به تصحيح جمشيد مظاهرى ، انتشارات مشعل ، چاپ 1378 ، اصفهان . در ذكر تعداد ديه‌هاى اصفهان .