محمد مهريار

398

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

واژه‌شناسى : در لغت براى « دول » معانى متعدد آورده‌اند از جمله ظرف مربع و مخروطى شكل براى غلّه و نيز به معناى وسيلهء آب‌كشى ، كه در همهء اين معانى « 1 » براى نامگذارى محل نامناسب است . ولى از طرف ديگر با دقت در امثلهء متعددى كه در فرهنگها آورده‌اند معلوم مىشود كه براى حفر قنات و مخصوصا آبكشى و تحريف ديگر آن دلو در كشاورزى و كندن قنات سخت كاربرد دارد ، از اينجا معلوم مىشود كه « دول » و « دولچه » براى قنات از اين باب كه به‌وسيلهء آن كنده شده بىمناسبت نيست . تقطيع واژه چنين است « دول + اين » دول « اسم و « اين » علامت صفت ) يعنى قناتى كه منسوب به « دول » است و به آن كنده شده و اما « دوك » در معانى كه در فرهنگها ذكر شده يعنى چوب كوچكى كه در نخ و پشم‌ريسى استفاده مىشود كه براى نامگذارى محل سكونت نامناسب است ولى بايد توجه داشت كه حرف آخر آن « كاف » مبدل از « لام » است و « دوك » و « دول » به يك معناست و از همين جهت به كار بردن اين نام مانند دولين در كشاورزى و حفر قنات و نامگذارى روى محلى كه با قنات آبيارى مىشود بىمناسبت نيست . دهرت Dehart در دهستان بهاباد از شهرستان يزد قريب به يكصد و ده ديه از بزرگ و كوچك داريم كه بزرگترين آنها بهاباد است با هزار و چهارصد و شش نفر جمعيت ( سال 1345 ) و از آن پس ديه بنستان است با 315 نفر جمعيت در سال 1345 . « 2 » دربارهء نامواژهء بهاباد ما توضيحى نياورديم چون براساس شيوه‌اى كه مدنظر داشته‌ايم از توضيح دربارهء نامواژه‌هايى كه به نحوى معناى آن آسان به ذهن مىرسد همچون مه‌آباد و بهاباد و غيره خوددارى مىكنيم و به آن دسته از نامواژه‌ها مىپردازيم كه معناى آنها آسان به ذهن نمىآيد و توضيحى لازم دارد . دهرت ما در اين دهستان قرار دارد و همهء ويژگيهاى اجتماعى و تاريخى ديه‌هاى سرزمين يزد را با خود دارد . قنات آب ، كم‌درآمد ، كم‌جمعيت و مردم آن با نحوهء معيشتى متكى به خود و محصولات خودى كه از خاصه‌هاى ممتاز اين نواحى است ، زندگى مىكنند . حقيقت را بخواهيد در اين يكصد و اند پارچه ديه دهستان بهاباد فقط 6251 نفر زندگى

--> ( 1 ) - ن . ك . به : لغت‌نامه ، ذيل همين ماده . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژه در همين فرهنگ .