محمد مهريار

423

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

واپس زنندهء مهمى است از اين هم كمتر شده باشد . اردستان ناحيتى كهن است و نامواژه‌هاى كهن بسيار در آن وجود دارد همچون برزاوند ، فسخود ، دوك ، سوداب ، سينالان ، سينا و بسيارى ديگر كه در موارد بسيار و به مناسبات مختلف از آنها ياد كرديم . « 1 » گويش اردستانى و يا مشابه آن نطنزى و غيره در محل رايج است . شيوه‌هاى كهن زندگانى هم در معيشت و هم در ساختمان و هم در كشاورزى در اين محل چشمگير است . محصول چندانى از كشاورزى به‌دست نمىآيد ، ولى رغبت مردم محل در اتكا به نفس و روشهاى دل‌انگيز زندگانى آنها را به خود متكى كرده است . ساكنان آن عموما مردمانى صديق و صادق و پوينده و كوشنده هستند . با اكتفا بدين مختصر مىپردازيم به نام با شكوه آن . واژه‌شناسى : اين نامواژه بدين صورت معنايى ندارد . در فرهنگها « رون » را محلى دانسته‌اند در هندوستان و شاعر چامه‌سراى پارسى ابو الفرج رونى را به آن منسوب دانسته‌اند . در زبان پهلوى به صورت Ron از اصل اوستايى « راون » ( R van ) به معناى جهت و سمت آمده است و واژه‌هاى بيرون و درون و اندرون از آن مىآيد . در اوستايى واژهء « رون » ( Ravan ) به معناى رود و جريان رود است و « روان » فارسى به‌معناى جارى از آن مىآيد . مىتوان فكر كرد كه رون صورت تداول عامهء « روان » است . در تداول عامه واژهء « روان » به صورت « روون » ( گويش اصفهانى ) هنوز هم شايع و رايج است . از اين‌رو در نظر من آشكار است كه رونق از دو جزء « رون » معادل « روان + ك » تركيب يافته است . بنابراين رونق درست معادل رونك ( رون + ك ) به معناى جريان كوچك است ، يعنى جايى كه آب قناتى دارد روان ولى بزرگ و عظيم نيست ، روانك است . و اين واژه به همين صورت تبديل يافته و پس از تعريب به صورت رونق در آمده است و تلفظ عربى رونق به جاى « رونك » بر آن غلبه كرده است و اين وجه تسميه را وجود نامواژه‌هاى روان ( همدان ) و روانج معادل روانك ( قم ) ، روانسر ( پاوه ) و امثال اينها تأييد مىكند و در تمام اينها تسميهء كل به جزء و همچنين حال به محل رعايت شده است . روان و رونق از اين جهت مىگويند كه آب قناتش روان است ( تسميهء موصوف به صفت و جزء به كل ) .

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء اردستان و مضافات آن در همين فرهنگ .