محمد مهريار
399
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
مىكردهاند ( در سال 1345 ) و اساسا در اين سرزمين آب گرانبهاست و از زير ريگستانهاى داغ تفتيده با هنر ايرانى آباد شده برون آمده ولى آشكار است كه ناحيتى قديمى با علايم بسيارى از تمدن كهن مىباشد . ديههايى مانند هنگوئيه ، تيتوئيه ، اشترك ، چلپو ، ازبنگو ، استخروئيه ، اسفنيك و غيره همه قدمت و سابقهء سكونت آرياها و تمدن در اين ناحيه را داد مىزند . « 1 » واژهشناسى : دهرت از دو جزء « ده » و « ارت » تركيب يافته است . معمولا در نام امكنه ده و ديه به صورت « د » ( « دال » مكسور ) درمىآيد ولى در اينجا مخصوصا آشكار است كه جزء اول به معناى همان ديه است و جزء دوم « ارت » همان است كه از پارسى باستان به زبان پارسى عهد ما رسيده و به صورت « اردو » ، « ارد » و « اردوان » و معادل آن در اوستايى « اش » و « اشوان » مىآيد و به معناى پاك و مقدس است و دهرت روى هم به معناى ديهى است كه با داشتن اين صفت به مردى مقدس از روحانيون متعلق بوده است . اينگونه تركيب در نامگذارى ديهها رايج است مثل دهرت ، گهرت ، گورت و غيره . دهسور Dehsur دهسور كه نام دو ديه عليا و سفلى است ، در شهرستان فريدن قرار گرفته است . دهسور بالا با 356 نفر جمعيت و دهسور پايين با 438 نفر . واژهشناسى : واژهء دهسور مركب از « ده » و ديگرى « سور » . با قرار گرفتن واژهء ده در نام ديهها آشنا هستيم ، اما واژهء سور كه به معناى جشن و شادى و شعف است و در اصطلاح امروز به معناى مهمانى و حتى خوراك روزانه است عجيب نيست اگر نام محل و يا در نام محلى بيايد . ايرانيان قديم به سور و جشن و تهيه خوراك و آذوقه علاقهء بسيار نشان مىدادهاند به همين جهت بنيادگران ديهها نام سور را به انواع مختلف در نام ديهها مىآوردهاند و در صدها محل در ايران اين نام را مىبينيم و در همهء اين موارد مقصود از آن همين معناست . براى مثال سوريان ( بابل و سارى ) ، سورقان معادل سورگان ( ميناب ) ، سورك ( آمل ، ايرانشهر ، بندرعباس ) ، سورگان ( بندرعباس ) و غيره و غيره . گاهى هم اين كلمه در تداول عامه تخفيف
--> ( 1 ) - ن . ك . به : اين نامواژه در فرهنگها .