محمد مهريار
393
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
دنبه Donbe ( h ) صورت اين كلمه به شكل « دنبه » است و گاه آن را به صورت دمبه مىبينيم چنان كه به تفصيل خواهيم آورد . اما دنبه نام ديهى كوچك است در دهستان جوشقان كه جمعيت آن در سال 1345 فقط 27 نفر بوده است اما دمبى ديهى است در دهستان برخوار كه جمعيت آن را 79 نفر برآورد كردهاند . جالب توجه اينكه در همين بلوك ديه كوچكى داريم كه آن را دمبهديز مىنامند و اين ديه اگرچه كوچك است ولى براى ما كه كارمان تحقيق واژهها و اسامى است خيلى جالب توجه است . « 1 » دربارهء جامعهشناسى برخوار در اين فصل توضيح چندانى لازم نيست ، چون هر آنچه بايد دربارهء برخوار گفته شود به تفاريق گفتهايم . اجمالا اينكه برخوار همان دشت قنات آب شمال اصفهان است كه سابقا بسيار آباد بوده و امروز قناتهاى آن خشك شده ولى بسيارى از ديهها با بهرهورى از چاه عميق خود را محفوظ داشتهاند . اين برخوار و اين دشت از مراكز قديم تمدن ايران بوده است . چنان كه اسامى كهن اين ديهها همين مسأله را واضحا نشان مىدهد . يك دنبهء ديگر هم داريم كه ديهى است بسيار بزرگ و آباد افتاده بر ساحل جنوبى رودخانهء زايندهرود و بر سوى باختر دستگرد خيار و به تعبيرى چسبيده به آن و در دنبالهء كوهى به نام دنبه كه كوه كوچك آهكى سفيدى است كه اين ديه در شمال آن قرار گرفته است . امروز ديگر دنبه را نمىتوان ديه ناميد چونكه آثارى بسيار قليل از صورت ديه و ديهنشينى در آن مىبينيم و شهرگرايى آن را گرفته است . ما مكرر گفتهايم كه كثرت جمعيت چنان مىشود كه شهرها ديهها را مىخورند و شيوهء معيشت ديهنشينى و خودكفايى كهن ايرانى از بين مىرود و اين مسأله از اين جهت البته ناپسند است ، ولى مسألهء فراخى شهرها و بلعيدن ديهها در همهجاى جهان عجالتا و متأسفانه شايع است ، ايران هم از اين شيوهء اجبارى فارغ نمىماند . واژهشناسى : آنچه براى ما مهم است نام اين ديههاست . فورا بگوييم كه معنى اين نام كه بر ديههاى بزرگ و كوچك نهاده شده از معنى « دنبهء » گوسفند گرفته نشده تا به نظر زشت و ناپسند آيد ، بلكه خود كلمهء « دنبهء » گوسفند نيز از اصل همان معناست كه اين ديهها بر آن
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 22 و 27 .