محمد مهريار
359
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
سرسبزى و خرمى اين ديه بسى افزون شده است و به حسابى ، ام القراى نواحى اطراف خود بهشمار مىآيد . املاى اين كلمه برحسب تداول عامه و حتى در دفاتر ديوانى و جزء جمع به همين صورت رايج است و به صورت اختصار آن را « خشو » مىگويند و نسبت به آن را « خشويى » مىنويسند . در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور ، « 1 » آن را « خوشوئيه » قيد كردهاند و اين بىشك خلاف تداول عامه و رايج اصفهان مىباشد . اگر از سرسبزى و خرمى اين ديه سخنى به ميان آورديم براى اين است كه منطقهاى كه در آن واقع است و همهء نواحى نزديك رودخانه و در ساحل آن و در جوار اين ديه سبز و خرم و در هنگام برنجكارى تمام سرزمين از فرشى سبزگون زمردآسا مفروش مىشود و بيننده را مسحور مىكند ؛ ولى عمارات و ساختمانهاى خود ديه چندان دلاويز و پسنديده نيست . همچنان با خشت و گل است و با تيرهاى چوبى مسقف شده است . كوچههاى پرگردوخاك در تابستان ، و پرگلولاى در زمستان نشانى از جغرافياى اقتصادى آنهاست و از لحاظ معمارى نيز چيزى دلپذير در آنجا نيست . البته اخيرا درهاى آهنى و ديوارهاى آجرى به آنجا راه پيدا كرده و شهرگرايى مردم با نشان چادرنمازهاى چيت زنها خودنمايى مىكند . از لحاظ جامعهشناسى روستايى ما وقت و بىوقت گفتهايم كه حضارت و تمدن مردم ديهنشين ساحل زايندهرود ( لنجان و النجان ) چيز قابل ذكرى ندارد و در حال حاضر بىسوادى بر مردم غلبه دارد . در سابق ايام سواددار در اين نواحى آنقدر كم بود كه در هر ديه از شمار يكى دو تن بالا نمىرفت ، ولى در سايهء توسعهء صورى فرهنگ و بسط آموزش و پرورش اين نقيصه رو به نزول دارد . در مجموع زندگانى عمومى هم به معيشتى مطلوبتر تبديل مىشود . راديو ، تلويزيون ، يخچال ، حتى حمام سر خانه حالا در بسيارى از خانهها هست . اين نكته را بگوييم كه از لحاظ مالكيت زمين با اينكه اين مسأله در همهء نواحى و ديههاى ايران مشوش و نامرتب است ولى در ديه مورد بحث ما ، بيشتر زمينها متعلق به ساكنان ديه مىباشد . در دور و بر ديه ساختمانى كهن ، حتى ديوار خرابهاى را هم نمىبينى چونكه بارندگى از اين پيش زياد بوده است و اصل برآوردن ساختمانها از خشت خام موجب بىثباتى همهء عمارات شده است . از اينكه بگذريم برجهاى كبوتر اينسو و آنسو
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 230 .