محمد مهريار

413

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

آتش است و چندان هم مقام مهمى نيست . بايد به خاطر بياوريم كه در آيين نيايشهاى زردشتى علاوه بر آذرمنان يا آذربانان يا آتربانان چند مأمور هم بودند كه جابه‌جا در نگهبانى آتش و روشن داشتن آن مراقبت مىكردند . اين واژه در اوستايى به صورت « رتو » ( Ratu ) آمده است و به همين معناست كه كم‌كم از صورت اسم خاص حالت عموميت پيدا كرده است و معنى « راد » ( شريف و نجيب و آزاده ) به خود گرفته است . به حكم قدمت اصفهان و قدمت نام اين دو دهستان و وجود ديه‌هاى ديگر با واژه‌هاى كهن همه نشان اين است كه در سوابق ايام ديه‌هايى به مردم روحانى زردشتى اختصاص داشته است و يا نام آنها بر اين ديه‌ها نهاده شده بوده است . بنابراين در واژهء ردان و رادان دو جزء اول « رد » و « راد » همان است كه گفتيم نام نگهبانان آتش است و اما جزء دوم « ان » همان پسوند كثرت و نسبت است كه با آن آشنا هستيم كه در عين اينكه علامت جمع است ، نسبت را هم مىرساند . يعنى ديهى است كه متعلق و منسوب به « ردان » و يا « رادان » . در پايان اين سخن بد نيست بدانيم كه برحسب شيوهء تلفظ رايج اصفهانيان آن را ردّون و رادون تلفظ مىكنند ؛ همچنان كه حمام و تهران را حموم و تهرون تلفظ مىكنند . آنچه دربارهء رادان به نظر مىآمد توضيح داده شد و اشكالى بر آن وارد نيست ولى حرف اول نامواژه يعنى « ر » مىتواند مبدل از « ن » باشد . در اين صورت واژه به صورت « نادان » در مىآيد و مىدانيم كه « نا » به معناى آب است . بنابراين « نادان » يعنى « آبدان » و در اينجا علت خاصى هم براى تبديل « ن » به « ر » آشكار مىشود ، چون وجود كلمهء نادان كه موهم نادانى است ، پسنديده نيست آن را رادان كرده‌اند و اين هر دو موضوع بايد در نظر گرفته شود . راشنان R S n n راشنان ديه بزرگ و معتبرى است در خاور اصفهان كه در عداد ديه‌هاى دهستان كراج ( كرارج ) به حساب آمده است . « 1 » در سال 1345 جمعيت آن را 591 نفر برآورد كرده‌اند ولى اكنون به ناچار بيشتر است . « 2 » چون از يك‌سو كشاورزى ديه‌هاى اين دهستان به‌علت اتكا به آب

--> ( 1 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . سال 1350 ، ص 38 . ( 2 ) - در سال 1375 راشنان 1438 نفر جمعيت داشته است .